ش (فارس): ساده‌ترین راه اثبات وجود خدا چیست؟ راحت‌ترین راهی که می‌توانیم به دوستانمان که با تبلیغات سوء دچار شک شده‌اند نشان دهیم کدام است؟

ارسال نظر

نظرات کاربران

عالی
ستاره خانم salam امام علی(ع)میفرمایند من خدایی را که نبینم اطاعت نمیکنم عبادت نمیکم و... منظور از این دیدن بعضی ها میگویند اینکه با چشم باطنی(چشم دل)ویک نفرفرمود که نه با چشم ظاهر هم میشود{یعنی هستند کسانی که با چشم معمولی(ظاهری)میبینند و توجه ایی نمیکنند و بر عکس هستند کسانی که با چشم ظاهری میبینند و تفکر میکنند}مثلا نشانه ها و آیات خداوند تبارک و تعالی را میبینند و... خدا را باید درک کرد و اونجاست که اوج هیجان و لذت را دارد. خداوند در قرآن نيز بسيار از طبيعت و آفرينش موجودات ياد کرده و ما را به توجه بدان ترغيب نموده است، آياتي که يا اشاره به خود طبيعت و آثار آن دارد و يا به واقع و حوادث واقع شده در جهان اشاره مي کند، آياتي مانند؛ آيه 17 و 18، سوره غاشيه: «أَ فَلا يَنْظُرُونَ إِلَى اْلإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ* وَ إِلَى السَّماءِ كَيْفَ رُفِعَتْ؛ آيا به شتر نمى‏نگرند كه چگونه آفريده شده و به آسمان كه چگونه برافراشته شده». و آيه 5 سوره طارق: «فَلْيَنْظُرِ اْلإِنْسانُ مِمَّ خُلِق؛ پس انسان بايد بنگرد كه از چه آفريده شده است». آيه 185، سوره اعراف: «أَ وَ لَمْ يَنْظُرُوا في مَلَكُوتِ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ وَ ما خَلَقَ اللّهُ مِنْ شَيْ‏ءٍ وَ أَنْ عَسى‏ أَنْ يَكُونَ قَدِ اقْتَرَبَ أَجَلُهُمْ فَبِأَيّ‏ِ حَديثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُون؛ آيا در ملكوت آسمانها و زمين و هر چيزى كه خدا آفريده است ننگريسته‏اند و اينكه شايد هنگام مرگشان نزديك شده باشد پس به كدام سخن بعد از قرآن ايمان مى‏آورند». آيه 5، سوره ق: «أَ فَلَمْ يَنْظُرُوا إِلَى السَّماءِ فَوْقَهُمْ كَيْفَ بَنَيْناها وَ زَيَّنّاها وَ ما لَها مِنْ فُرُوجٍ؛ مگر به آسمان بالاى سرشان ننگريسته‏اند كه چگونه آن را ساخته و زينتش داده‏ايم و براى آن هيچ گونه شكافتگى نيست». و آيات بسيار ديگر که گوياي توجه خاص آيات قرآن به طبيعت و آثار خلقت است. دلايل فلسفي و عقلي اثبات وجود خدا حال جا دارد کمي نيز از دلايل عقلي در مورد اثبات وجود خدا بحث و گفتگو نماييم. دلایل فراوانی بر اثبات وجود خدا اقامه شده است که در ذیل به برخی از آن ها اشاره می کنیم 1- برهان امکان، یا برهان «امکان و وجوب». این مطلب هم از سایتی گرفتم منبع:سایت پرسمان دانش جوان
سلام .من 18 سالمه الان احتیاج به یه دلیل منطقی دارم که وجود خدا را واسم ثابت کنه .البته خیلی به نماز خوندن و احکام و... معتقدم ولی واقعا نمیتونم به این چیزا فکر نکنم اخه وقتی می گن خدا عادله ادم عدالت را تو چی ببینه وقتی ادم میببینه که بعضی ها چطور اختلاص میکنن ووضع مال شون اونقدر خوبه و هیچ مشکلی هم ندارن ...و یکی مثل ماهایی که طبقات پایین جامعه را تشکیل می دهیم و همیشه باید نگران بی پولی اخر برج باشیم ...پس این عدالتی که خدا میگه کجاس .خدا کجاس که عدالت را برقرار کنه . پس من چطور باور کنم که خدا وجود داره .چطور خودش میگه دروغ نگین و لی خودش ...واسم دعا کنین . سایت: معنی عدالت اصلاً مساوات نیست، بلکه قرار دادن هر چیزی در جای خودش است، یعنی عالم هستی نظام مند و قانونمند است، پس اگر کسی با چاقو به چشم کسی زد و او کور شد، خلاف عدالت نیست که بپرسیم پس عدالت چه شد یا اگر امریکا بر سر مردم بمب ریخت و کشته شدند و یا عده ای سبب فقر عده ای دیگر شدند، نمی شود گفت با عدالت منافات دارد، اتفاقا عین عدالت است، یعنی رابطه علت و معلول، اثر و تأثیر و ... - و البته زمین دار اختیار و عمل است و بهشت نیست. لذا خون هم ریخته می شود. پس توحید یک مبحث عقلانی و فطری است و باید با مطالعه، تفکر، تعمق و تعقل، اعتقادات را محکم و استوار ساخت.
