بد حجابی - آیا فرد بدحجابی که اسم مسلمانی رو یدک میکشه پیش خداوند ارزشی داره؟ اگر به بعضی از فرایض پایبند باشه چطور؟ (چهارم ریاضی)

ایکس – شبهه / پایگاه پاسخگویی به سؤالات و شبهات: کسی که گمان کند مسلمان و دوستدار ولایت [اگر چه بد حجاب]، نزد خداوند منّان ارج و قربی ندارد، خودش بی ارج و قرب می‌گردد، چرا که به خدا و رحمت واسعه‌اش سوء ظنّ دارد. چطور می‌توانید وقتی تصریح می‌کنید که پایبندی‌هایی دارد، بگویید: اسم مسلمانی را یدک می‌کشد؟! این داوری‌ها و صدور احکام در مورد مردم، خیلی سخت است.

هر امری و هر کاری، اصولی دارد و فروعی. دینداری و اجر و قرب نزد حق تعالی نیز نه تنها از این قاعده مستثنی نمی‌باشد، بلکه دقیقاً بر همین چارچوب استوار است، یعنی اصول و فروع.

پس اصل با همان اصول است، هر چند که این دو، روی یک دیگر اثر دارند. مثل کسی است که پایه‌های یک ساختمان را محکم ساخته باشد، اما به خاطر عدم رعایت مهندسی مناسب در دیوارها، اتاق‌ها، درب‌ها، پنجره‌ها و ...، نتواند از این خانه بهره ببرد؛ و یا کسی که بینان ساختمانش سست باشد، اما به لحاظ آرشیتکتی، زیباترین خانه را ساخته باشد و با اولین و کمترین زلزله، خانه‌اش فرو ریزد.

از این رو، حتی چه در عمل صالح و چه در خدایی ناکرده گناه و معصیت، هدف و نیت افراد بسیار شرط تعیین کننده‌ای است. به عنوان مثال یکی نماز می‌خواند و خوب هم می‌خواند، اما برای "ریا" – دیگری نمازی خالصانه دارد، اما از نادانی در حجابش سست است.

پس خیلی فرق دارد بین کسی که غفلت کرده و اهمال می‌کند، با کسی که همین کار را به دلیل خصومت، لجبازی، مقابله با دین ...، یا حتی اهداف سیاسی، مثل مقابله با نظام و فرهنگ اسلامی انجام می‌دهد. اگر چه هر دو معصیت است.

*- خدا آدم خوب را دوست دارد «إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ» - اما گاهی ممکن است که "آدم" خودش خوب باشد، ولی عملش بد باشد، یا ممکن است خودش بد باشد، اما عملش خوب باشد. لذا از آدم‌های خوب دعوت کرد که برگردند و استغفار و توبه کنند و وعده به بخشایش همه گناهانشان یک جا داد، اما فرمود که کار خوب از آدم بد، باطل و حبط می‌گردد.

*- دقت کنیم که آدم را به بهشت می‌برند و نه کار را – وگرنه تراکتور و بولدوزر را نیز بهشت می‌بردند. این حیوانات هیچ کدام کار بد نمی‌کنند. و البته شرط بهشت رفتن، "حُسن فاعلی و حُسن فعلی" با هم است،  آدم خوب، با کار خوب است.

حدیثی بسیار ژرف و آموزنده:

راجع به مؤمن و معتقد به خدا (توحید) و اهل ولایتی که عمل‌های بسیار زشت دارد و متقابلاً کافر یا دشمن ولایتی که اعمال خوب هم دارد، از امام صادق علیه السلام سؤال می‌کنند؛ حال به این گفتگو کاملاً و با تأمل دقت کنید که پاسخ جامعی به بسیاری از این سؤالات می‌باشد:

(بحار الأنوار، ج‏27، ص: 138-137):

یونس شحام گفت: به حضرت موسى بن جعفر علیه السّلام گفتم: «بعضى از دوستان شما گنه‏کارند، شراب مینوشند، و گناهان زشتى مرتکب می‌شوند که ما از آن بیزاریم»!

«فَقَالَ تَبَرَّءُوا مِنْ فِعْلِهِ وَ لَا تَتَبَرَّءُوا مِنْ خَیْرِهِ وَ أَبْغِضُوا عَمَلَهُ» - فرمود: از کارش بیزار باشید، ولى از خوبى او بیزار نباشید، عملش را دشمن بدارید.

گفتم: می‌توانیم به او بگوئیم فاسق فاجر؟

«فَقَالَ لَا الْفَاسِقُ الْفَاجِرُ الْکَافِرُ الْجَاحِدُ لَنَا وَ لِأَوْلِیَائِنَا» فرمود: نه. دشمنان ما و دوستانِ ما، فاسق و فاجر و کافر هستند.

و افزود: «أَبَى اللَّهُ أَنْ یَکُونَ وَلِیُّنَا فَاسِقاً فَاجِراً وَ إِنْ عَمِلَ مَا عَمِلَ» - خدا ابا (امتناع) دارد از اینکه ولىّ ما (دوست ما)، فاسق و فاجر باشد، گر چه آن کارها را انجام دهد.

و افزود: «وَ لَکِنَّکُمْ قُولُوا فَاسِقُ الْعَمَلِ فَاجِرُ الْعَمَلِ» ولى بگوئید: فاسق العمل و فاجر العمل‏ است.

«مُؤْمِنُ النَّفْسِ خَبِیثُ الْفِعْلِ طَیِّبُ الرُّوحِ وَ الْبَدَنِ» - (بگویید) خودش مؤمن، عملش خبیث است؛ پیکر و روان پاک دارد.

