هدف خدا از آفرینش انسان و جهان چه بوده است؟ اگر برای بندگی و عبادت ما بوده، چه نیازی به آن داشته است؟

ارسال نظر

نظرات کاربران

باسلام: مدت زیادی بوده و هست که این سئوال مرا به خود مشغول کرده و به مهمترین دغدغه زندگیم تبدیل شده است. به نظر بنده پاسخ بالا قانع کننده نیست !(البته ممکن است نظر من درست نباشد) چرا که پرسشگر هدف خدا را پرسید و در مورد "هدف" قبل از انجام "عمل" فکر میشود . یعنی خدا قبل از خلقت هدف داشته و نه بعد از آن. یعنی همان سئوال فرشتگان که چرا " میخواهی" کسی را خلق کنی که فساد میکند ؟ نپرسیدند چرا خلق کردی؟ بنابراین در زمان تصمیم برای خلقت انسان ، اصلا انسان وجود نداشته که بخواهد هدف داشته باشد یا نداشته باشد. و یا به سوی هدف حرکت کند یا نکند. ولی پاسخگوی محترم بیشتر به وظایف انسان پرداخت! که وقتی هنوز خلق نشده بود مسلما" وظیفه ای نداشت ! نکته دیگر اینکه مقام حضرت آیت الله جوادی آملی بسیار بالاتر از این است که بنده بخواهم در مورد سخنان ایشان نظر بدهم.(مثل ذره و اقیانوس) ولی سئوالاتی برای بنده پیش آمده که ناچارم بیان کنم ، شاید کسی لطف کند و پاسخ آنرا بدهد. هدف از آفرینش مهمترین سئوالی است که هر دینی باید به آن پاسخ دهد. حال با پاک کردن صورت مسئله که نمیشود آنرا حل کرد. خود خدا فرمود جن و انسان را برای عبادت خودم خلق کردم . و وقتی کلمه "برای " در کار باشد مسلما در توضیح علت است و در پاسخ به سئوال . پاسخگوی محترم فرمودند " پس اگر فایده خلقت عالم برای مخلوق [به ویژه انسان برخوردار از قوای عاقله، اختیار و انتخاب]، فقط هیمن شناخت مبدأ و معاد و یا به تعبیر دیگری «آغاز و انجام» و بالتبع شناختن راه رشد و کمال، کفایت می‌کند." این مطلب صحیح به نظر نمی رسد ! چرا که ما در مورد یک بازه زمانی صحبت میکنیم که اصلا انسان وجود نداشت ! که بخواهد آغاز و انجام خود را بشناسد. 1-خدا انسان را برای عبادت خلق کرده و نیاز به عبادت انسان هم ندارد! سئوال این است که آیا خدا (نعوذ بالله) از سر بیکاری و برای اینکه حوصله اش سر نرود ، برای خود مشغولیت درست کرده است؟ آیا این کار بیهوده و بی ثمر نمی نماید؟ 2-اگر بگوئیم برای انسان سود مند است، که در زمان تصمیم به خلقت اصلا" انسان وجود نداشت که برایش سودمند باشد یا نباشد! و طبیعتا" کسی که وجود ندارد، نیاز به " کمال" هم ندارد! 3-آیا نمیشود پرسید چرا خداوند موجود ناقصی را خلق کرد و به او امر کرد که با تلاش وسختی فراوان به "کمال" برسد، ودر آخر هم فرقی(سود یا ضرری) برای خدا نداشته باشد؟ 4- اگر انسان به کمال برسد ، آیا نمیتواند( با فخر فروشی) به خدا بگوید: کسی را که تو ناقص خلق کردی من کامل کردم ؟ 5- فرض کنیم همه مردم با عبادت خدا به بهشت ، یا همه به جهنم بروند ، آنوقت چه میشود؟ آیا به خداوندی خدا چیزی اضافه یا از آن چیزی کم میشود؟ مسلما" خیر! خب، بود و نبود انسان هم که برای خدا فرقی نمیکرد !؟ برای انسان هم وقتی" وجود "نداشت ، دنیا و آخرت و بهشت و جهنم هم لازم نبود! 6- خدا فرمود که انسان را برای عبادت خودم خلق کردم . ولی اکثر قریب به اتفاق مردم که او را عبادت نمیکنند!( اکثرهم لایعقلون ، لا یشعرون ،و......) آیا نمی شود گفت خدا به هدف خود از خلقت نرسیده است؟ 7- یک کشاورز نهالی را میکارد و سپس مراحل داشت و برداشت را طی میکند تا آن نهال به کمال و دادن میوه برسد. حال اگر آن کشاورز بتواند میوه را بدون طی مراحل سخت مذکور ، تولید( خلق) نماید ، آیا عقلانی است که این همه مراحل را طی کند؟