خطاب به تو می فرمایم : صبح که بیدار شدی خوشحال باش اول نیازهای خودت رو برطرف کن بعد به فکر اطرافیان نزدیک و دور باش چرا که هریک از ما همچون چرخ دنده ای از یک مجموعه چرخ دنده هستیم که خود عضوی از چرخ دانده ای بزرگتر که خود عضوی از چرخ دنده ای عظیم تر که خود ... است ، حال خرابی تو بر مجموعه تو و خرابی مجموعه تو بر مجموعه بزرگ تو و خرابی مجموعه بزرگ تو بر خرابی مجموعه عظیم و ... اثر خواهد گذاشت اگر اعضای خانواده تو همسر مادر پدر فرزند خواهر برادر و ... خوشحال باشند بر تو اثر مطلوب و اگر ناراحت باشند اثر نامطلوب خواهند گذاشت و همینطور اگر همسایه تو در حال خوبی باشد و همسایه همسایه تو نیز حالش خوب باشد و حال همسایه های همسایه های تو و همسایه های همسایه های آنها خوب باشد به صورت قطع به یقین در حال تو تاثیر خواهد گذاشت . حال حجت بر تو تمام گردید خواه بیاندیش و پند گیر و عاقلانه و درست رفتار کن ، خواه سر گرانبهای خویش را در برف خدا و بهشت و جهنم و پیامبرانش فرو کن و همینطور هرز بگرد . حمال جان درد تو درد من و شادی تو شادی من است و همینطور شادی من شادی تو و درد من درد تو ، اگر کودکی در سومالی از قحطی شبها با درد گرسنگی که تو شاید تجربه نکرده باشی سر به خاک (نه بالش) میگزارد در سرنوشت تو و نسل های بعدی تو اثر دارد و همینطور اگر در استرالیا کودکی در مدرسه ای عالی با تغذیه ای عالیتر جسم و مغزش ساخته میشود تا پزشک یا هنرمند یا مهندس شود تا جان تو را نجات دهد و زندگی را برایت آسان کند ... یا شاید توسط تروریست های افراطی کشته شود در زندگی تو تاثیر دارد . هرگاه این مذهبیون بر تو تاثیری غیر از جنگ و تبعیض و اعدام و سنگسارو قطع دست و پا و تجاوز به خواهر نه سالت داشتند یا در طول تاریخ توانستند کرمی در حد رفع خارش مقعد مطهر اختراع و تولید کنند و به دست مصرف کننده برسانند و تو از نتیجه راضی باشی به ریش من کمتر از من بخند و به آغوش اسلام ناب محمدی شیرجه بزن . بدرود سایت: این جمله اول: به شما می فرمایم جالب بود
نه به تأييد وجود خدا رسيدم و نه به رد وجود خدا . گفته شده درك و فهم موضوع در توان آدمي نيست همونظور كه خيلي از سوالات علمي اسرار جهان هنوز بي پاسخ مونده و آدمي دنبال جوابشونه . ولي سخته باور اينكه شايد زندگي من به اندازه اي نيست كه برسم به جوابي جامع و كامل و اين گشت و گذار فقط دور خود چرخيدنه . قطعا از نيستي نمي تونه هستي پديد اومده باشه و هست وجود داشته كه تونسته هستي رو پايه گذاري كنه همونطور كه هستي هيچ موقع به نيستي تبديل نخواهد شد و هيچ چيز از بين نميره و فقط تبديل ميشه به چيز ديگه اي . ولي خب وجود اوليه خود هستي از كدوم سرچشمه هستي بوده ؟ چه به صورت ابعادي كه در عالم وجود داره كه به دست لمس نميشه و به چشم ديده نميشه كه فراتر از بعد انسانه و چه از نظر هستي و نيستي نميشه رسيد به جوابي قاطع . اگر از دنياي ابعاد نگاه كنيم كه يعني هيچ گاه ما انسان ها پي به وجودش نخواهيم برد و نخواهيم لمس دركي يا فيزيكي داشته باشيم ازش . اگر از اثبات هستي و نيستي هم بررسي كنيم كه به اين پرسش مي رسيم كه هستي نمي تونه از نيستي به وجود اومده باشه و اون هستيه اوليه چطور مي تونه به وجود اومده باشه و من نمي تونم درك كنم كه گفته ميشه خالق نيازي به خلق شدن نداره كه زير سوال مي بره بحث علميه هست و نيست رو . نمي دونم شايد ذهن ما به دليل اينكه نياز به ديدن حركت و شروعي براي تصور خودش داره اين طور دور مي زنه دور سوال ها و پيدا نمي كنه چه محركي باعث اين حركت شده . ذهن آدمي براي هر حركتي دنبال محركي مي گرده و براي هر خلقي خالقي رو مي خواد و درك اينكه خالق به خوديه خود وجود اوليه بوده سخته براي ذهن آدمي . يا اگر ميشه ساده بيانش كنيد كه من درك كنم اين وجود اوليه چطور از نيستي پا به هستي گذاشته .
می فرمایم : اگر خدایی با آن مختصاتی که حضرات میگویند وجود داشت آنچنان که برایش خانه ای ساخته اند و از زبان او هر آنچه دلشان خواسته یاوه سرایی کرده اند و از هر جلنگ و جفنگی چون مسائل پایین کمری و حوریهای جنت گرفته تا اهدای نمایندگی رسمی به حضرات اعزام جهت رفع تکلیف برای جمعیت عظیم مردمی نگذشته اند ، مطمئن باشید که آن خدا الله یهوه مسیح خرد ایزد یا هر کوفتی که بخوانندش تاب نمی آورد و برای ادب کردن این افراد که خود را پیامبر می نامند به زمین نزول میفرمودن و حق این نامردان که تهمت ها به زبان او زده اند را کف دستشان میگذاشت . اگر بیراه میگویم آنقدر شهامت دارم که از زبان خود میگویم و نمیگویم خداوند در فلان جا میفرمایند یا حکم میکنند . !!! سایت: این «می فرمایم» که اول جملات خود می آورید خیلی جالب است، ان شاء الله که از تکبر نیست. در ضمن در یک مبحث عقلی الفاظی چون «کوفت» یا شهامت داشتن گوینده و ... که تعریف از خود است، هیچ جایگاهی ندارد
