صفحه اصلی | درباره ما | ارتباط با ما |
ارسال شبهات | شبهات رایج در افواه | شبهات رسانه ای | شبهات ما | گالری |

شبهات اعتقادي | شبهات سياسي | شبهات اجتماعي | شبهات اقتصادي | شبهات فلسفي | شبهات حقوقي و احكام | شبهات تاريخي | شبهات قرآني | شبهات عرفاني | شبهات متفرقه

گالری خودزنی آمریکا در 11 سپتامبر

بزرگ‌ترین سیل پاکستان

نمایش عشق در آلمان

X-shobhe

فاجعه ی زیست محیطی - 2

فاجعه ی زیست محیطی - 1

معروف‌ترین سمبل‌های جهانی آمریکا

عملیات محیرالعقول سربازان اسرائیلی در خاک فلسطین
                  
  شبكه هاي راديويي و تلويزيوني
  فيلم ها و سريال ها
  روزنامه ها و مجلات
  كتاب ها و مقالات
  سايت هاي خبري
  سخنراني ها
  كتب درسي در سطح مختلف
  جلسات علمي، مذهبي، سياسي
  آرشیو اخبار
  آرشیو مجله الکترونیک
  آرشیو گالری
  آرشیو شبهات ارسال شده
  شبهات رایج در افواه
  شبهات کلامی (اعتقادی)
  شبهات فلسفی
  شبهات قرآن کریم
  شبهات سیاسی
  شبهات حقوقی و احکام
  شبهات تاریخی
  شبهات اجتماعی
  شبهات اقتصادی
  شبهات عرفان
  شبهات متفرقه
متفرقه ش (تهران): آیا سرنوشتی هر انسانی قبلاً ا زجانب خداوند تعیین و قطعی شده است و اگر چنین است آیا انسان می‌تواند آن را تغییر دهد؟

 نسخه قابل چاپ

22 تير 1389-

x-shobhe: متأسفانه این شائبه در اذهان بسیاری از مردم جای گرفته است که سرنوشت‌ انسان از قبل تعیین شده است و هیچ مفری برای تغییر آن وجود ندارد. ریشه‌ی این اندیشه‌ی خطا، بیشتر سیاسی است. در طول تاریخ مستکبرین و زورمداران که همیشه اموال مردم در غارت می‌کردند، سعی می‌نمودند چنین به دیگران القا کنند که هر چه ما می‌کنیم و هر چه بر سر شما می‌آید، خواست خداوند متعال است و چاره‌ای از آن نیست. چنان چه حتی یزید به حضرت زینب علیهاالسلام گفت: دیدی خدا چه بر سر برادرانت آورد؟!

مأسفانه این اندیشه غلط در میان برخی از فرق اسلامی نیز به عنوان یک عقیده‌ی توحیدی مطرح شده است. آنها می‌گویند: همه چیز و همه‌ی سرنوشت‌ها از طرف خداوند قطعی و محتوم شده است (جبریون). این اعتقاد غلط سبب گردید تا در مقابل گروه دیگری نیز بر این باور شوند که هیچ چیز از طرف خدا قطعی و محتوم نیست و همه‌ی اختیارات به دست خود بشر سپرده شده است (اختیاریون). اما اعتقاد راسخ، عقلی و منطبق با قرآن و احادیث تشیع این است:

«لا جبر و لا تفویض، بل الامر بین امرین» - یعنی نه «جبر» کامل حکم فرماست و نه اختیا رکامل، بلکه امری بین این دو است. یعنی در برخی از امور جبر حاکم است. به عنوان مثال: این شما نیستید که با اختیار خود انتخاب کنید در چه زمانی و در کدام نقطه‌ی جغرافیایی به دنیا بیایید و یا کی از دنیا رحلت کنید. اما در بسیاری از امور نیز «اختیار» داده شده است. مثل این که می‌توانید: مؤمن یا کفر شوید سفر کنید رعایت دستورات یا سرپیچی نموده و یا حتی خودکشی نمایید.

