انقلاب - لطفا به شبهه زیر پاسخ مستدل و وافی بدهید 1- اولین قائم مقام رهبری ضد انقلاب بود (منتظری) ۲_اولین امام جمعه‌ی ایران حامی منافقین بود (طالقانی) ۳_معلم انقلاب که التقاطی بود (شریعتی) – ادامه در متن ...

در ادامه آمده است: ۴_اولین نخست وزیر مملکت جاسوس آمریکا بود (بازرگان) ۵_اولین رییس‌جمهور جمهور مملکت هم که جاسوس منافقین بود (بنی صدر) ۶_نخست وزیر هشت ساله‌ی جنگ که اصل فتنه است (موسوی) ۷_هشت سال رییس‌جمهور اصلاحات که حامی فتنه است (خاتمی) ۸_هشت سال رییس‌جمهور سازندگی و رییس تشخیص مصلحت نظام که ساکت فتنه است (رفسنجانی) ۹_این هشت سال آخریه هم که جریان انحرافی از کار در اومد (احمدی نژاد) ۱۰_ رییس دو دوره ی مجلسمونم که فتنه‌گر و عامل استکبار از کار دراومد (کروبی). سوال اینجاست این انقلابی که نباید بذاریم دست نا اهلان بیوفته ، اساساً کی دست اهلش بوده که ما نگهش داریم..!!؟

ایکس – شبهه / پایگاه پاسخگویی به سؤالات و شبهات: این به اصطلاح شبهه، حدود یک ماه پیش در فضای مجازی (وایبری و ...) طرح و منتشر شد، اما واقعاً باید به هر چه می‌گویند، پاسخ داد؟! این که همان منفعل شدن است و همان چیزی است که آنها می‌خواهند.

دقت داشته باشیم که به حقیتی، واقعیتی و به هر حرکتی، از هر زاویه‌ای و با هر عینکی می‌شود نگاه کرد؛ با هر نوع موضعی می‌توان برخورد کرد و هر چیزی در موردش گفت و نوشت. نگاه‌هایی واقع بینانه است و ضعف و قدرت را با هم می‌بیند – نگاه‌هایی خوش‌بینانه‌یِ ساده لوحانه است و هیچ ضعفی را نمی‌بینند؛ و بعضی هم نگاه مگسی دارند و اگر تعفنی باشد، فقط آن را می‌بینند و از همان ارتزاق می‌کنند تا حیات‌شان ادامه یابد، بعضی حتماً باید با عینک ببینند، اما فقط با عینک بغض و کینه و عداوت و بدبینی می‌بینند. برخی خدا و پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله را نیز مسخره کرده و می‌کنند، حالا دهن کجی آنها به انقلاب و این نظام که چیزی نیست:

«یا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ مَا یأْتِیهِم مِّن رَّسُولٍ إِلاَّ كَانُوا بِهِ یسْتَهْزِؤُون» (یس، 30)

ترجمه: دریغا بر بندگان! كه هیچ فرستاده‏اى بر آنها نمى‏آمد مگر اینكه پیوسته او را استهزا مى‏كردند.

حال آیا باید هر چه می‌گویند در نظر ما خیلی مهم جلوه کند و پاسخ بگوییم؟! پس اگر پاسخ می‌دهیم، اهمیت دادن به آنها نیست، بلکه پاسخ به هموطنان واقع‌بینی است که مخاطب سؤال و شبهه قرار گرفته‌اند، به ویژه جوانانی که در گذر انقلاب قرار نداشتند.

1– ایمان، نه تنها برای امثال آقای منتظری، بلکه برای هیچ کس ثابت نیست و ممکن است که «ایمانِ مستودع» باشد، یعنی برگردد. لذا همان طور که حضرت امام خمینی رحمة الله علیه، با تأسی به آموزه‌های اسلامی فرمودند: «ملاك حال فعلی افراد است»، شرایط و مواضع افراد در اوقات متفاوت، مختلف می‌شود.

الف /1- در هر حال مطرح شدن آقای منتظری به عنوان "قائم مقام رهبری"، از سوی امام (ره) نبود. ایشان از همان ابتدا وی را شایسته این مسئولیت بزرگ نمی‌دانستند، چنان چه  در پاسخ استعفای وی چنین تصریح کردند: «رهبری نظام جمهوری اسلامی کار مشکل و مسئولیت سنگی و خطیری است که تحملی بیش از طاقت شما می‌خواهد و به همین جهت، هم شما و هم من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودیم و در این زمینه مثل هم فکر می کردیم...»

در هر حال رهبری انقلاب هیچ گاه به دست وی نیافتاد که بگوییم به دست نااهلان افتاد.