به نظر من با این دلایل و برهانای منطقی و فلسفی حتی اگه از زبان بزرگترین و خوش بیانترین فیلسوف دنیام نقل بشن نمیشه دلت رو از وجود یا عدم وجود خدا قرص و محکم کرد! قدرت اینگونه استدلالها نمیتونه به حدی برسه که ذهن مارو آروم کنه به نظر من تو این مرحله از درک همه آدما مثل همند حالا یه عده چرا به سادگی موضوع رو قبول میکنن و یه عده به ناامیدی و پوچی میرسن از اول تاریخ بوده و هست و خواهد بود! واقعیتشو بخواید اینه که ما چاره ای نداریم جز اینکه برا مصیبتهای دنیا یه مسکن پیدا کنیم یعنی باید قبول کنیم خدایی هست تا به زندگی امیدوار شد اگر اسمش سادگیه یا گول خوردنه یاهر چیز دیگه من این سادگی و گول خوردنو ترجیح میدم به گستاخی هایی که مطمئنا راه به جایی نخواهند برد! ولی به فرض که همه خدارو پذیرفتیم تازه این اول ماجراست! کی میتونه بگه راه درست چیه؟ کی راست گفته کی دروغ؟ پیامبرا چی واقعا بودن؟ قرآن چی واقعا مال همون خداست؟ نماز چی؟ واقعا باید بخونیم؟ کی میتونه ما رو از دست این همه شبهه وحشتناک نجات بده؟ سایت: اگر بپرسیم چطور بشر وجود به این روشنی و با براهین عقلی را نمی خواهد قبول کند و دوست دارد دائم مشکوک بماند، به واقعیت نزدیک تر است
دوستان عزیز مگه خداوند چه چیزی ازمون خواسته که بعضیهااینقدر نسبت بهش جبهه میگیرن و هر چی دلشون خواست دربارش میگن . از دوره ی 10 فرمان موسی تا قران محمد فقط گفته زنا نکنید - دزدی نکنید - دروغ نگین - تهمت نزنین - مال مردم را نخورین - بچه هاتون را زنده بگور نکنین - دنبال علم باشین - مهربون باشین - به پدر و مادرتون نیکی کنین و ..... حالا واقعا اگه یه ذره وجدان داشته باشین تکلیف این خدای مهربون را با کسانی که ازش دم میزنن ولی مال مردم خوری میکنن و نماز و روزه و حج و ...... که فقط ابزار و وسیله ای هستند برای دور شدن از بدیها و نزدیک شدن به خوبیها (که چند تاش ذکر شد) جدا میکنین ، آخه خالق ما چه دروغی و یا چه راست باشه فقط از ما خواسته آدم باشیم ، حالا اگه بعضیها بهش ایمان ندارن لااقل توهین هم نکنن لطفا ، بقول امام صادق و شیخ حافظ بهتره فرض بگیریم که خدا و قیامتی هم وجود داره و آدم باشیم ، حالا اگه مردیم و دیدیم که خدا و قیامتی در کار نبوده که از آدم بودنمون ضرری نکردیم ، اگر هم بعد از مرگ دیدیم خدا و قیامت وجود دارن که بهتر ، چون بازم از آدم بودن نه تنها ضرر نکردیم بلکه کلی سود هم گیرمون اومده
شمامیگید رابطه علت ها و معلول ها یا منظم ها و ناظم ها که یه رابطه عقلیه و نباید تسلسل پیدا کنه و حتما باید واجب الوجودی باشه تا این رابطه از وجود اون سرچشمه بگیره اما اینطوری میشه وجود خدایان زیادی رو اثبات کرد مثلا زمین رو از یه خدا و آسمان و ستاره ها رو از خدای دیگه و عشق رو از دیگری سرچشمه گرفته شده دونست بدلیل اینکه حوزه فعالیت اونها هم متفاوت خواهد بود بینشون جنگ و دعوا پیش نمیاد تازه اگه دو تا خدا یکی رو سر چشمه خیر و باروری و دیگری رو شر و سرچشمه مرگ و تباهی فرض کنیم اگه جنگی هم بینشون باشه مشکلی نیست چون تو دنیا خیر و شر با هم در حال نبردند سایت: این کلمه خدا را در بحث کنار بگذارید تا مطلب بهتر بحث و فهم گردد، خدا اسم است و البته با مسمی، علت و معلول قاعده ای است که وجود علت عایی و علت تامه که دیگر خودش معلول نیست را به اثبات می رساند، پس علت های غایی فراوان وجود ندارد. به آن علت غایی که واحد و احد است و خودش معلول نیست، می گوییم خدا و منظورمان از اسم خدا نیز، همان هستی و کمال محضی است که نقص و نیستی به او راه ندارد، تا آفریده شده باشد.
با سلام و خسته نباشید اول یک انتقادی داشتم به فردی که متن بالارو تدوین کرده به نظر من اصلا قانع کننده نبود حتی برای من که یک مسلمان هستم چه برسد به کافر !!! و همچنین الان که من داشتم نظرهای افراد رو میخوندم نظر بعضیها در مورد عدم وجود خدا واقعا قانع کننده تر از جواب شما بود شما اگر درسش رو خوندید و این مطلب براتون حل شده بایذ طوری جواب بدین که بقیه هم قانع بشند صرف دونستن شما و یک جواب کوتاه برای بقیه که قانع کننده نیست یا حداقل اگر فکر میکنید که جواب دادن به تک تک افراد وقت گیر خواهد بود مطلب آغازین رو کاملتر کنید. یه سوال هم داشتم مطلبی که در مورد فطرت نوشته بودید من واقعا نفهمیدم اینکه انسان کمال مطلق رو دوست داره چه ربطی به وجود خدا داره؟شاید انسان یک چیز واهی رو دوست داره؟یعنی این ممکن نیست؟اینکه به دنیال چیزی باشه که نیست؟ بعد میشه درباره وجود خدا و پیامبران و حقانیت آنها کتاب یا سایتی برای مطالعه بیشتر در سطح عموم معرفی کنید؟سپاس سایت: اگر شما قانع نشدید، هیچ اشکالی ندارد، بحث ها می تواند ادامه داشته باشد، اما دلیل نمی شود که هیچ کس قانع نشده باشد، بسیاری نظر دیگری داشتند. در مورد عشق به کمال نیز مکرر توضیح داده شد که تا کمال نباشد، عشق به آن نیز نخواهد بود و این عشق بی منتهی به کمال بی منتهی می باشد، که قابل انکار نیست
Duset daram khoda
سلام چيزي كه از متن شما و نظرات دوستان دريافتم اين بود استدلال شما بر اساس احساسات دروني و اثبات هاي عهد عتيق است كه نقص انها بارها اثبات شده (مگر انكه مطالعاتي در اين زمينه نداشته ايد و فقط نقل قول ميكنيد و تحقيقي انجام نداده ايدو يا جز مطالبي كه فقط مويد استدلال هاي شماست مطالعاتي نداشته ايد چون در غير اين صورت به استدلال هاي نقض شده اشاره نمي كرديد) و از طرفي دوستان هم انتظار دارند شماعلمي و عملي خدا را اثبات كنيد كه خدا علمي اثبات نمي شود و علم تنها كمكي كه در اين زمينه ميتواند بكند بيشتر نمايان كردن نشانه هاي خداوند است ( از نظر من ساختار پيچيدهDNA يكي از اين نشانه هاست)حال انكه انهايي كه نخواهند اين نشانه ها را دليلي بر وجود خدا نبينند با هر نشانه اي كه بياوريد دليلي براي عدم قبول خدا مي اورند ،اينجاست كه بايد گفت كه خدا براي اناني است كه خدا را ميخواهند، اگر كسي نمي خواهد اصراري نيست اگر مي خواهد نشانه زياد و اگر نمي خواهد بهانه بسيار.