بدیهی است که اگر «جبر» مطلق حکم‌فرما بود، دیگر مباحثی چون: سؤال و جواب عقاب و ثواب و بالتبع ارسال انبیاء و بیان چه باید کردها و چه نباید کردها (دین) و هدایت معنا و مفهومی نداشت. چرا که هر کس به حکم جبری که بر او حاکم شده و سرنوشتی که برایش محتوم شده بود عمل می‌نمود.

خداوند متعال در قرآن کریم، انسان را به تفکر، تعقل و تقوا و برگزیدن راست و صراط مستقیم دعوت می‌نماید و از انحراف و نافرمانی و جهالت بر حذر می‌دارد. پس معلوم است که اختیاری وجود دارد. و نیز می‌فرماید:

«... إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِم‏ ...» (الرعد 11)

ترجمه: ... خداوند سرنوشت هيچ قوم (و ملّتى) را تغيير نمى‏دهد مگر آنكه آنان آن چه را در خودشان است تغيير دهند ...!

و یا می‌فرماید:

«لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ فقد استَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى‏ لاَ انْفِصامَ لَها وَ اللَّهُ سَميعٌ عَليمٌ» (البقره - 256)

ترجمه: در قبول دين، اكراهى نيست. (زيرا) راه درست از راه انحرافى، روشن شده است. بنا بر اين، كسى كه به طاغوت [بت و شيطان، و هر موجود طغيانگر] كافر شود و به خدا ايمان آورد، به دستگيره‌ی محكمى چنگ زده است، كه گسستنی براى آن نيست. و خداوند، شنوا و داناست.

بدیهی است اگر اختیاری در کار نباشد و سرنوشت‌ها همه از پیش محتوم و مختوم باشد، هیچ قومی نمی‌تواند سرنوشت خود را تغییر دهد و هیچ کس نمی‌تواند با اراده‌ی خود نسبت به طغیان و طغیان‌گر موضع رد و تکذیب بگیرد. پس خداوند متعال به انسان عقل، اراده و اختیار داده است تا سرنوشتش در دنیا و آخرت را خود تقریر نماید.

برای روشن‌تر شدن بسیاری از مفاهیم، یک داستان نقل می‌شود:

در زمان پیامبر اعظم صلوات الله علیه و آله، شخصی از کفار به دوستان خود گفت: امروز می‌خواهم پیامبر را (به اصطلاح خودمان و العیاذ بالله) خیط یا استهزاء کنم! از او سؤال کردند: تا کنون کسی نتوانسته است، تو چگونه می‌خواهی این کار را بکنی؟! گفت: یک دانه خرما به دست می‌گیرم و از او سؤال می‌کنم که آیا این دانه‌ی خرما روزی من هست یا خیر؟ اگر گفت: بله. آن را زیر پا می‌اندازم و له می‌کنم و اگر گفت: نه. آن را می‌خورم.

این فرمول به نظر دیگران نیز صحیح و جالب آمد. نزد ایشان رسیدند و او عین سؤال را مطرح کرد. پیامبر اکرم (ص) در پاسخ فرمودند: اگر بخوری روزی توست و اگر نخوری نه!

این پاسخ ابعاد گوناگونی دارد و از آن جمله آن که مقدر نمودن بسیاری از مقدرات به دست خود شماست. و پاداش و عقاب نیز به همین سبب است.

اگر فرمود: نماز، محبت و احترام به والدین، صله‌ی ارحام، نماز شب و ... روزی را زیاد می‌کند و اگر فرمود: صدقه دفع بلا می‌کند و اگر فرمود: توبه و دعا همه چیز را تغییر می‌دهد، معلوم است که تعیین و تقریر بسیاری از فرازها و نشیب‌های سرنوشت، به دست خود انسان سپرده شده است.

نظرات كاربران




*

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به x-shobhe می باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.