س- در مقابل مهریه بالا، هزینه‌های مترتب بر مراسم که حتماً در تالار باشد و ... که ازدواج را مشکل‌تر کرده است چه کنیم؟ آیا این سختی‌ها در امر ازدواج مورد تأیید اسلام عزیز است؟

ارسال نظر

نظرات کاربران

پاسخ شایسته ای بود و ماهیت سهل ازدواج در اسلام و فربه شدن بیش از حد آن با فرهنگ و عرف را به خوبی نشان می دهد. اما چند نکته در نقد یا تکمیل آن دارم. 1) نوشته اید "اگر وضع مالی داماد خوب است منعی ندارد که هر چه دوست دارد به همسرش هدیه بدهد. اما این هدیه در قالب مهریه نباشد." مشکل اینجاست که داماد متمول نیز خود را مجبور به ازدواج با هم کفو خود می بیند و خانواده عروس انتخابی اش نه تنها در هدیه که در مهریه نیز به بالاترین طبقه اقتصادی ظاهر شده در تاریخ تشبه می کند و خود را ملزم می بیند که درست در همین جا شأن اقتصادی خود را با نرخ مهریه اعلامی به داماد متمول ثابت کند. نتیجه اینکه داماد متمول نیز مجبور می شود مهریه ای بسیار سنگین متقبل شود و هر قدر هم هدیه بدهد جایگزین آن نمی شود. ضمناً مگر شما دقت نکرده اید مردم از کجا الگوهای فرهنگی را می گیرند؟ مردم نوعاً می خواهند به طبقات بالا تشبه کنند که مهریه ای سنگین می طلبند. 2) نوشته اید "هر دو طرف و خانواده ها از همان ابتدا تفاهم کنند که از برگزاری مراسم آنچنانی با هزینه های کلان خودداری خواهند کرد". الان برایتان استدلال می کنم که اتفاقاً این یکی اصلاً ممکن نیست و هرگز به جز موارد استثنایی و قابل چشم پوشی محقق نخواهد گردید. با نگاهی گذرا به گذرها به سادگی می توان دریافت که در سالهای اخیر به شدت بر تعداد این تالارها افزوده شده به نحوی که بسیاری از آنها مجبور شده اند در تکاپوی رقابت با بقیه به نصب بنرهای تبلیغی بزرگ و فراوان و مزایای "ورودی رایگان" و "تخفیف 50 درصدی برای تازه داماد" پرداخته و عابران نیز به هر جا بنگرند از آلودگی بصری آنها مصون نباشند. آیا دقت کرده اید چه تعداد بیشماری در این تالارها و مشاغل وابسته آنها به کار مشغولند و از آن امرار معاش می کنند؟ دستور العمل انصراف گسترده مردم از استفاده از این تالارها به معنای تعطیلی بسیاری از مشاغل و بیکاری خیل عظیمی از مردم است. دقیقاً به همین دلیل است که مردم خود را برای استفاده از تالارها تحت فشار می بینند. به عبارت دیگر، زمانی که عده قابل ملاحظه ای از افراد در فعالیتی شاغل می شوند استفاده عموم مردم از کارکردهای آن فعالیت به خودی خود به شکل یک عرف و اجبار درمی آید و انصراف از آن به منزله سرافکندگی و ناتوانی در نزد مردم. مشکل از اینجا پیدا شد که به جای اینکه سرمایه دار هم وطن ما به فکر ایجاد شغلی مولد و تولیدی و کاهنده هزینه های زندگی عموم باشد و سرمایه خود را به سمتی ببرد که ابتدا نیازهای مبنایی تر و اساسی تر (مانند تولید مواد اولیه و پایه) عموم برطرف شود و کوشش افراد استخدام شده وی مصروف رفع این نیازها باشد سرمایه مالی و انسانی را در مسیری انداخت که متناسب با جوامع فوق العاده سیر و متمولی است که نه تنها از حد نیازهای پایه گذشته اند بلکه در مرحله خلق نیازهایی هستند که دورترین فاصله را با نیازهای فردی متوسط الحال دارد. بنابراین ما مجبوریم به تالار برویم، چرا که تالارها آنقدر زیاد شده اند که برادر یا خواهر ما نیز برای کار به آنجا پناه برده و ما چگونه می توانیم تجویز بیکار شدن برادر یا خواهرمان را بدهیم؟ یا به عبارت دیگر، سرمایه دار تالار به پا کرده بازگشت سرمایه اش را با این توجیه از عموم می طلبد.

سوالات و شبهات موضوعی و مناسبتی

img25

شبهات در خصوصامیرالمومنین

مشاهده بیشتر
امیرالمومنین

ولایت ، امامت، غدیر

آرشیو
img25

شبهات در خصوصامام حسین

مشاهده بیشتر
امام حسین

کربلا ، محرم ، عزاداری

آرشیو
img25

شبهات در خصوصامام مهدی

مشاهده بیشتر
امام مهدی

غیبت ، قیام ، انتظار

آرشیو