اگر كسى سؤالات ذيل را از شما بپرسد، چه پاسخى به آن مى دهيد: رطوبت هر چيز از آب است، رطوبت آب از چيست و از كجا است؟ چربى همه غذاها از روغن است، چربى روغن از چه و از كجا است؟ شورى همه چيز از نمك است، شورى نمك از چيست؟ وقتى به اتاق كار خود يا منزل مسكونى خود نگاه مى كنيد و مى بينيد روشن است، از خود مى پرسيد آيا روشنايى از خود اتاق است؟ فوراً به خود پاسخ منفى مى دهيد، زيرا اگر روشنى اتاق از خود مى جوشيد، نبايد هيچ وقت تاريك بشود، در حالى كه پاره‏اى از اوقات تاريك و گاهى روشن است. پس روشنى آن از جاى ديگر است. به اين نتيجه مى‌رسيم كه روشنى اتاق و خانه ما در اثر ذرات يا امواج نور است كه به آن تابيده است. آن گاه از خود سؤال مى كنيم روشنى خود نور از كجا است؟ پاسخ اين است كه روشنى نور از خود آن است. نيز به سؤال‏هاى قبلى پاسخ مى دهيم كه رطوبت آب، چربى روغن و شورى نمك از چيز ديگرى نيست. اين خاصيت طبيعى و ذاتى آن‏ها است. آب ذاتاً مرطوب است. روغن ذاتاً چرب است و نمك ذاتاً شور است. نيز نور ذاتاً روشن است. در هيچ نقطه جهان نمى¬توانيم نورى پيدا كنيم كه تاريك باشد و چيز ديگر آن را روشن كرده باشد. ذرات نور هر جا باشند، روشن‌اند و روشنى جزء ذات آن‏ها است. روشنايى ذرات نور از چيز ديگر و عاريتى نيست. ممكن است ذرات نور از بين برود، ولى ممكن نيست موجود باشند، ولى تاريك! بنابراين اگر كسى بگويد روشنايى هر محوطه‏اى از جهان، معلول نور است، پس روشنايى خود نور از كجا است، فوراً مى گوييم روشنايى نور جزء ذات آن است. هم چنين هنگامى كه سؤال شود هستى هر موجودى از خدا است، پس هستى خدا از كيست، پاسخ مى دهيم هستى خدا ذاتى او و از خود او است و از جاى ديگر نيست، مانند اين كه بپرسيم اصل وجود و هستى از چه چيزى به وجود آمده است؟ مبدأ اصل وجود چيست ؟ معلوم است كه اصل وجود و هستى از چيزى به وجود نمى آيد، چون هر چيز ديگرغير از وجود، عدم و نيستى است و وجود و هستى از عدم و نيستى به وجود نمى آيد. به عبارت ديگر وجود حق تعالي مساوي با وجود مطلق و اصل و حقيقت وجود است . همان گونه كه بي معنا است كه سؤال كنيم اصل و حقيقت وجود چگونه به وجود آمده يا مبدأ آن چيست ؟ بي معنا است كه بگوئيم كه خدا چگونه به وجود آمده است؟ چون فرض چنين سؤالي اين است كه خدا نبوده و بعد به وجود آمده است و حالا در مورد چگونگي وجود خدا سؤال مي‌كنيم. اما وقتي كه وجود خداوند ازلي و ابدي و مساوي با حقيقت و اصل وجود و هستي باشد، فرض اين كه خدا زماني نبوده، نيز اشتباه است، پس ديگر نوبت به سؤال از چگونگي به وجود آمدن اصلا نمي رسد. در مورد مثال‌هاي زده شده نيز بايد توجه داشت كه منظور از ذاتى بودن رطوبت براى آب، شورى براى نمك، چربى براى روغن و... هرگز اين نيست كه مثلاً رطوبت آب چون ذاتى آن است، پس آفريدگارى ندارد، بلكه منظور اين است كه آفريدگار جهان، آب را طبعاً و ذاتاً مرطوب آفريده است، به طورى كه هرگز نمى توان رطوبت را از آب جدا كرد. همان گونه كه وجود و هستي را نمي توان از خداوند جدا فرض كرد .اين مثال‏ها براى نزديك كردن مطلب به ذهن زده مى شود وگرنه بين اين مثال‏ها و موضوع مورد بحث، تفاوت زيادى است، زيرا وقتى مى گوييم وجود همه چيز از خدا است و وجود خدا از او است، يعنى آفريده كسى نيست و وجود و هستى، ذاتى او است. اما وقتى مى گوييم روشنايى همه چيز از نور است و روشنايى نور از خود او است، معنايش اين نيست كه نور آفريدگارى ندارد، بلكه معنايش اين است كه آفريدگار جهان نور را اين طور آفريده است كه روشنايى جزء ذات او باشد و روشنائي از نور جدا نيست، همان گونه كه وجود و هستي از خداوند جدا نيست. جهت آگاهي بيش تر به كتاب «علل گرايش به ماديگري»، بحث ريشه نيازمندي اشيا به علت مراجعه فرمائيد.
واقعا تاثير گذار بود ممنون
من یک شخص مذهبی بودم در حد خودم و بسیار هم تلاش میکردم تا به سمت معرفت دینی بیشتر برم تا اینکه خواستم بر عکس قضیه رو ببینم یعنی عدم وجود خدا .خداوند یک نوع توهم و مسکن برای بشر هست چون میترسند هم از مرگ هم از اتفاقات طبیعی مثللا در گذشته میگفتند رعد و برق یا طوفان کار خدایان هست بخاطر اون همه قربانی یا کارهایی میکردند تا بلا رفع بشود!! نظریه تکاملی داروین و انفجار بزرگ و نظریه های استیون هاوکینگ بسیار کامل هستند و با عقلی که ما داریم جور در میاد تا طرز تفکر وجود خدا .برای قضیه اتفاق یا احتمال هم شما میتونید یک تاس رو 2 بار پرت کنید و هر دوبار 6 بیاید احتمال این اتفاق 12 به 2 است اگر همان را 4 بار پرتاب کنید و باز هم 6 بیاید دصد احتمال آمدنش کمتر و ب 4 به 36 میرسد و همین طور ادامه بدید تا کمتر و کمتر میبیند ک احتمال کمتر میشود ولی شما عملا اون رو دیدید مثلا شما باید 12 بار پرت کنید تاس رو تا ب دو تا 6 برسید ولی با 2 حرکت رسدید قضیه احتمال رو نمیشه رد کرد اینی ک گفتم مثالی بود جهت ابلاغ بهتر موضوع.اگر شما میتونیدمنو راهنمایی کنید ممنون میشم ! سایت - نظریه داروین با حساب احتمالات و نیز مثال تاس ریختن اثبات و نفی نمی گردد، بالاخره یک بحث علمی در حیطه زیست، ژنتیک و ... می باشد، و کاربران گرامی دقت نمایند برعکس شعارهایی که داده می شود، اثبات هم بشود، دلیلی بر نفی خدا نیست. میمون نیز مخلوق است و خالق دارد
سلام . ممنون بابت مطلبتون ولی من یه مطلب میخوام که بتونم به یه مرتد خدا رو نشون بدم ؛ مرتدی که حرفامو قبول میکنه ولی باز هم برمیگرده یه دلیل محکم که نتونه جوابی براش بده البته قانع شده ولی یه جواب محکم و به دور از ایات و روایات میخوام . اینم جواب برخی دوستان : هرچیزی علتی داره و تهش باید به یه منبعی ختم بشه ما اونو میگیم خدا چون علتی که اتفاقی باشه کوته فکریه . نظریه تکامل هم چطوری میتونه منطقی باشه ؟؟؟!!! میگن ادم از میمونه فرض کن تو یه زمان و مکان درست یه میمون نر و یه میمون ماده جهش ژنی میکنن و تکامل و نسل انسان !!! دور از ذهنه ؛ اینو قبول میکنید اون وقت خدا رو ... یکی از نظرات درباره ی انسان های قبل خلقت ادم پرسیدن در جواب ایشون باید بگم که این افراد رو مرتبط میکنن با یکی از ایات قران که متاسفانه فقط کلیت معنیش یادمه و اونم اینه که اگر بخواهیم گروهی را میبریم و گروهی دیگر می اوریم . سایت - برخی با دیدن شخص پیامبر و معجزاتش نیز ایمان نمی آورند. خدا هم فرمود تا مرگشان نرسد و با چشم نبینند ایمان نمی آورند.