«لَا وَ اللَّهِ لَا یَخْرُجُ وَلِیُّنَا مِنَ الدُّنْیَا إِلَّا وَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ نَحْنُ عَنْهُ رَاضُونَ»

به خدا قسم نه؛ دوست ما خارج نمی‌شود از دنیا مگر اینکه خدا و پیامبر و ما از او راضى هستیم

«یَحْشُرُهُ اللَّهُ عَلَى مَا فِیهِ مِنَ الذُّنُوبَ مُبْیَضّاً وَجْهُهُ»

خداوند او را با همان گناهى که دارد با چهره‏اى درخشان محشور می‌کند.

«مَسْتُورَةً عَوْرَتُهُ آمِنَةً رَوْعَتُهُ لَا خَوْفٌ عَلَیْهِ وَ لَا حُزْنٌ»

عیب‏هایش پوشیده و دلش آسوده است ترس و اندوهى ندارد .

«وَ ذَلِکَ أَنَّهُ لَا یَخْرُجُ مِنَ الدُّنْیَا حَتَّى یُصَفَّى مِنَ الذُّنُوبِ»

و این جریان چنین است که از دنیا خارج نمی‌شود مگر اینکه از آلودگى‏هاى گناه پاک مى‏شود...

*- البته این حدیث مفصل است، توضیح می‌دهند که خداوند رحمان و رحیم، به واسطه مصیبت‌هایی در دنیا او را پاک می‌کند، شفاعت نیز هست و ... .

در جای دیگری می‌پرستند: شخصی بغض و دشمنی شما را به دل دارد، اما کارهای بسیار خوبی دارد، اهل نماز و روزه و سایر عبادات و شب زنده‌داری و زهد نیز هست، آیا می‌توانیم بگوییم که مؤمن است؟ می‌فرمایند: خیر، بلکه بگویید عملش طیب و خودش خبیث (ناپاک) است.

بد حجابی:

بله، بدحجابی گناه است، گناه بزرگی هم هست، ظلم به خود و دیگران است، تحقیر نفس شریف و محترمِ خود است، ضایع کردن نعمات و موهبات الهی و از جمله حیا است – بی‌ارزش کردن شخصیت والای انسان (زن) در نگاه دیگران است - به هم ریختن امنیت روانی و جانی و نیز اخلاق فردی و اجتماعی است و ...؛ اما مهم است که چه کسی و با چه هدف و چه نیّتی مرتکب این معصیت سنگین می‌شود؟ یک کافر امریکایی و انگلیسی – یک ملحد چینی و ژاپنی و تایلندی نیز بدحجاب است؛ یک ایرانی لجباز و با بغض به اسلام و احکام آن و نظام اسلامی نیز بدحجابی می‌کند - یک دختر خوب، معتقد به خدا و معاد، عاشق اهل بیت علیهم السلام نیز ممکن است از روی نادانی و غفلت، اسیر هوای نفس گردد و امواج "مُد یا ..." او را غوطه‌ور سازد و بدحجابی کند. آیا هر دو نزد پروردگار عالم، نزد رحمان و رحیم، نزد "الرّئوف بعباده"، یکسانند؟! هرگز.

گناهان دیگر:

نمی‌خواهیم "العیاذ بالله"، هیچ گناهی را (به ویژه بدحجابی را) سبک بشماریم، به فرموده امیرالمؤمنین علیه السلام، "سنگین‌ترین گناه آن است که مرتکبش آن را سبک بشمارد". چرا که گناه، هر چه و به هر مقدار که باشد، عصیان است؛ اما از طرفی دیگر نیز نباید جوّگیر شویم.

به عنوان مثال: گناه بدحجابی سنگین‌تر است، یا خدایی ناکرده عُجب و تکبر به خاطر نماز شب؟! گناه بدحجابی بدتر است، یا غیبت، که به مثابه‌ی خوردن گوشت تنِ جسد برادر می‌باشد؟!

گناه بدحجابی بدتر و سنگین‌تر است، یا گناه کسی که با عبا و عمامه، یا ریش و انگشتر عقیق و نماز جماعت اول وقت، یا حجاب محکم و ...، علیه اسلام ولایی، ولایت فقیه، نظام اسلامی، خون شهداء و ...، کار می‌کند؟!

پس، گناه گناه است و عواقب سوء و هر گناهی عذاب‌های دردناک دنیوی و اخروی خود را در پی دارد و حتی ممکن است که سبک گرفتن آن سبب گردد تا قلب سیاه و قسی شود و انسان به طور کلی از یاد خدا و معاد غافل گردد و حتی کافر و مرتد شود، اما باید بدانیم که گناه فقط "بدحجابی" نیست، و آن بد حجابی که اهل توحید، اسلام و ولایت باشد نیز نزد خداوند رحمان و رحیم محبوب است؛ و خدا دوست دارد و مشتاق است که او همین معصیت را نیز کنار بگذارد، تا مقرب‌تر شود و درهای رحمت و رشد بیشتری به رویش باز گردد. خدا دوست دارد که او به واسطه این گناهش، به گناهان دیگر مبتلا نگردد و در ورطه‌ی سقوط و هلاکت قرار نگیرد. لذا بندگان گناهکارش را "عبادی = بندگان من" خواند و فرمود، مبادا از رحمت من نا امید شوید، بر گردید که من همه گناهان شما را "جمیعاً" و یکجا می‌بخشم:

«قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ» (الزّمر، 53)

ترجمه: بگو: اى بندگان من كه در جنايت به خويش (به واسطه گناه) از حد گذشتيد، از رحمت خدا نوميد مگرديد، بى ‏ترديد خداوند همه گناهان را (به وسيله توبه) مى‏ آمرزد، زيرا اوست آمرزنده و مهربان.

 

 

http://www.x-shobhe.com