هدف این بود و هست؛به عالم غیب ایمان اوریم که این ایمان تنهااز طریق عبادت الله (جل جلاله) حاصل می شود. نماز و روزه و دروغ نگفتن و غیبت نکردن و....عبادتی است برای ما تا به غیب ایمان اوریم. کمال انسان یک بهانه است(چون این کمال نامحدود است). غیب انجایی است که فرشتگان به انجا راه ندارند که در معراج رسول اکرم ص دیده و گفته شده است.هرچقدر عمل خالصانه کنیم (که ایمان و کمال و اعتقاد و...میزان دار این ایمان است) به غیب ایمان بیشتری حاصل کنیم. اینکه همه پرسش ها در ادیان مختلف تنها به یک کلام ان هم خدا برمیگردد؛ که هدف چه بود. یعنی ایمان به غیب اوردن.هرکس خود را بشناسد(که از غیب امده و به غیب ایمان کامل و تمام دارد)خداوند را شناخته است. معجزه قران از غیب بودن ان است به همین دلیل باعث تغییر ناپذیر بودن ان میشود. «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ» (الذاریات - 56) ترجمه: و من جن و انس را نيافريدم مگر براى اين كه عبادتم كنند.
ابراهیم - سلام؛ به نظرم میرسه که خواستی با عجله حتماً یک چیزی بنویسی و سبب شد که مطلب را درست نخوانی. در متن توضیح داده شد که هدف داشتن خدا مثل هدف داشتن ما نیست. باز خدا را با انسان مقایسه کرده و می نویسی ـ در مورد هدف قبل ازانجام فکر می شود - ؟! این کار بنده و مخلوق است و نه خالق. در ضمن توضیح داد که خلق همه تجلی اسمای جلالیه و جمالیه الهی است. پس سؤال پرستشگر در همان آغاز جواب داده شد که گمان نکن خدا نقصی داشته و کمال ان نقص را در نظر گرفته و خلق کرده تا از این نقص به کمالی برسد. بلکه تجلی کرده است. اما برای مخلوقاتش در سیر حرکت و تغییر و تحول هدف گذاشته است، یعنی بی جهت از حالی به حالی متحول نمی شوند و این جهت «کمال» هر چیزی است. خوب این بحث خیلی روشنی است و لازم نیست زود با یک جمله معروف شده مثل «پاک کردن صورت مسئله» ان را مخدوش نمود. اتفاقا به نظر من که حل مسئله بود. البته گمان می کنم که مقداری پیش مطالعه برای همه لازم است.
زندگی در این دنیا همه می دونیم که می گذره ... باید در تمام لحظات به رشد و پیشرفت مادی و معنوی خود و اطرافیانمان بیاندیشیم پس باید تا می توانیم تلاش کنیم... در این راه گرفتاری ها مشکلات سختی ها و ... به سر ما می اید ما باید با صبر و بردباری این مشکلات را آسان کنیم... گاهی مشکلات آسان نمی شود این به دلیل طبیعت دنیا است... هیچ چیز صد در صد نیست و ما نمی توانیم قضاوت کنیم... بعضی انسان ها در جوانی می میرن... بعضی ها در پیری. این طبیعت زمین و هستی است هیچ چیز مشخص نیست ... اما به جد می توان گفت خدا هست...من خودم حسش کردم... همه حسش کردیم... برای بهتر حس کردن خدا در خلوتی تنها با خدا با صدای آرام و ملایم حرف بزنید انقدر تمرکز کنید رو حرفاتون تا جایی که اشک بیاد از چشماتون... اون موقه حسش می کنید سایت: سخن تان متین. اما اصلا چنین نیست که هیچ چیز مشخص نباشد و ما نیز در هیچ موردی نتوانیم قضاوت کنیم. این اندیشه القایی فلسفه نوین غرب است که می خواهد هر چیزی را غیر قطعی نشان دهد تا در آخر نظر خودشان تنها نظر قطعی باشد. اگر خداوند کریم، قطعی و مشخص و روشن است، نظام خلقت او و قوانین مترتب بر آن نیز چنین است