با سلام این روزا ذهنم پر از این سوال هاست که همسرم از من میکنه وقتی بهش میگم خدایی وجود داره و میگه از کجا معلوم که فقط خدا یعنی الله که شما میگید باشه خدا خدا چند دست هندو نباشه یا خدا بودا نباشه چرا همون خدایی رو میپرستید که حضرت محمد از قبیله خودش اورد یعنی همان بت الله ایی که بعدا شد تک خدا و شد امروزه الله شما این از سنت و زمان حضرت محمد میاد؟ و اینکه چراما فکر میکنیم خدا سرزمین ما برتره مثلا خدا هندو و بودا و مسحیت و یهود شاید خدا واقعی باشند؟مثلا میگم خب تو به وجود خدا اعتقاد داشته باش وقتی رفتیم دنیای دیگه اگر باشه که ضرری نکردیم اگر هم نباشه بازم ما ضرر نکردیم میگه از کجا مطمئنی که خدا کشور بغلی بهت نگه چرا نرفتی تحقیق کنی من رو پیدا کنی؟ از این قبیل سوالهاکه شک برانگیزه و خودش هم معتقده وسط هست یعنی نه میتونه رد کنه خدا رو و نمیتونه بپذیره اسکپتتیس هست. چه جوری میشه خدا رو اثبات کرد؟ سایت - اطلاعاتش خیلی زیر صرف است، مضافاً بر این که عناد هم دارد، وگرنه دست کم چهارتا مغلطه علمی می نمود. در هر حال با این سطح معلومات و این بغض و اتکا به شعار به جای دلیل، کار شما سخت است. کاش قبل از ازدواج با او بحث می کردید
دین جبر محیطه.....انسانها هر مکانی بدنیا بیایند باورهای دینی همان مکان را فرا می گیرند و اعتقادات تحت تاثیر محیط به انسانها تزریق می شوند.مثلا اگه شما در چین بدنیا می آمدید الان یک کمونیست بودید یا اگر در هند بدنیا می آمدید الان گاو پرست بودید. *-خداوند اگر دادنی داشت، به این مسلمان های بدبخت عقب مانده می داد!علی الخصوص مسلمانان دندان دار آفریقا چون معتقدند هر آنکه دندان دهد نان دهد!!!!!! * برهان نظم دقیقا با خود نظم می شکند.مثلا انسان با تمام پیچیدگیهایش، دلیلی برای وجود یک آفریننده ی فراجهانی دانسته می شود. حال نباید این را پرسید که اگر چنین چیزی باشد، خدایی که خود نیز یک موجود با شعور و هماهنگ فرض می شود نیز حتما و حتما منظم است، و در نتیجه باید آفریننده ای بالاتر از خود داشته باشد ؟ غافل از اینکه ماده می تواند بسیط باشد و غیر ماده نمی تواند ! *-برخی میگویند هیچ جامعه ای بدون دین نمی تواند دوام بیاورد .این در حالی که بسیاری ازکشورهای خاور دور و کشور چین که در زمان پیامبر نیز بودند نه تنها به خدا بی اعتقاد(کمونیست) و بهشت وجهنم را نیز قبول ندارند ،این جوامع از بزرگترین تمدنهای بشری هستند و چند هزار سال نیزدوام یافته اند ،بدون آنکه بی دین بودنشان آنها را نابود کند (درضمن بیشترین جمعیت را داشته و صنعت مسلمانان نیز هنوز به آنان وابسته است به گونه ای که اگر چین سوزن خیاطی به ما ندهد همگی لخت می شویم و.... *-اگر خدا بیماری میدهد و مشیتش بر این است که کسی را مریض کند،آیا دعا کردن و طلب شفاء از اوبی جا و همانند رشوه دادن نیست. دعا ،نه روح را آرامش می بخشد و نه روان را تسکین میدهد،تنها باعث فریب آدمی وباعث غفلتش از واکنشهای لازم در برابرمصائب می شود.کسانی که به دعا رو می آورند و از خدا و ارواح طیبه می خواهند که حاجتشان را برآورد،فقط بیچارگی و درماندگی و گمراهی خویش را نمایش می دهند.اگر دعاکارساز بود باید مرگ وجود نمی داشت،باید فقر ریشه کن میشد،باید کل امراض از بین میرفت و مریضی وجود نداشت و به عمر جاویدان دست یافت ،باید معلولی وجود نمی داشت وبرای رفع مصیبت هم باید، جهانی بی بلا ساخت ....پس کو...... زلزله مردمان را میکشد و سجاده و مهر و ردا و صلیب مومنان را برخود می برد آیا این مردمان قبلش برای دفع بلا دعا نکرده بودند . *-با زیبایان چه دوستی وبا زشتها پیش از زایش چه دشمنی داری ؟ چرا بعضی ها را سیاه وبعضی ها را سفید وگروهی راسرخ وزرد می آفرینی ؟ گناه سیا ها ن پیش از زایش چه بود؟ چرابرخی را بلند بالا وبرخی را کوتوله می آفرینی ؟ چرا به یکی دست وبه دیگری پا وبه آن دیگر زبان سخن گفتن وچشم برای بینائی وگوش برای شنوائی نمید هی ؟ کدام یک از این ناتوان آفریده ها(معلولین) از تو خواسته بودند که آنانراچنین بیافرینی ؟ چرا آن کودکان خرد سال را که زیبا هم آفریده ای فلج وگنگ وکر وکورولال کرده ای؟ اینها که هنوز پا به جهان هستی نگذاشته بودند تا ازستایش آمرانه تو سرباز زده باشند . چرا پیش از زایش ودست آزیدن به گنا هی پیشا پیش کیفربیدادگرانه ونابجا داده ای ؟ اگر بدرستی آگاه بودی که پس از زایش از فرمان تو سر پیچی خواهند کرد . تو که جابجا کننده همه نطفه ها در رَحِم مادرها بودی چرا آن نطفه ها را از میان نبردی . با اینکه بگفته خودت توان نازاکردن هم داشتی وداری ؟ *ﺍﮔﺮ ﻋﻘﯿﺪﻩ ﯼ ﻣﺨﺎﻟﻒ ، ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﻣﯽﮐﻨﺪ ،ﻧﺸﺎﻧﻪ ﯼ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ ﻧﺎﺧﻮدﺁﮔﺎﻩ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯿﺪ ﺩﻟﯿﻞ ﻣﻨﺎﺳﺒﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻧﭽﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﻧﺪﺍﺭﯾﺪ منبع=خردگرایی سایت - مطلق دین و دین گرایی (صرفنظر از کدام دین) جبر فطری است نه محیطی
