بسیار معتقد و اهل مطالعه و عبادات بودم، اما با دیدن ظلمی که به زنان می‌رود، آن هم ظلمی مستمر، نه مثل غزه و عراق گذرا و ...، به حکمت و عدالت خدا شک کردم. (مهندس مکانیک/ یکی از کلان‌شهرها)

ارسال نظر

نظرات کاربران

با سلام مجدد و سپاس از پاسخ و توضیحاتتان. در رابطه با سه سوالی که فرمودید خوب است از خود بپرسیم. بنده بسیاری از واحدهای حوزه را گذرانده ام چون به صورت متفرقه در کلاس های حوزه هم شرکت میکردم. البته تا قبل از رسیدن به اصول. چون رها کردم. احکام و حقوق زنان را میدانم. اما به یک قسمت نوشتار بنده گویا التفات نداشتید که عرض کردم ما در واقعیات زندگی میکنیم نه در ایده آل ها. آن احکامی که به اصطلاح شارع مقدس تشریع کرده، ایده آل هاییست که رعایت نمیشود. اگر فقط به روند رسیدگی به شکایات آشنایی داشته باشید عرضم را به خوبی متوجه میشوید . یک مثال میزنم. در نزدیکانمان قاضی دادگاهی عالی تجدید نظر استان و وکیل پایه 1 هستند و خیلی در جریان این مسائل قرار میگیریم. گاهی زن یک کتک خوردن خود را نمیتواند حتی اثبات کند چه رسد به مجازات مرد و دیه یا قصاص. مرد منکر میشود. مردی طی چند سال خشونت پرده گوش زنش را پاره کرده بود اما منکر شده بود و زن از طریق پزشکی قانونی هم نتوانست اثبات کند. گوش زنش را خون آورده بود و با وقاحت تمام منکر شده بود. در یک مورد قاضی پرونده خود میگفت شوهر است و حق دارد زنش را بزند. یعنی اصلا با دید سفیهانه عرفی به قضیه نگریسته بود. در حالیکه رفتارهای زن از موارد نشوز نبود و زدن مرد هم منجر به کبودی شده بود. مثال بسیار دارم. این ها واقعیات نه فقط جامعه ما که این دنیای بیرحم و ماقبل آن است. و قطعا مابعد آن. و ما میگوییم خدا علم ازلی دارد. پس این واقعیات را میدانسته. این عمل نکردن به توصیه ها و احکام دین را هم میدانسته. پس حکمت این خلقتش بدین نحو چه بوده؟؟؟ که تا قیام قیامت این زنان در این واقعیات دردناک رنج بکشند. حال شما هزار بار بگویید خواست خدا این نیست چه دردی را دوا میکند بزرگوار؟! حکمت خلقت زن به این نحو ظریف چیست؟ که نتواند هرگز از خود دفاع کند. من حق دارم مشوش و آشفته باشم نه اینکه تازه با بیان گوشه ای از آشوب ذهنیم مورد تعریض و کنایه شما هم قرار بگیرم . . . سایت: مشکل اصلی این است که به جای اصول، از فروع شروع کردید و آن را نیز به اصول نرسیده رها کردید. خب بی خود تقسیم به اصول و فروع نکرده‌اند – مشکل دوم این است که باز اصل را رها کردید و وارد مثال و مصداق شدید. دقت نمایید که همه احکام و قوانین، در همه مکاتب، جوامع و ادیان، برای این است که شرایط حاضر به وضعیت مطلوب مبدل گردد. پس این که قانون ایده‌آل است، اما اجرا نمی شود، ضعف قانون نیست، بلکه ضعف در اجراست. مثل این است که بگویید: خدا هست، اما پرستیده نمی شود. خب حالا چه باید کرد؟ باید مردم را به پرستش خدا و دوری از شرک دعوت کرد، یا گفت: خداپرستی یک ایده‌آل است و ما در واقعیت زندگی می کنیم؟ دقت فرمایید که نمی‌شود هر خطا در عملکردی را به اسلام نسبت داد، و وقتی پاسخ داده می شود که این خطای در عمل است و نه در عقاید یا احکام، گفته شود که این احکام ایده آل است و اجرا نمی شود! در ضمن اصلاً قصد کنایه نداریم. گله ما نیز این است که چرا دوستان عزیز که همه محترم هستند، بسیار راحت حرف‌شان را (حتی شده علیه خدا می‌زنند) که البته این پایگاه نیز برای همین مباحثات است، اما اگر از جواب خوششان نیاید، حمل بر کنایه، اهانت و ... می کنند؟! در هر حال اگر لحن کلام چنین تداعی کرده است، پوزش می طلبیم.

آخرین پست ها

سوالات و شبهات موضوعی و مناسبتی

img25

شبهات در خصوصامیرالمومنین

مشاهده بیشتر
امیرالمومنین

ولایت ، امامت، غدیر

آرشیو
img25

شبهات در خصوصامام حسین

مشاهده بیشتر
امام حسین

کربلا ، محرم ، عزاداری

آرشیو
img25

شبهات در خصوصامام مهدی

مشاهده بیشتر
امام مهدی

غیبت ، قیام ، انتظار

آرشیو