به نام خدا متاسفانه همه دوستان میخواهند از هدف معبود بدونند هیچکدام با نام خدا شروع نکردند خوب من همه نظر ها رو خواندم ریز به ریز خوب حس کنجکاوی ما انسانها در اینکه هدف چیست از خلقت منحصرا خلقت انسان چیز تازه ای نیست توصیه میکنم فیلم پرومتئوس را ببینید سوالات زیادی در ذهنتان بوجود می اورد و سوالات خود منشاء بسیاری از تفحص ها و جواب ها خواهد شد .تمامی نظام مهندسی این جهان با فرمانروایی خداوند چنان پیچیده است که دانشمندان بزرگی در حال شکافتن مسائلی در این رابطه یعنی هدف آفرینش هستند باستان شناسان فیزی دانان علم ژنتیک تمام و تمام در هر روز به مسئله ای برخورد میکنند که دروازه ی تازهای در کهکشان بینهایت علوم در آن مسئله واحد باز میشود خوب مشکل از آنجایی شروع میشود که میخواهیم خیلی سریع و بی زحمت بدانیم هدف مهم ترین سوال بشریت چیست؟باید بدانیم پیشرفت های علمی تجسس های گروهی علما ودانشمندان رشدو تکامل بشریت و بطور کل داشتن انگیزه در مسیر پر پیچ و خم کائنات با فرمانروای عالم هستی خالق ما و هر چه هست و نیست و خواهد آمد خود هدفی است که به اهداف دیگر راه پیدا خواهد کرد به نظر من هدفی نیست از آفرینش و خلقت ما هدف هایی است البته خوشحال میشوم با دوستانی همااند شما تبادل نظر کنم که افتخاریست ایامتان پر هدف....
در حدیث قدسی آمده: گنجی پنهان بودم. خواستم آشکار شوم. پس انسان را آفریدم تا آشکار شوم...و این را بگذارید کنار آیه جن و انس را خلق نکردم مگر برای عبادت کردن! کدوم نوع پرستش و بندگی هست که منجر به آشکاری خداوند می شود؟ بندگی ای و پرستشی که مبناش عشق باشه. عشق الهی باشه. تسلیم الهی باشه. خوب می دونیم که انسان همان می شه که تسلیم اش است. اگر کسی توی زندگی اش تسلیم شیطان باشه، روح شیطانی در وجودش آشکار می شه و وقتی انسان تسلیم خداوند می شه، خداوند در وجودش آشکار می شه. به این ترتیب انسان به اصل وجودی خودش برمی گرده. به همان جایی بر می گرده که از اونجا اومده. خونه حقیقی خودش. در اون ساحل، خالق مهربان، او که زیباییش روح را به پرواز در می‏آورد، او که سرچشمه‏ی آرامش، لذت و شادی است، در انتظارشه. خانه‏ی او در ساحل برای تک‏تک ما مهیا است. خانه‏ی او رستگاری و خوشبختی است، آزادی و رهایی جز در حضور او و با اتصال به او میسّر نمی‏شود.. انسان به خدا باز می گرده.... و انا الیه راجعون
با سلام خدمت دوستان عزیز اولا از سایت تشکر می کنم که همچین مطلبی رو گذاشت تا زمینه‌ای برای تمامی این سوالاتی که بعدش به وجود اومد بشه قبل از هرچیز باید بگم این بحث انقدر در زندگی یک انسان مهمه که یه نوجوون 14-15 ساله مثل من رو هم به خودش جذب می کنه من در این مورد می خواستم بگم که کلا با نظر آقا ابراهیم در کامنت اولشون موافقون و این سوال خیلی وقته ذهن من رو گرفته اما به نظر من اگر کسی واقعا دنبال جواب این سواله باید متن سوالش رو به صورت مفصل بنویسه و به دفتر مرجع تقلیدش بفرسته(حالا یا به صورت الکترونیکی یا به صورت پستی)، البته از نظر من امکان جواب نگرفتن هم زیاده چون معمولا دفاتر، نظر دقیق خود مرجع رو نمی نویسند اما در آخر به نظرم اگه یه بحث دیگه با همین عنوان در این سایت نوشته بشه هم خوبه با تشکر سایت: پیشهاد بسیار خوبی است، منتهی باید توجه داشت که کار دفتر بیشتر پاسخ سؤالات شرعی (استفتائات) است. سایر مباحث فلسفی، کلامی و ... در جای خود پاسخ داده می شود و معمولاً مراجع نیز در سایت های خود چنین بخشی دارند