اين بشر كه انقدر ادعا داره ميتونه مثل انسان يه ماشين ادمي بسازه؟؟؟ من كه گمون نكنم بتونه2 درصدشم بسازه!!!! وقتي فكر ميكنم دستور فكر من در تكون دادن نوك شصت پام در كمتر1000صدم ثانيه اجرا ميشه به شدت متعجب ميشم. ميگم عجب ماشين ام من!!!!!!! وقتي به انگشتهاي دستم ميشنم فكر ميكنم ميبنم چرا يكي بلند يكي كوتاه يكي پايين چرا؟؟؟؟ هر جوري فكر كردم ديدم نميشه بهتر از اين حالت باشه چون مهندسي كه شده براي اينه كه بتوني در شرايط متفاوت اين انگشتها كارايي خودشو به بهترين نحو عمل كنه . (عجب سيستمي )مثل لامبروگيني كه با قدرت موتورش ادم تو كف ميمونه كي اينو ساخته !!!! وقتي كلي فكر كردم كه چرا ما انسانها ابرو داريم به اين نتيجه رسيدم طراحش تو اين فكر بود كه وقتي انسان ميخواد كار كنه و فعاليت كنه عرق از روي سرش مستقيم نريزه توي چشماش كه اذيت شه. انقدر قشنگ موهاشو رديف گذاشته كه اين اب عرق اگه اومد بياد به سمت پايين از كنار چشم انسان هدايت شه به سمت پايين ومزاحمت براي چشماي انسان نداشته باشه.اين حرفا از خودم نيست بشين خودت قضاوت كن.......
دیدن چه معنایی دارد برای بعضی ها دیدن به معنی نوری است که به چشمشان می رسد کسانی که قصد دارند خدا را فقط با حواس پنجگانه ببینند هرگز خدا را درک نخواهند کرد به عنوان مثال فیزیکی: اگه انشتین فقط محدود به دیدن با چشم بود هیچ وقت نمی توانست اتم و خاصیت های آن را ببیند واقعا انشتین با چه چیزی اتم و انرژی آن را دید؟ فقط با فکر. آیا درک اتم فقط با چشم امکان پذیر است؟ برای اثبات خدا نیز نیاز به بصیرت هست بزرگترین قدرت کیست؟ بزرگترین عدد چیست ؟ هر عددی را در نظر بگیری یکی به آن اضافه کن بزرگترین عدد در نظر گرفته شده نقض می شود بزرگترین در ذهن بشر نمی گنجد(دیده نمی شود چون اگر به چشم دیده شود محدود است و بی نهایت نیست)حالا هر قدرتی را در نظر بگیری همان قدرت را دوبرابر کن آنگاه دیگر آن قدرت بزرگترین نیست. همچنان که وجود اعداد مفهوم عدد بینهایت را بوجود می آورد وجود قدرت ها مفهوم قدرت و توانایی بی نهایت را بوجود می آورد آیا کسی که نتواند انسان را زنده کند می تواند قدرت بی نهایت باشد؟ قدرت ها که برای همه عیان است از بین آن ها به دنبال قدرت بینایت باشید قدرت بینهایت را شناسایی کنید که همه این قدرت ها نمی تواند از آن قدرت بی نهایت جدا باشد آیا قدرت ها را انکار می کنید؟ اگر نه بالاترین قدرت چیست؟ آن قدرت بینهایت چیست؟ اگر آن قدرت بینهایت توانایی آفریدن مرا نداشته باشد که محدود بوده و بینهایت نیست! اگر هم توانایی آفریدن مرا داشته باشد پس آفریدگار من است. من آفریدگار خود را خدای خود می دانم و قدرت مطلق است روزی مرا دوباره زنده می گرداند آن خدایی که بزرگی آن بینهایت بوده و ذره ای از عوالم هستی را بدون وجود آن نمی شود تصور کرد چون اگر ذره ای وجود داشته باشد که خدا در آنجا نباشد دیگر خدا بی نهایت نیست و محدود می باشد چه کسی می تواند بادلیل و سند این قدرت بی نهایت را از ذهن من پاک کند اگر کسی بتواند قطعا خدای مرا از من گرفته است
یک سؤال: عدد حقیقی چسبیده به یک از سمت راست یا برگتر از یک چیست؟ همه می دانند که همچنین عددی وجود دارد ولی فرض کنید ε عدد چسبیده به یک باشد آنگاه ε را به یک جمع و حاصل را به 2 تقسیم کنید آنگاه حاصل(میانگین) بین این دو خواهد بود یعنی ثابت کردیم که ε عدد چسبیده به یک نیست پس واقعا می شود گفت عدد چسبیده به یک وجود ندارد؟ آخر هر عددی را در نظر بگیری من میانگین آن عدد را در نظر گرفته و چسبیده بودن آن عدد را نقض می کنم ولی همه ما می دانیم که اگر نقطه ای را روی یک خط عدد یک در نظر بگیریم می فهمیم که عددی چسبیده به یک وجود دارد چون اگر وجود نداشته باشد خط قطع می شود و پیوسته نیست و دو خط بوجود می آید ولی واقعا آن عدد چیست؟ آن عدد حس می شود و یقین داریم که هست ولی هرگز نمی توانیم پیدایش کنم چون من با میانگین چسبیده بودن آن عدد را نقض می کنم وجود خداوند هم چنین است وجودش حس می شود ولی نمی توان آن را دید البته توجه داشته باشید که من وجود خدا را در کامنت قبلی اثبات کرده ام