2 - مرحوم آیت‌الله طالقانی رحمة الله علیه، به هیچ وجه حامی منافقین نبوده است و این تهمت بسیار بزرگی به ساحت مقدس ایشان می‌باشد. «سازمان مجاهدین خلق» نیز پیش از انقلاب "سازمان منافقین" نشده بود، با بسیاری از روحانیون نیز ارتباط داشت، اما پس از انقلاب، آزادی مسعود رجوی از زندان و کودتای درون سازمانی و ...، به یک سازمان تروریستیِ منافق مبدل گردید.

امام با کسی تعارف نداشت، هیچ گاه یک روحانی حامی منافقین را امام جمعه نمی‌کرد و در وصفش نمی‌فرمود: "زبان او مانند شمشیر مالک اشتر بود".

3 – مرحوم دکتر شریعتی (ره) نیز معلم انقلاب نبود. مگر مردم ایران به تعلیم مرحوم دکتر شریعتی انقلاب کردند؟! این چه ادعا و افترای بیجا و سخیفی است! مرحوم شریعتی، پس از انقلاب به مراتب معروف‌تر از پیش از انقلاب شد، در حالی که خودش دیگر نبود.

مرحوم دکتر شریعتی، استادی بود که در سال 1334 تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته ادبیات و علوم انسانی در مشهد آغاز کرد – در سال 1337 به علت شاگر اولی بورسیه فرانسه شد – در طی تحصیل در فرانسه با اندیشه‌های ما‌سینیون، گورویچ‌ و ژان پل ‌سا‌تر آشنا شد که مبتنی بر نظریات اومانیستی و اگزیستانسیالیتی بودند و در سال ۱۹۵۹ میلا‌دی‌ به‌ سا‌زما‌ن‌ آزادیبخش‌ الجزایر می‌پیوندد ...؛ این دکترای جامعه‌شناس، به اسلام و تشیع اعتقاد و علاقه داشت و از روحیه‌ای مبارزاتی نیز برخوردار بود. در ابتدا گرایشاتی به نهضت ملی ایران به رهبری دکتر مصدق داشت، چندین جلسه در حسینه‌ی ارشاد سخنرانی کرد و چندین بار نیز توسط ساواک دستگیر شد .... حال خدایش رحمت کند، اما چه ربطی به «معلم انقلاب اسلامی» دارد؟!

4 – چه کسی گفته که بازرگان به عنوان اولین نخست‌وزیر ایران، جاسوس امریکا بوده است؟! بله خط و نگاه "نهضت آزادی" انحرافات بسیاری داشت، بیشتر "ملی‌گرا" بود تا اسلامگرا و انقلابی. اکنون نیز بازمانده‌هایی چون دکتر یزدی، سنگ امریکا به سینه می‌زنند، اما چه کسی تا کنون ادعا کرده که بازرگان جاسوس امریکا بوده است؟! تردیدی نیست که مانند عموم مردم، ولایت‌پذیر نبود، رأی خود را صائب می‌دانست (مانند بسیاری از مسئولین امروز).

1/4 – بازرگان را ما مردم انتخاب کردیم، قبل از پیروزی انقلاب هم انتخاب کردیم، چون او را دانشمندی اسلام شناس و مبارز می‌دانستیم. ما بودیم که ضمن شعار "الله اکبر، خمینی رهبر"، فریاد می‌زدیم "بازرگان، بازرگان، نخست وزیر ایران". در واقع ما او را به امام تحمیل کردیم. البته مقصر نبودیم، چرا که بیش از دو هزار سال، جز شاهنشاهی چیزی ندیده بودیم. این اولین فریادها و انتخاب‌های این ملت بود.

5- بنی صدر را می‌توان گفت که از همان اول جاسوس بود. بالاخره اسکتبار جهانی، امریکا و انگلیس و فرانسه و اسرائیل که بی‌کار ننشسته بودند تا نظاره‌گر پیروزی این انقلاب باشند. بنی صدر و قطب‌زاده و ... داشتند که نفوذ داده بودند، هنوز هم همین طور است و هم چنان ادامه خواهد داشت.

بنی‌صدر ابتدا به عنوان یک شخصی که فلسفه اسلامی می‌داند، وارد عرصه شد، منتهی به شکل تبلیغاتی. ایران هیچ موقع از فیلسوفان اسلامی خالی نبوده است. علامه آیت الله طباطبایی، استاد شهید آیت الله مطهری، علامه آیت الله جعفری، آیت الله شهید دکتر بهشتی و ... همه فیلسوفان اسلامی معاصر او بودند که در ضمن فقیه هم بودند. منتهی او تبلیغاتی وارد شد، چند جلسه با به اصطلاح مارکسیست‌ها یا طرفداران توده بحث کرد، ما هم خوشمان آمد که یک غیر روحانی آنها را منکوب کرده و برایش کف و صوت کشیدیم تا رییس جمهور شود. خب این هم درسی بود که ما مردم باید می‌آموختیم تا رشد کنیم. چوب اسیر ترفندهای جنگ نرم را خوردیم، بهشتی و هفتاد و تن را از دست دادیم، خاک کشور و شهدای بسیاری را از دست دادیم، تا متوجه شویم نباید برای هر شعاری کف و صوت زد، اگر چه بحث فلسفی بکند، یا چند آیه و حدیث هم بخواند، یا حتی ملبس باشد و ملقب به حجت‌السلام و آیت‌الله و دکتر و ... باشد.