بنام الله با عرض سلام خدمت دوستان چند تا سوال دارم اگه از دوستان یا مسولین سایت کسی جواب بده ممنون میشم . چند تا نکته هم در مورد بحث هایی که شده یا به عبارت بهتر نظر خودمو بگم. اول سوال ها. ۱. کسی هست بتونه مسله ی زمان رو تو دنیای غیر مادی توضیح بده ؟ چند تا سوال خیلی اساسی تو این باب هست که بعدا می پرسم. ۲.اینکه تو بحث ها بعضی ها افق لایتناهی برای کمال انسانها قایل می شند میشه منظور رو واضحتر بگن ؟ ما همه ی صفات عالیه را برای خدا قایلیم که به نظر صد در صد درست میاد ولی مطمنا هیچ انسانی خدا نمیشه منظور بعد روحانی رو میگم . خود ما هم این حد و مرز رو قایلیم و بهترین مخلوق را از ازل تا ابد پیامبر خاتم میدونیم و همرو از این وجود مبارک پایینتر . پس بحث کمال بی نهایت مفهوم خودشرو از دست می ده . اگه کسی جوابی بده سوالای دیگه ای هم تو این باب دارم. در انتهای این بحث می خوام فقط از دوستان خواهش کنم به نظر بقیه و به سوالهاشون احترام بذارن به عنوان نمونه یکی میاد یه سوالیرو مطرح می کنه یکی دیگه که شاید یک دهم سواد و مطالعه ی اون کسی که سوال رو مطرح کرده رو نداشته باشه ولی میاد اون فرد رو از سر جهالت و غرور و عدم انعطاف خودش به کمبود مطالعه ی قبلی و واضح بودن جواب سوال متهم می کنه . البته شایدم حق با دومی باشه ولی بیاین به ذهنیت های همدیگه به اندیشه های همدیگه احترام بذاریم با تشکر. سایت: دقت فرمایید که اولاً سؤال را در بخش سؤال درج نمایید. ثانیاً زمان در دنیای غیر مادی، به معنای گردش ایام و طول مدت آن نیست، بلکه همان معنای عقلانی (فلسفی) را دارد، یعنی «قبل و بعد»
ولی متاسفانه اشتباه تشخیص دادید.هدف من از ارائه تلفن بحث بود وقتی شما گفتید علاقه ای به بحث ندارید بنده خواستم شمارا پیدا کنم.در ضمن من هر وقت اراده کنم می توانم شمارا پیدا کنم.میدانم که شما میدانید که من کجا هستم.ولی من...ولش کن.شما در حدی نیستید که به من بگویید متکبر .بنده نظرم در مورد آفرینش را مستقیما به آقای جوادی آملی.آقای قرائتی.آقای راشد یزدی و آقای پناهیان ارائه دادم ولی آنها به من توهین نکردند.بنده درباره اینکه خداوند چرا من را آفرید مغرور نشدم .چون نتوانستم بنده خوبی برای خدا باشم گفتم که چرا خداوند بنده حقیر را آفرید.اگر نظرات بالا را بخوانید میبینید که من به خانم محدثه گفتم که اینها ( مردم) نمیدانند قادر مطلق یعنی چه.من کاملا به خدا ایمان دارم .ولی مشکلات زندگی من بسیار است و از زندگی خسته ام. سایت: کاربر گرامی، ما جدال نداریم، همان ولش کن که فرمودید بهتر است. اما اگر دوست داشتید در مشکلات زندگی که شما را خسته نموده، حرفی، گپی، درد و دلی و ... داشته باشید، در خدمتیم، اما اصلاً از تهدیدات و اراده شما نگران نیستیم
سلام به همه عزیزان . سالهاست که این سوال در ذهنم بوده و از خیلی ها هم پرسیدم و جواب های نامربوط زیادی شنیدم . مثالی که در زیر می آورم به من کمک کرد به دنبال راه های رسیدن به آگاهی باشم تا طرح سوالات اینچنین. در نظر بگیرید چند مورچه بر روی یک قالی در حال حرکت باشند آنها چه میبینند و چه حسی دارند . رنگهای مختلف و بی ربط پستی و بلندی های زیاد و خسته کننده بوهای عجیب و ...کلی سوال که چرا چرا وچرا . ولی وقتی این مورچگان را چند متر از قالی بالاتر ببرند نقش قالی مشخص میشود و معلوم میشود که رنگها بدون تناسب نیستند ونقشه و طرحی منسجم و حساب شده وجود دارد که در سطح پایین قابل شناسایی نیست .نتیجه من این بود که دنبال راهی برای بالا بردن معرفت و شناخت بگردم نه چسبیدن به قالی و طرح سوالات بی پایان . اگر دوستان انسانی به کمال رسیده سراغ دارند معرفی کنند تا من هم راه او را دنبال کنم تا به معرفت برسم .آنوقت تمام سوالات خود به خود برطرف خواهد شد