سایت - هم قبل از شما اثبات شده و هم اکنون اثبات است. --- سلام دوستان . هممون گشتیم و میگردیم تا لحظه ی مرگ . چون نه قبل از ما تونستن این موضو رو ثابت کنن یا رد . و نه الان و آینده چنین چیزی شدنیه .ولی چیزی عایدمون نمیشه . شما یه س به بیوگرافی بزرگان علم دنیا بزنید مثل آیزیک نیوتن . انیستین . و ..... به خصوص اشخاصی که طول عمر خود را صرف مطالعه فیزیک کرده اند . آن وقت میفهمید که در نهایت افرادی مثل نیچه و داروین و بقیه از این قبیل افراد که به دنبال نفی یا وجود خدا با استفاده از آزمایشات لابراتواری و علم تجربی (پزشکی و فرایض علمی ) بودند هم . در اواخر عمر با شک و تردید و دودلی بسیار سخن گفته اند در حدی که در حدی که روایت است انیشتین در سال آخر عمر خویش ترس این را داشته که چرا تمام طول عمر خود به وجود قطعی خدا نرسیده است . چون در تمام عمر خود اتفاقات و رویدادها را کنار هم گذاشت مانند پازل . و توانست بدون عدد و آزمایش و فرمول جواب تمام آن ابهاماتی که در طول زندگی همه ی ما سوال است مثل حکمت و قسمت و سر نوشت و و این که اگه خدا هست پس چرا اینجوری چرا اون جوری و در نهایت عدل خدا .. را درک کند . به قول شاعر :کنار جوی بنشین و گذر عمر ببین . و در آخر به همه گفت من همچنان نمیتوانم آفریننده بزرگ را برایتان اثبات کنم و نه رد کنم . ولی از احساسی که نسبت به این موضوع دارم میترسم .. چون گذشت زمان در سالیان دراز پرده از این گونه ابهامات برمیدارد و حتی انسان های بزرگ را نیز به زانو در میاورد .حتی بی خدایانی که در سن 55 سالگی رو تخت اتاق عمل ناخداگاه تو دلش میگه خدایا کمکم کن . از طرفی شما اگر کوچکترین ذات هستی رو در نظر بگیرید روی محور ایکس و ایگرگ . باز هم قابلیت تقسیم شدن به دو قسمت را دارد یعنی کلمه ی نقطه به معنای واقعی که فاقد طول عرض باشد وجود ندارد(علم قطعی ریاضی) . حتی هسته ی اتم نیز میشود دوقسمت شود و هی این روند تا بی نهایت ادامه پیدا میکند و هیچگاه تمام نمیشود از کوچکی این اجزا و فقط در مرحله ای از درک ما خارج میشود و به بینهایت تبدیل میشود . در مقیاس بزرگ هم همین طور کیهان با آن همه عظمت ته ندارد !! یعنی حتی اگر در تخیلمان دیواری را به عنوان انتهای هستی در نظر بگیریم از خود بپرسید خوب پشت این دیوار چیست ؟؟! قطعا باید چیزی باشد با توجه به مغز محدود و فیزیک گرای ما انسان ها . پس میبینیم که از بزرگترین عضو هستی تا کوچک ترین آن به سمت بی نهایت میل میکند که یه ما یک چیز را ثابت کند : من هم بی نهایتم. نمیتوانی با عقل و منطق درکم کنی! مسرور باشید
سلام. خیلی راه ها هست برای اثبات خدا. ولی من فقط یه مورد اشاره میکنم.ایا بنظرتون این همه معجزات از پیامبران وامامان از کجاست؟سرد شدن اتش بر حضرت ابراهیم و شکافتن دریا برای حضرت موسی ومعجزه قران و به دونیم شدن ماه برفرمان حضرت محمد(شق القمر)وشکافته شدن دیوار کعبه برای مادر حضرت علی و بدنیا امدن ایشان و...... واگر اینکارها بدست خدا نیست خب من و شما نیز یک معجزه بیاوریم که کار هیچ بشری از ادم تا ...نمیباشد اگر میتوانید دریا را بشکافید اگر میتوانید مرده ای را زنده کنید ان هم با این همه علوم .اگر میتوانید ماه را به تکه تقسیم کنیدو بعد به هم برسانیدشان و بهم ملحقشان کنید واگر ........ ودیگر معجزات که هیچ بشری نمیتواند بکند همه در تاریخ هست و بسیار زیاد نیز هست. اشهدان لا الله الا الله واشهدان محمدان رسول الله واشهدان علی ولی الله. التماس دعادارم. لطفا به وبلاگ من حقیر هم سر بزنید ... سایت - آقا مجید، دقت کنید که معجزات برای اثبات نبوت پیامبران است و نه اثبات وجود خدا. کسی که خدا را قبول ندارد، معجزه را نیز قبول ندارد، اگر با چشم هم ببیند، می گوید سحر است
مهم ترين دلايل علمي براي اثبات وجود خدا ، آن دلايلي است كه از راه نظم موجود در طبيعت و موجودات طبيعي مي توان به وجود خداوند حكيم و مدبر رسيد . تمام رشته هاي علوم ثابت مي كند كه در دنيا نظام معجزه آسايي وجود دارد كه اساس آن ،قوانين وسنن ثابت و غير قابل انكار جهان هستي است. تلاش و كوشش دانشمندان و احاطه به اين قوانين ،امكان مي دهد كه بشر از راز هستي پرده برداري كند كه در اين مختصر فقط به يك استدلال ساده از پرفسور ادموند كارل كورنفلد استاد و محقق شيمي لاستيك و داروهاي تركيبي آلي و تكامل شيمي آلي ميآوريم؛ «پرفسور ادوين كانلين زيست‏شناس دانشگاه پرينستون غالبا ميگفت: «احتمال پيدايش زندگي از تصادفات به همان اندازه است كه در نتيجه حدوث انفجاري در يك چاپخانه، يك كتاب قطور لغت بوجود آيد» من اين بيان را بدون قيد و شرط تأييد ميكنم. من عقيده راسخ دارم كه خدايي وجود دارد كه جهان را خلق كرده و از آن نگهداري ميكند... من خدا را خدايي (ميدانم) كه تمام كتب آسماني از سوي وي نازل شده ودر آن كتاب خود را به عنوان خالق و صانع جهان به بشر شناسانده و راه مستقيم حقيقت را به او نشان داده است... من اجازه ميخواهم تا از چگونگي تأثير شيمي آلي كه در تقويت ايمان من بسيار مؤثر افتاده شمه‏اي بيان كنم. ما