فرقه اکنکار - میخواستم در مورد مکتب اک یا اکنکار بدونم و یه جواب قاطع برای کسانیکه از این مکت پیروی میکنند داشته باشم ؟ (لیسانس حسابداری / تبریز)

ایکس – شبهه / پایگاه پاسخ‌گویی به سؤالات و شبهات: اکنکار یک فرقه است و نه یک مکتب.

پیش از اشاره به اعتقادات این مکتب یا هر مکتب دیگری، ضرورت دارد که بدانیم: هیچ کس  به جز خداوند متعال نمی‌تواند چیزی بیافریند. وگرنه خودشان عالَمِ دیگری می‌ساختند و در آن به جای بندگی، خدایی می‌کردند، بدون هیچ ترسی از مرگ یا عواقب پس از مرگ.

از این رو، ابلیس و سایر شیاطین جنّ و انس، برای فریب دیگران، هیچ راهی به جز "انکار حقایق" از یک سو و "بدل‌سازی" از سوی دیگر ندارند. چرا که پس از "تکذیب و انکار یک حقیقت"، یک جایگزینی برای آن لازم است و چیزی به جز "بدلی از همان اصل" نمی‌تواند جایگزین گردد. این اصل بسیار مهمی است که نمود آن در هر گونه انحرافی [اعم از اعتقادی یا رفتاری = عبادی] ظهور و بروز دارد. اصل «بدل به جای اصل». از «إله» کاذب به جای «الله» که تنها إله است - تا دین و مذهب بدلی به جای اصلی – تا "ایسم"‌های من درآوردی به جای شریعت الهی – تا رهبران دروغین به جای امامان حقیقی – تا حتی ربا در بدل از اقتصاد سالم – زنا در بدل از ازدوج – گناه در بدل از تفریح و ... .

اکنکار:

اکنکار نیز در کنار سایر مکاتب دست‌ساز، بدل دیگری از اصل است. چون این مکاتب از سویی قصد انحراف مردم و ایجاد اعوجاج را در راه رشد و کمال دارند و از سویی دیگر نمی‌توانند حقایقی چون: خدا، هستی، انسان، شیطان، روح، قیامت، رشد و انحطاط معنوی و ... را رد کنند، با اقتباس از جهان‌بینی، اندیشه‌ها و معارف توحیدی و اسلامی و ایجاد انحراف در آنها، یک "بدل" ساخته‌اند.

اکنکار (Eckankar )، مکتبی با نگاه مذهبی و به اصطلاح خداگرایانه است که در سال 1965 توسط پائول توئیچل «Paul Twitchell» به صورت رسمی بنیانگزاری شد. او نه تنها منکر خدا نیست، بلکه مدعی خداگرایی است، اما تعاریفی شبیه به تعاریف سایر بت‌پرست‌ها از خدا دارد و هیچ گاه نیز پاسخ نداد که پس این خدا تا کنون کجا بود و چرا تا سال 1965 خودش را نشناساند و آیا به تو وحی فرستاده یا از خودت می‌بافی؟! و بالاخره آن که دلایل و براهین تو بر ادعاهایت چیست؟!

خدای اکنکار:

خدای خود را "سوگماد" نامیده و معتقد است که 12 طبقه، با 12 خدا وجود دارد که سوگماد از تمامى دوازده خدا بالاتر بوده و تمامى خدایان، تحت عنایت و قدرت او داراى قدرت مى‏باشند.

او تقسیم آسمان‌ها و زمین (عالم هستی) به چند طبقه را از اسلام که عوالم وجود را هفت طبقه بیان نموده گرفته است و رقم 12 را نیز از کتب آسمانی چون: تورات و 12 چشمه و 12 رهبر برای موسی علیه السلام – انجیل و 12 حواری برای حضرت عیسی علیه‌السلام  و قرآن (اسلام) و 12 امام علیهم السلام گرفته است و با آمیزش این دو، یک بدلی ترسیم و ارائه داده است؟ مثل سامری که خاکی از جای پای رسول (جبرئیل یا فرشته وحی) برگرفت و مقداری طلا مخلوط کرد، گوساله‌ای ساخت و گفت: این همان خدای موسی و خدای شماست!

اما او قائل به 12 خداست (گویا اصلاً معنی و مفهوم خدا را نمی‌داند) و نمی‌گوید که اگر این 12 خدای او، تحت عنایت، قدرت و فرمان یک خدا هستند، پس چرا آنها را «خدا» می‌نامد؟!

این همان بدل زدن با ایجاد اعوجاج است. یعنی اهل توحید و کتاب آسمانی انبیا، رسل و ائمه علیهم‌السلام را صاحب قدرت و ولایت الهی می‌دانند، اما اذعان دارند که همه مخلوق و بنده هستند، اما "اکنکار" با اقتباس از انحرافات تورات و انجیل در خدا یا پدر و فرزند خدا خواندن دیگران و نیز اقتباس از مکاتبی چون بودیسم و ...، آنها را نیز خدا می‌خواند.