ببخشید ولی من دارم دیوونه میشم.شما نمیدونید 20 سال تنهایی و درد و دل نکردن با کسی میتونه با آدم چیکار کنه.فکر این همه سال تنهایی منو به مرز جنون میرسونه.هر روز صبح با حالت وحشت از خواب بیدار میشم.وقتی میبینم شما جواب منو دادید برای چند ساعت حالم عوض میشه.این یعنی اینکه من خیلی نیاز به همزبون دارم که به جواب شما راضی ام.یعنی عقده ی 20 ساله. سایت - حق دارید، اما دقت کنید که بیشتر به خود انسان بر می گردد، انسان می تواند در انبوه جمعیت، خود را تنها ببیند و می تواند با وجود این که تنها نیست، در محضر خداست و خدا و با اوست و ...، خود را تنها بنماید. البته که تنهایی انسان را نه تنها به مرز جنون می رساند، بلکه از آن هم می گذراند، چون فردیت و احدیت فقط مخصوص ذات اوست که به نیاز از غیر می باشد. پس لازم است اولاً باور و ایمان را مستحکم تر نماییم و ثانیاً در ارتباط با مردم و اطرافیان، تجدید نظر نماییم و ثالثا مأمن هایی برای به قول شما دست کم درد دل هایی پیدا کنیم - موفق باشید
به نام خدا و با سلام خدمت دوستان عزیز ، بنده از نظرات شما خیلی استفاده کردم، همیشه درگیر این سوال بودم که چرا من خلق شدم، چرا من وجود دارم، چرا من مسئولیت دارم، چرا من کیفر میشم، چرا من و چرا من های زیاد دیگه.... اما بیاین لحظه ای صبر کنیم، ببینیم اصلا این من چیه؟ کیه؟ وقتی میگین من، منظورتون چیه، من رو چی تعریف می کنین، نمی خوام وارد بحث معرفت نفس بشم اما تا وقتی از چیزی اطلاعاتی نداریم نمی تونیم در موردش قضاوت کنیم ،آیا من جسم منه، قلب منه، مسلما تنها این نیست، آیا روح منه ، آیا مرکبه یا سادست، گاهی در اوج اینکه فکر میکنی آدم خوبی هستی کارایی می کنی که فکرشم نمیکنی ، گاهی آدمی رو می بینی که یک عمر خوب بود و ناگهان بد شد و یا بد بود و ناگهان خوب ، و گاهی چیزهایی میگی یا فکرهایی می کنی که از خودت تعجب می کنی یا می ترسی ، اصلا این کیه که با ما صحبت میکنه وقتی فکر میکنیم ، و این کیه که وجدانمونو عذاب میده وقتی گناهی و یا جنایتی میکنیم، اگر من واقعا من بود پس چرا ناراحت میشه، خوشحال میشه، چرا کنترل خودمون تماما دست خودمون نیست، چرا ما این ارادرو نداریم که هر وقت خواستیم قطعه ای از جسم خودمون رو از اون جدا کنیم و بعد سر جاش بزاریم ( مگه واسه خودمون نیست؟) پس این من چیه؟ کیه ؟؟ و کجای ما قرار داره ؟؟؟. ما حتی خودمونو به درستی و به طور کامل نمیشناسیم چه برسه به خدا، ما حتی نمیتونیم خودمونو به درستی تعریف کنیم ولی سعی می کنیم در مورد خودمون و خدای خودمون به نتیجه درست و قاطعی برسیم ، شاید نظر بنده اشتباه باشه ولی فکر می کنم تا معرفت نفس رشد نکنه، تا نفس اصلاح نشه و به کمال نرسه ، انسان در این من من ها زندانیه، پس میشه توجیه کرد که چرا به عبادت ، به تفکر و تسلیم، به احسان ، گذشت و سایر موارد دعوت شدیم . شاید همه اینها برای اینه که این من ، وجودیه که تا رام نشه و تلاش نکنه، اونم در مسیری که خداوند گفته، قادر نیست خیلی چیزارو بفهمه ، مثل ظرفی که هر چقدر بزرگتر باشه آب بیشتری ذخیره می کنه ، و یا ورزش کاری که تا تمرین نکنه نمی تونه وزنه سنگین بلند کنه، تا روح انسان بزرگ نباشه ، تا اصلاح نشه ، تا قدرتمند نشه، نمی تونه عظمت بعضی چیزارو درک کنه ، نمی تونه خیلی چیزهارو بفهمه و یا ببینه ، مثال قشنگی بود که دوستمون عرض کرد، ما مثل مورچه هایی هستیم که بر روی فرشی راه میریم و از پستی و بلندی هایش ، از رنگارنگی هایش ، از زشتی ها و زیبایی هایش ، گله میکنیم. اما تا وقتی اوج نگیریم و از بالا نگاه نکینم، قادر به دیدن عظمت ،زیبایی و علت آن همه معلول نیستیم. راههای رسیدن به این عظمت و کمال رو خدا تو دینه خودش مو به مو بیان کرده. پس بیایین اوج بگیریم که با اوج گرفتن حقیقت خیلی چیزها روشن میشه. البته اینا همه نظر بنده حقیره و مسلما دچارنقصه. تشکر
