در بحث واجب الوجود و علت و معلول و ...، خداوند می‌شود علت غایی و بقیه معلول؛ حال اگر از دریچه دین نگاه نکنیم و به عنوان ناظر بیرونی بنگریم، از کجا معلوم که شاید خدای دیگری باشد که ذهن محدود بشر به او نرسیده باشد. (کارشناسی عمران / تهران)

ارسال نظر

نظرات کاربران

در این بحث میتوان اینگونه استدلال کرد که در فلسفه عقلی ذهن انسان چون عظیم است و پیچیده پس حتما یک خالقی که خود به مراتب بزرگ تر و فراتر از انسان است آن را آفریده . حال با توجه به همین اصل عقلی میتوان استدلال کرد که خالقی به مراتب فراتر از خالق انسان خود خالق را خلق کرده و از آنجایی در حکمت و فلسفه نمیتوان دربینهایت قدم گذاشت، به این معنا که برای هر خدایی که خود خالق است پس یک خالق وجود دارد که خود او نیز خالقی دارد و این زنجیر ادامه دارد تا بینهایت پس باید بین اینکه این نظریه رد است و یا بطور کل خالقی وجود ندارد به ناچار یکی را انتخاب کرد، برای اینکه بتوانیم نتیجه بهتری بگیریم یک بار هم از دریچه دین به موضوع نگاه کنیم : اگر از منظر دین هم به این موضوع نگاه کنیم میتوان استدلال کرد که این موضوع خود خدا را نقض میکند و تنها دلیل اینکه خالقی برای خالق انسان وجود ندارد این است که ذات خدا عین هستی اوست ! که در اینجا عقل نظریه "فرگشت" در خصوص وجود انسان را مسلما راحت تر قبول میکند تا همه ی شرایط به سمت نظریه داروینیسم و عدم وجود خالقی برای انسان و در پی آن در کل عدم وجود خدا را اثبات کرد و به این نتیجه رسید که خدا زاده ی ذهن انسان است برای وجود دلیل برای اکثر اتفاقاتی که انسان برای آن دلیلی نمیبیند .
دوستمان آقای عسگری باید دقت کنند که : 1-در مورد ویژگی خالق بحث اگر در مورد ((به مراتب بزرگ تر و فراتر از انسان ))مطرح بود شاید می توانستیم گفته ایشان در مورد تسلسل خالق را باور کنیم( که بنده در مورد آن بحث دارم).در حالی که آنچه مطرح است ،این است که خالق در صفات و ذات بی همتا و یکتا و واجب الوجوداست نه بزرگتر وفراتر تا بدین وسیله بصورت تسلسلی خالق های دیگری را تعریف کنیم. 2-آقای عسگری دقت نکردند که سایت محترم ویژگی اصلی خالق را واجب الوجود دانسته، یعنی آنچکه نیازی به علت ندارد و قائم به خود است.در حالیکه خالق هایی را که ایشان تعریف کرده ممکن الوجودند. (یعنی همان مخلوق نه خالق.) 3-اجازه بدهید طبق گفته ایشان قانون علی معلولی را این دفعه نه بر اساس خالق بلکه براساس مخلوق و ماده تعریف کنیم.فرض کنید انسان ازماده aو ماده bاز ماده aوماده cاز ماده bو بدین تسلسل ماده ها از یکی پس از دیگری (بصورت علی معلولی) تشکیل شده باشند، در این صورت از آنجایی که در حکمت و فلسفه نمیتوان دربینهایت قدم گذاشت پس باید بین اینکه این نظریه رد است و یا بطور کل هیچ ماده ای من جمله انسان وجود ندارد یکی را انتخاب کردو از آنجا که دور تسلسل محال است،پس هیچ ماده ای از جمله انسان وجود خارجی ندارد!!!!مگر 4-آنکه ما موجودی را تعریف کنیم که واجب الوجود باشد یعنی قائم به خود نه غیر. بگذارید مثالی بزنم.فرض کنید عده ای دونده قصد دویدن دارند اما دویدن هر یک منوط به دویدن کنار دستی خود می باشد.آیا در این صورت دویدنی شکل می گیرد؟طبعا خیر.پس در چه صورتی این دویدن شکل می گیرد؟در صورتی که دویدن یکی از این اعضا وابسته به دیگری نباشد یعنی دویدنش قائم به خود باشد.در حقیقت اگر کسی وجود یک واجب الوجود را انکار کند گویا تمام هستی را انکار کرده چون قانون علی معلولی مخلوقات بدون وجود یک واجب الوجود به دور تسلسل وبی نهایت افتاده که طبق ادعای دوستمان محال است. 5-اما در مورد نظریه داروینیسم همانطور که از اسمش پیداست یک نظریه بیش نیست و هنوز به طور قطع ثابت نشده به نحوی که در آمریکا در مورد این نظریه دو عقیده وجود دارد.که موافقان آنرا ترانسفورمیسم و مخالفان آنرا فیکسیزم گویند.چه بسا چند سال پیش چند استاد دانشگاه آمریکا به جرم مخالفت با این نظریه اخراج شدند.اما به فرض اثبات، تنها تعدادی از حلقه های مجهول قانون علی معلولی کشف شده که نه تنها وجود یک واجب الوجود را رد نمیکند بلکه قدرت او را بطور واضح تر به رخ مخلوقات میکشد.در آخر لازم به ذکر است ندانستن علت ماده ناشی از جهل انسان به آن مورد است و بدون شک رد کردن خالق علت مجهول(واجب الوجود) ، جهلی مضاعف بر جهل به علت ماده است.

آخرین پست ها

سوالات و شبهات موضوعی و مناسبتی

img25

شبهات در خصوصامیرالمومنین

مشاهده بیشتر
امیرالمومنین

ولایت ، امامت، غدیر

آرشیو
img25

شبهات در خصوصامام حسین

مشاهده بیشتر
امام حسین

کربلا ، محرم ، عزاداری

آرشیو
img25

شبهات در خصوصامام مهدی

مشاهده بیشتر
امام مهدی

غیبت ، قیام ، انتظار

آرشیو