6- پس از او، شهید رجایی و شهید دکتر آیت الله باهنر رییس جمهور و نخست وزیر منتخب مردم بیدار شده بودند که به سرعت ترور شدند.

7- رییس جمهورِ معروف شده به هشت سال دوره سازندگی (هاشمی رفسنجانی)، اکنون رییس دفتر شورای تشخیص مصلحت نظام است؛ اتفاقاً نه تنها ساکت فتنه نیست، بلکه بیش از دیگران بلندگوی آن محسوب شد، چون جایگاهش با دیگرانی که بسیار فریاد گوشخراش نیز می‌زدند، متفاوت بود. حواسش هم از امثال موسوی و کروبی جمع‌تر بود.

هیچ کس نمی‌تواند بگوید که آقای هاشمی از اول چنین مواضعی داشت. چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب. اما در هر کس نقاط ضعفی است که اگر توجه نکند، در برهه و امتحانی متورم شده و بیرون می‌زند. حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام، راجع به زبیر هم می‌فرمود: "او از ما بود، تا این که پسرش بزرگ شد".

7- سایر مسئولین اجرایی کشور چون خاتمی، احمدی‌نژاد و روحانی و هم چنین نمایندگان مجلس نیز از این قواعد مستثنی نیستند. همه را خودمان انتخاب می‌کنیم، به تناست اطلاعات، شعور، بصیرت، اهداف و دغدغه‌های خودمان. هر چند که ممکن است اسیر موج تبلیغاتی و ضد تبلیغاتی شویم  و انتخابمان اصلح نباشد.

اما هیچ کدام خودشان را ضد اسلام، ضد انقلاب، ضد ولایت، ضد کشور و مردم نشان ندادند یا چنین ادعاهایی نداشتند که ما بخواهیم بگوییم چون آنان را انتخاب کردیم، انقلاب به دست نااهلان افتاده است!

آقای احمدی‌نژاد، خطاهای بزرگ و بعضاً غیر قابل اغماض و بخششی داشت، اما حتی رهبر انقلاب که استقرار این حرکت و نظام را رصد و رهبری می‌کند، تصریح کردند که دستآوردها و خدمات این دوره در طی پنجاه سال گذشته بی‌سابقه بوده است. اما احمدی نژاد از سویی با ضد تبلیغی شدیدی مواجه بود و از سوی دیگر خطاهایی داشت که از جمله آنها قهر یازده روزه و نیز مرید و مراد بازی با آقای مشایی بود که از محبوبیت او کاست. مخالفانش نیز کم نگذاشتند و بر این موج سوار شدند. مگر خاتمی با سوار شدن بر موج ضد تبلیغ علیه هاشمی و خانواده‌اش محبوب و منتخب نشد؟! بعداً با هم کنار آمدند.

گاهی ما مردم، به رغم آن که به بهترین ملاک‌ها و شاخصه‌ها رهنمود می‌شویم، انتخاب اصلح نمی‌کنیم، خب زیانش را هم می‌بینیم، اما همین‌طوری ساخته و کامل می‌شویم.

8- این که امام خمینی رحمة الله علیه فرمود: "نگذاريد انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بيفتد"، یک درس، تذکار، هشدار و انذار همیشگی برای همگان است و مختص به روی کار آمدن یک شخص، یا ناصالح شدن یک صالح پس از قدرت یا کنار گذاشتن از قدرت نمی‌باشد.

***- الحمدلله رب العالمین نیز انقلاب تا کنون به دست نااهلان نیافتده است، رأس انقلاب و این نظام، ولایت فقیه است؛ و بدنه و جان آن نیز مردم هستند که هم چنان محکم‌تر، آگاه‌تر و بصیرتر از گذشته در مسیر انقلاب قرار دارند. این وسط قوای مجریه و مقننه‌ی قرار دارد که به تناسب انتخاب ما، خوب و بد دارند. اما محصول پس از 35 سال، انقلابی جهانی‌تر، نظامی قدرتمندتر، با علم و صنعت پیشرفته‌تر می‌باشد که به مراتب بیش از گذشته محبوب قلوب و چشم امید بسیاری در سرتاسر جهان است.

 

 

 

http://www.x-shobhe.com