ملاصدرا می گوید: خداوند بی نهایت است و لامکان و بی زمان اما ... به قدر فهم تو کوچک می شود و به قدر نیاز تو فرود می آید و به قدر آرزوی تو گسترده می شود و به قدر ایمان تو کارگشا می شود یتیمان را پدر می شود و مادر محتاجان برادری را برادر می شود عقیمان را طفل می شود ناامیدان را امید می شود گمگشتگان را راه می شود در تاریکی ماندگان را نور می شود رزمندگان را شمشیر می شود پیران را عصا می شود محتاجان به عشق را عشق می شود خداوند همه چیز می شود همه کس را... به شرط اعتقاد به شرط پاکی دل به شرط طهارت روح به شرط پرهیز از معامله با ابلیس بشویید قلب هایتان را از هر احساس ناروا و مغزهایتان را از هر اندیشه خلاف و زبان هایتان را از هر گفتار ناپاک و دست هایتان را از هر آلودگی در بازار و بپرهیزید از ناجوانمردی ها، ناراستی ها، نامردمی ها... چنین کنید تا ببینید چگونه بر سفره شما با کاسه ای خوراک و تکه ای نان می نشیند در دکان شما کفه های ترازویتان را میزان می کند و در کوچه های خلوت شب با شما آواز می خواند مگر از زندگی چه می خواهید که در خدایی خدا یافت نمیشود؟؟؟ "آیا خدا برای بنده كافي نيست؟؟
من به جوابم رسيدم اما نه با توضيحات سايت با کامنت دوستمون اقاي مجيد رها فوق العاده ازش ممنوننم در حدیث قدسی آمده: گنجی پنهان بودم. خواستم آشکار شوم. پس انسان را آفریدم تا آشکار شوم...و این را بگذارید کنار آیه جن و انس را خلق نکردم مگر برای عبادت کردن! کدوم نوع پرستش و بندگی هست که منجر به آشکاری خداوند می شود؟ بندگی ای و پرستشی که مبناش عشق باشه. عشق الهی باشه. تسلیم الهی باشه. خوب می دونیم که انسان همان می شه که تسلیم اش است. اگر کسی توی زندگی اش تسلیم شیطان باشه، روح شیطانی در وجودش آشکار می شه و وقتی انسان تسلیم خداوند می شه، خداوند در وجودش آشکار می شه. به این ترتیب انسان به اصل وجودی خودش برمی گرده. به همان جایی بر می گرده که از اونجا اومده. خونه حقیقی خودش. در اون ساحل، خالق مهربان، او که زیباییش روح را به پرواز در می‏آورد، او که سرچشمه‏ی آرامش، لذت و شادی است، در انتظارشه. خانه‏ی او در ساحل برای تک‏تک ما مهیا است. خانه‏ی او رستگاری و خوشبختی است، آزادی و رهایی جز در حضور او و با اتصال به او میسّر نمی‏شود.. انسان به خدا باز می گرده.... و انا الیه راجعون
به به نام خداوند هستی بخش یکی از صفات خداوند خالق بودن است و صفات او عین ذات اوست فرض خدای غیر خالق فرض موجودی غیر از خدا هستش. یعنی اگر صفت خالق بودن را نداشت دیگه خدا نبود چون دچار نقص می بود. برای تقریب ذهن مثالی ذکر میشه نور و گرما از خورشید ساطع میشه که خورشید بدون نور و گرما دیگه خورشید نیست. خداوندی که صفت خالقیت داره خاق می کنه نه تنها انسان را بلکه هرچه که امکان وجود داشته باشه (ممکن الوجود) انسان هنوز اشراف کامل به جهان و موجودات آن ندارد خیلی از مخلوقات در جهان وجود داره که انسان از اونها بی خبره که مخلوق خداوند هستند و از دیدگاه خودش که به جهان هستی نگاه می کنه میگه دلیل آفرینش اونها رو نمیدونم. در واقع خداوند خالق بخاطر داشتن صفت خالق بودن جهان را خلق نموده است. برای انسان که زمان و مکان مطرح هست شروع و پایان خلقت و زندگی مطرح میشه ، تولد و رشد آدمی که از نظر ما طی زمان و در مکانهایی شکل میگیره ولی برای خدا که در زمان و مکان گنجیده نمیشه خلقت و آفرینش انجام