روح و بهشت:

معاد - او مسئله معاد و بازگشت روح را نیز از تمامی کتب آسمانی و اندیشه‌ها و جهان‌بینی توحیدی گرفته است و در بدل‌سازیِ اعوجاجی‌اش، برای خدایش (سوگماد) جایگاه تعریف کرده است و معتقد است که خدا در بهشت است – یعنی برای او جسمیت و مکان قائل است. بعد دستورالعمل‌هایی دارد که روح در بند بدن نباشد، جدا شود و به آن سرزمین برسد (1)، که مخلوطی از اندیشه‌های دینی، به انضمام برنامه‌های ریاضتی سایر مذاهب و فرقه‌های بشری می‌باشد.

عالم هستی و شیطان: چنان که بیان شد، او عالم هستی را به دوازده طبقه و هر یک دارای یک خدا تقسیم کرده است. این عالم دو قطب مثبت و منفی دارد، رأس قطب مثبت «سوگماد» قرار گرفته و رأس قطب منفی نیز نرانجان «Niranjan» قرار گرفته است.

این بافته‌ها نیز اقتباس از سایر مکاتب است. خدای اهورا – خدای اهریمن – خدای روشنایی – خدای تاریکی – خدای قوت – خدای ضعف – خدای باران – خدای قحطی و ... – او تلاش کرده تا موضوع "خدا و شیطان" را در قالب اقطاب مثبت و منفی عالم، داستان‌سرایی کند. مثل داستان‌های ساختگی در برخی کتب ادیان و یا مذاهب و مکاتب بشری. پس کار خاصی نکرده، فقط اسم‌ها را تغییر داده و همان حرف‌ها را زده است.

طرفداران:

در این عالم بشری، برخی دنبال اصل هستند و برخی بدلیجات را بیشتر دوست دارند. از این رو هر گاه به آنان بگویید: شما که به اندازه‌ی قیمت اصل هزینه می‌کنید، و با این بدلی پُز اصل را می‌دهید و قیود زیادتری را پذیرفته‌اید تا خود را اهل آن نشان دهید، پس چرا به سراغ "اصل" نمی‌روید؟! در عین حال که پاسخی ندارد، زیر بار هم نمی‌روند. دوست دارند به "بازی" مشغول باشند که بدلی از واقعیت است.

علت اصلی انحرافات:

ریشه اصلی این انحرافات اعتقادی که به انحراف رفتاری و عملی نیز می‌انجامد، همان "استکبار در بندگی" خداست که در ابلیس بروز و ظهور یافت و آن را به بشر القا می‌کند.

این قبیل افراد (در تمامی اعصار و سرتاسر جهان) به دنبال خدایی هستند که خودشان آن را ساخته‌باشند، حال چه فرعون باشد، چه گوساله، چه هُوَل و چه سوگماد و ... – دنبال دینی هستند که باید و نبایدهایش را خودشان تعریف کرده باشند – بهشت و جهنمی که چگونگی و حاکم و داورش خودشان باشند - و خلاصه دنبال بندگی هوای نفس خودشان هستند.

***

1-     Anami lok، منطقه‏اى است که ارواح بوسیله خداى خدایان، حیات دوباره مى‏یابند و انعکاس از ذات خود او مى‏گیرند، جهان مقام متعال، سوگماد، مرکز اقتدار عالم، مرکز تمام زندگى و هستى است، صوتى که در این‏جا شنیده مى‏شود، صداى گردباد است و کلام اسرارى آن همان «هیو» می‌باشد که آن را منطقه دهم می‌خواند و نام «هیو» را نیز از واژه «یَهُوَ» نام خدای یهودیان گرفته است. مثل «یا هو» در اسلام. سایت صهیونیستی "یاهو" نیز از همین نام است.

سیاست:

سردمداران استکبار و کفر جهانی، برای مقابله با موج فزاینده‌ی خدا و دین‌گرایی و به ویژه توجه به اسلام در سرتاسر جهان و از جمله جوامع غربی، از هیچ تلاش، ترفند و حقه‌ای پرهیز ندارد. به موازات آن که تکذیب خدا، دین و دین‌گرایی را ترویج می‌کند، از یک سو صدها دین و فرقه می‌سازد و حتی داعش درست می‌کند و از سوی دیگر یه کتاب‌های خاک‌گرفته‌ی موزه‌ها متوسل می‌شود و انواع و اقسام فرقه‌ها را رواج می‌دهد.

اکنکار در جهان غرب نیز شناخته شده نیست، چه رسد به جهان اسلام. بی‌تردید اگر در ایران آمار بگیریم، جز چند نفر معدود اطلاعاتی راجع به آن ندارند و اصلاً نامش را هم نشنیده‌اند. پس این به اصطلاح گرویدگان و طرفداران، از کجا با این فرقه آشنا شده‌اند و چه زود خود را مطرح کرده‌اند که برخی گمان می‌کنند که باید با استدلال آنها را نفی کنند، تا این جدال سبب طرح و معرفی آنها گردد؟! باید دید چه کسانی و چه جریان‌هایی سکان هدایت این اعوجاج را در دست دارند؟!

پس این گرایش، یا ادای گرایش، یک گرایش اعتقادی نیست که آنها بخواهند اثبات کنند و شما بخواهید رد کنید و برایش استدلال بیاورید. بلکه جریانی مانند انواع شیطان‌پرستی‌ها یا فرقه‌های نوظهور می‌باشد، با اهداف سوء فرهنگی – سیاسی.

 

 

 

http://www.x-shobhe.com