چرا نسخ فقط در زمان پیامبر بوده؟ آیا سایر نسل بشر، بعد از پیامبر نیاز به تغییر احکام نداشتند ولی در آن 23 سال داشته‌اند؟!

پایگاه پاسخگویی به سؤالات و شبهات (ایکس – شبهه): همان‌طور که اشاره نمودید، "نسخ" در لغت به معنای «ازاله – تغییر – ابطال و امثال آن» می‌باشد و در عرصه‌ی قوانین و احکام مطرح می‌باشد. هر گاه قانونی بیاید که قانون قبلی را [به طوری که جمع دو قانون قبلی و فعلی ممکن نباشد] نفی نماید، نسخ می‌گویند.

الف -  با توجه به پاسخ چند پرسش در ذهن، چرایی اختصاص نسخ به دوره‌ی ایشان مشخص می‌گردد:

●- احکام الهی را چه کسی وضع می‌نماید؟ خدا.

●- چه کسی می‌تواند حکم وضع شده را نسخ (نفی و ابطال) نماید؟ خدا.

●- خداوند متعال دین و شریعت (احکام) را به چه طریق و واسطه‌ای به بندگانش ابلاغ نموده است؟ به طریق وحی به نبی و رسولش صلوات الله علیه و آله.

●- پس از آن که خاتم‌النبیین صلوات الله علیه و آله رحلت نمودند و وحی قطع شد، چگونه حکم یا احکامی نسخ گردد و چه کسی می‌خواهد و اجازه دارد که حکم خدا را نسخ (ابطال) کند؟ هیچ کس.

نتیجه:

بنابراین، از یک سو منسوخ کردن احکام الهی، پس از رحلت پیامبر اکرم (ص)، هیچ تعریف، جایگاه و نتیجه‌ای جز دست بردن در دین (دین سازی)، بدعت و شریعت‌سازی ندارد؛ از سوی دیگر، یعنی [العیاذ بالله، خداوند متعال احکامی فرستاده که دیگر باید تغییر یابد، و آن را نیز ما تشخیص می‌دهیم که کدامش تغییر یافته و چگونه شود؟!] – و به طور کلی یعنی تحریف و ابطال دین خدا.

ب – در قرآن کریم نیز بیش از پنج مورد "نسخ" وجود ندارد.

ج – موارد نسخ نیز چنین نبوده که گمان شود العیاذ بالله، خدا یک حکمی داده و بعداً پشیمان شده و حکم دیگری داده است، بلکه احکام در اصل تابع «مصلحت و مفسده» می‌باشند، چنان که حکم یا احکام، از حکمت گرفته شده است. و البته تشخیص این مصلحت و مفسده نیز با خالق علیم و حکیم می‌باشد، نه این که هر کسی یا هر گروهی در هر زمانی بگوید به «به نظر من ...»!

د – با اتمام دوره‌ی آخرین نبی و رسول الهی، صلوات الله علیه و آله، دین کامل شد، پس دیگر هیچ لزومی به نسخ وجود نداشت و ندارد، وگرنه خداوند متعال خود این کار را انجام می‌داد.

ﮪ – امروزه احکام جامع و کاملی در اختیار ما می‌باشد، اما خشک و تک بُعدی نمی‌باشند. لذا بسیاری از احکام، با تغییر شرایط زمانی، مکانی و ...، متغیر می‌شوند، اما نه تغییر دلخواه، بلکه چگونگی تغییرش نیز در همان احکام بیان گردیده است و کار "فقه و فقیه" همین است.

به عنوان مثال: حکم چهار رکعت بودن نماز‌های ظهر، عصر و عشاء، قطعی است، نسخ نمی‌گردد، اما برای مسافر، یا رزمنده در میدان جنگ و ...، متغیر می‌گردد - یا وجوب روزه‌ی ماه مبارک رمضان قطعی می‌باشد، اما برای مسافر، بیمار و معذور، متغیر می‌گردد -  یا حج تمتع واجب الهی است، اما فقط برای مستطیع، و البته استطاعت نیز فقط مالی نیست، حتی ممکن است که مسائل امنیتی یا سیاسی را نیز شامل گردد – یا احکام معاملات، تجارت، بیع و نیز معاملات پولی و ربوی ثابت است، اما شکل آن امروزه بسیار متفاوت از گذشته می‌باشد، بنابراین باید راه‌کارهای اجرایی در قالب همان احکام متغیر گردد.

نمونه‌ای از آیه‌ی نسخ:

... دستورى که به مسلمانان در مورد دادن صدقه قبل از نجوا و گفتگوهاى درگوشى با پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله) داده شده بود: « یا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اِذا ناجَیْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَىْ نَجْویکُمْ صَدَقَهً»؛

ترجمه: اى کسانى که ایمانآورده‌اید هنگامى که مى‌خواهید با پیامبر نجوا کنید پیش از نجوا، صدقه‌اى در راه خدابدهید. (سوره مجادله، آیه 12)

این آزمونى بود براى مسلمانان که جز یک نفر ـ امیرمومنان على علیه السلام ـ به آن عمل نکرد و به زودى آیه ناسخ نازل شد و فرمود:

« اَءَشْفَقْتُمْ اَنْ تُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَىْ نَجْویکُمْ صَدقات فَاِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ تابَ اللهُ عَلَیْکُمْ فَاَقیمُوا الصَّلاهَ وَ اتُوا الزَّکوهَ وَ اَطیعُوا اللهَ وَرَسُولَهُ وَ اللهُ خَبیر بِما تَعْمَلُونَ »؛

ترجمه: آیا ترسیدید فقیر شوید که از دادن صدقات، پیش از نجوا خوددارى کردید، اکنون که این کار را نکردید و خداوند توبه شما را پذیرفت نماز را برپا دارید و زکات را ادا کنید و خداو پیامبرش را اطاعت نمایید و [بدانید] خداوند از آنچه انجام مى‌دهید باخبر است). (سوره مجادله، آیه 13) – (تفسیر نمونه، ج 1، ص 390)

مشارکت و هم‌افزایی (سؤال کوتاه و نشانی لینک پاسخ، جهت ارسال به دوستان در فضای مجازی)

چرا نسخ فقط در زمان پیامبر بوده؟ آیا سایر نسل بشر، بعد از پیامبر نیاز به تغییر احکام نداشتند ولی در آن 23 سال داشته‌اند؟!

http://www.x-shobhe.com/shobhe/8322.html

 

 

http://www.x-shobhe.com