و کامل شده (کن فیکن) پس خدا مي آفريند چون آفريدن كمال ذاتی اوست ؛ و فرض خدای غیر خالق ، فرض موجودی غیر خداست. لذا او نمی آفریند تا کمالی کسب کند ، بلکه چون کمالی به نام خالقیّت را دارد ، پس می آفریند. به نظر میرسه بعضی مباحث مطرح شده توسط دوستان مبنی بر دانستن هدف از آفرینش در واقع رسیدن به این مطلب هست که پس چون هدف از آفرینش فلان چیز بوده یا نبوده پس خدا وجود داره یا نداره. اگه استنباط من درست باشه بایستی برای رسیدن و اثبات وجود خدا به صورت دلیل عقلی و حصول آرامش فکری از مباحث وجود واجب الوجود و ممکن الوجود استفاده کنند
با سلام ، می خواستم اگر قابل باشم من هم نظر شخصیم را در خصوص آفرینش با بزرگواران به اشتراک بگذارم، از نظر من دلیل اصلی آفرینش شادیست تصور کنید در حال شنیدن یک موسیقی زیبا هستید که باعث نوازش روح شما شده است شما حتما در پایان از رهبر ارکستر که چنین لحظات زیبایی برای شما خلق کرده است تشکر خواهید نمود اما در زمان بخش موسیقی تارهای ساز به تنهایی دلیل لرزش خود را ندانند و سوال کنند این همه حرکت بی حاصل برای چیست ؟ چرا ما را به این چوبها میخ کوب کرده اند و ما مجبوریم همواره بلرزیم؟ اگر کل اجزا در کنار هم قرار بگیرند هدف که شادی است خلق می شود و بزرگترین شادی در بهترین محصول ایجاد خواهد شد که نهایتا توان رهبر آن ارکستر را نمایان خواهد نمود عشق موسیقی ارکستر آفرینش است و حضرت حق رهبر بی مانند این ارکستر سایت - تمام هدف آفرینش را در شادی دیدن، و تمام شادی را موسیقی و کنسرت دیدن، کمی سطحی نگری درباره دستگاه عظیم آفرینش است.
به نام خداوند بي همتا فكر كنم بچه ها درست ميگن متن توضيح دقيق و واضح نداده در جواب اقا ابراهيم كه فرمودند انسان كه اول نبوده بعدا آفريده شده بايد عرض كنم كه برادر عزيز مفهوم زمان براي خدا تعريف ناشدني است خدايي كه از ازل بوده تا ابد هست و به همه چيز علم داره و براي او سستي و كسالت و خوابي نيست زمان مفهومي ندارد زمان براي فهم بهتر ما از زندگي آفريده شد روزها و هفته ها شب ها و ماه ها و فصل ها و سالها از هم تميز داده شدند تا ما بهتر زندگي كنيم و بهتر درك كنيم اما درباره ذات مقدس خداوند اول و آخر معني ندارد اگر مي خواهيد دليل شخصي خدا براي آفرينشرا بدانيد بايد نعوذبالله خود را جاي او بگذاريد و بايد با ديد او نگاه كنيد كه صد البته ممكن نيست واقعيت اين است كه اين رازي در هستي است كه هرگز بر ملا نخواهد شد و بنده معتقدم حتي اوليا الله هم از آن بي خبرند چرا كه علم ما هرگز به كمال خداوندي نخواهد رسيد تا حقيقت اين ماجرا را بفهميم فرمودند در ذات مقدس خدا زياد تامل نكنيد كه ديوانگي مي آورد البته بحث علمي خوب است اما ما نظر خداوندرا نميدانيم اينكه خدا ميفرمايد ما نيافريديم جز براي عبادت اين علت از ديد انسانيست و خدا مي خواهد اين راز براي خودش بماند چون ما از درك آن عاجزيم از نگاه انسان بخدا نگاه كردن پاسخي به سوال شما ميدهد كه دليلش انسانيست نه خدايي و ما براي اينكه دليل خود ذات مقدس را بدانيم هيچ راهنما و علامتي نداريم پس چاره اي جز اجراي فرمان حق تعالي يعني عبادت را نداريم و اين عبادت در جهت عاقبت بخيري انسان است نه منفعت خدا چون دارويي كه پزشكي تجويز مي كند ولي مريض نميداند چرا و اگر بخواهد بداند چرا تنها بايد پزشك شود يا علي
من احساس میکنم خداوند که همان علم مطلق هست ناگزیر بوده که جهان را به وجود بیاره و خودش هم جزیی از این جهانه وگرنه چرا خدا باید بخواد ساخته ی دست خودش رو امتحان کنه با علم به اینکه مشخصه چه جوابی بدست میاد همینطور وقتی خودش کمال مطلق هست چه دلیلی داره که قسمتی از خودش رو بخواد دوباره به کمال برسونه و به نظر من آفرینش یا ناگزیر بوده مانند تجلی شدن ناگزیر اسما و ویژگی های الهی و یا اینکه از روی عشق و علاقه و دلتنگی و تنهایی بوده و برای عشق ورزیدن متقابل بین خودش و آفریده هایش بوده و من چیزی میدانم که شما نمیدانیدی که به فرشته ها گفته همون عشق بین انسان و خداست و البته این هم دور از عدالت خداست که چیزی رو بوجود بیاورد قبل از اینکه موافقتش را جلب کند و به تمام سوالاتش جواب بدهد حتی سوال به اینکه خود چگونه بوجود آمده و چطور این سلسله ی علت و معلولی در خدا به پایان رسیده و این حق عادلانه ی همه ی موجودات هست که بدانند و در آخر اگه کسی جواب منطقی و فلسفی به نظر و سوال من داره خوشحال میشم که به ایمیل من بفرسته ممنون سایت - خداوند متعال و سبحان "علیم" است نه علم - در ضمن جزء نیست، چرا که جزء بخشی از کل است و قطعاً قابل تجزیه، ترکیب و اندازه گیری می باشد و ... .
سلام بر همگی، مخصوصاآقا ابراهیم. اولا سوالات خیلی جالبی پرسیدی، مخصوصا اینکه پرسیدید( چیزی که وجود ندارد، طبیعتا نیاز به کنمال ندارد) اما از آنجا که باید پاسخ داده شوند مقداری مسئله هدف را واضح می کنیم. سوال اول که فرمودید آیا خدا نیاز به ماداغرد یابیکار بوده که مارا خلق کند؟ آقای قرائتی در جواب مثالی می زنند: فرض کنید می خواهید خانه ای بسازید یه وقت این خانه را رو به خورشید می سازید؛ در این صورت شما از نور خورشید استفاده می کنید اما آیا خورشی سود یاضرری می کند؟ مطمئنا خیر. ویه وقت خونه را پشت به خورشید می سازید در این صورت از نور خورشید بی بهره می شویم وخودمان ضرر می کنیم اما هیچ نفع و ضرری برای خورشید ندارد ودر هر حال نور خود را پخش می کند. قلب، حکم خانه را دارد اگر پشت به خدا کند وسرپیچی کند خود را از نور الهی بی بهره کرده اما آیا خدا ضرری کرده بلکه ماییم که ضرر کرده ایم. اما اگر قلب خود را رو به خدا کنیم ما نفع می کنیم اما خدا نه نفع کرده و نه ضرر.
اگر خدا دنیا رو آفریده خود خدا چگونه آغاز نداره شما که عقل و علم و شعور را له نمی کنید بفرمایید خدا چگونه همین طوری هست دیگر، سو تفاهم نشه من به وجود خدا ایمان دارم چرا که فقط دوست دارم تنها نباشم و خدا باشه، فقط یک سوال اساسی دارم اونم اينه که چرا این دنیا و جهان هستی نميتونه بدون آغاز باشه وحتما باید آفریده شده باشه یعنی زمانی بوده که زمان متوقف بوده بعد خدا این زمان متوقف رو با پیدایش مادی آغاز کرده خب اینو چطور میشه ثابت کرد در صورتی که خدا میتونسته بدون آغاز وپایان باشه خب اگر این جهان بی دلیل نبوده چرا دلیل وجود خدا مشخص نیست؟ اگر دلیل وجود خدا اينه که این دنیا نمیشود بی دلیل باشه اونوقت باید دلیلی برای وجود خدا بیاورید سایت - چیزی می توانید بودن آغاز و پایان باشد و وجودش وابسته و قائم به علت یا وجود دیگری نباشد که خودش هستی محض، کمال و غنای محض باشد، در حالی که تمام دنیا را غرق نیاز و فانی می بینیم. مگر نه این است که همه چیز مرکب است و هر ترکیبی دست کم به اجزای خودش نیازمند می باشد.

آخرین پست ها

سوالات و شبهات موضوعی و مناسبتی

img25

شبهات در خصوصامیرالمومنین

مشاهده بیشتر
امیرالمومنین

ولایت ، امامت، غدیر

آرشیو
img25

شبهات در خصوصامام حسین

مشاهده بیشتر
امام حسین

کربلا ، محرم ، عزاداری

آرشیو
img25

شبهات در خصوصامام مهدی

مشاهده بیشتر
امام مهدی

غیبت ، قیام ، انتظار

آرشیو