وجود يك حكمت عاليه را براي خلقت طبيعت قبول ميكنيم، والا بايد بگوئيم كه اين جهان و طبيعت كه ما آن را ادراك ميكنيم، فقط و فقط در نتيجه تصادف بوجود آمده است. براي كسي كه شگفتيها و رموز و نظم و ترتيب شيمي آلي را مخصوصا در اجسام زنده ديده است، تصور به وجود آمدن جهان در نتيجه تصادف بسيار دشوار و محال است. هر قدر ما ساختمان ذره را بيشتر مطالعه ميكنيم و واكنش‏هاي اين ذرات را بيشتر زير نظر قرار ميدهيم به همان اندازه روشن‏تر درمييابيم كه يك عقل كل نقشه عالم طبيعت را طرح و با اراده و مشيت خود آن را خلق كرده است. اين فكر نتيجه تجربه شخصي من است و غالب اوقات كه در آزمايشگاه، ميان اجسام بينهايت كوچك و فعل و انفعالات پيچيده و عجيب آنها كار ميكنم، فكر عظمت و حكمت عاليه آفريدگار مرا مبهوت و متحير ميسازد. فعل و انفعالات سلول حيواني به قدري عجيب و پيچيده است كه اگر كوچكترين انحرافي در آنها روي دهد باعث بيماري حيوان ميشود. واقعا عجيب است كه سازماني به پيچيدگي يك سلول حيواني بتواند خودبخود به حيات و فعاليت خويش ادامه دهد. براي اين كار حتما وجود پروردگار فوق‏العاده حكيمي ضرورت دارد. من هر قدر بيشتر در آزمايشگاهها به كار تجربي ميپردازم، ايمانم راسختر و محكمتر ميشود و نسبت به فكر و حال بعضي از همكاران بيدين خودم، در هر نقطه جهان كه باشند، بيشتر ميانديشم. وضع آنها در نظر من معمايي شده است كه چگونه با مشاهده اين همه دليل بارز، باز نميخواهند به وجود صانع اقرار كنند. در حاليكه يك ماشين ساده ساخت بشري طراح و سازنده‏اي لازم دارد، چگونه ممكن است موجوداتي كه هزاران مرتبه پيچيده‏تر و عجيب‏تر از آنند، صانعي نداشته باشند.
سلام. دوستان هدف از این حرفا فقط رسیدن به راه درسته نه اینکه باهم بجنگیم. من میگم خدایی وجود نداره و قرآن هم از الله نیست.شاید برای شما جالب باشه وقتی که از استاد حوزه دانشگاهی پرسید یکی از دوستام که پس کی خدا رو آفریده (به صورت خلاصه میگم) ":شما باید با اسلام بیشتر آشنا بشی.شما باید نماز و روزه رو ادامه بدی و سراغ برهان های دیگه هم بری!!! مظموم حرفاش این بود...ولی نمیتوتنست اثبات کنه که قرآن از خداست. و دوست عزیز نویسنده،شماهم برای اثبات اینکه خدا وجود داره آیه قرآن نیار.شما باید از لحاظ عقلی ثابت کنی نه قرآنی...در ضمن چون ما نمیدونیم چرا اومدیم و چیکار میخواهیم بکنیم دلیل بر وجود الله نیست... سایت - دقت کنید که این شعار اثبات الله و اسلام بدون آیه قرآن، خود یک ترفند است. در قرآن دلایلی عقلی آمده است، لذا صرفاً خبر نیست که کسی بگوید: من خدا و قرآن را قبول ندارم، شما از قرآن سند می آوری؟ خیر، بلکه دلایل عقلی و استدلالی است که خدا طرح کرده تا عقول بیاندیشند
بچه ها دقت کنین ک خدا نیاز ب اثبات نداره,خدارو باید درک کرد.فهمیدش.بهترین راه شناخت هر خالقی از اثارش پیداست,اگر ب اطرافتون نگاه کنین متوجه میشین.هیچ چیز این دنیا روی بی نظمی نیست.اینو من نمیگم علم میگه.همونطور ک وجود مگس هم بی ارزش نیس,,,,,قران بهترین راه خداشناسیه.چون تحریفی نداره.تحریفی نداره چون بشری هنوز موفق ب اوردن ایه ای مثل اون نشده.چند سال پیش ی ایه گفتن ک ب قول خودشون خیلی شبیه قران بود.ولی توسط ی اخوند رد شد.اگه ب قران بنگرید خاهید دید ک چنین نوشته ای از دس بشری مثه من و شما بر نمیاد.پس باید ی نیرویی فوق اراده نیرو ما نوشته باشدش.فراموش نکنین ک قران حوادث ایندرو پیشبینی کرده.جنگ ایران روم..حادثه یازده سپتامر..نیروی جاذبه.شق القمر..حرکت زمین ب دور خودش. معجزات پیامبرا هنوزم هس تا مارو ب هدف خلقت و ب راه بیاره.مثل پنج سال پیش ک تو پرتغال بانوی تسبیح ب دس از اسمون نازل شد.یا لوحی ک روش اسم پنج تن نوشته بودن و از کوهی در ترکیه پیدا کردن.همچنین اثر شق القمر پیامبر ک هنوز شکافش معلومه.... بنابر حدیثی از امام صادق,,ما نباید خدارو بشناسیم.اوست ک باید خود را ب مابشناسد.قران هم راه شناخت خداس,همینطور تمام خلقتش و پدیده های جهان
سایت - همه دانشمندان می گویند که نظریه داروین هنوز به اثبات علمی نرسیده، اما نمی دانم چرا یک عده اصرار دارند که مثل وحی منزل قبولش کنند؟! و اما کامنت کاربر گرامی: چند نکته‌ی مهم را باید خدمت دوستان روشن کنم: ۱- نظریه‌ی داروین امروزه در زیست شناسی کاملاً پذیرفته شده است. نمی‌دانم بعضی‌ها روی چه حسابی دارند مغلطه می‌کنند و این نظریه‌ی مهم و اساسی را رد شده فرض می‌کنند. شواهد زیادی بر تکامل موجودات یافت شده است و به جرأت می‌گویم که هنوز یک دلیل هم در رد آن پیدا نشده. خواهش می‌کنم به جای پرسیدن در مورد نظریه‌ی تکامل از یک آخوند، بروید و با یک دانشمند زیست شناس صحبت کنید. ۲- نظریه‌ی تکامل کاملاً با آموزه‌های اسلام و سایر ادیان ابراهیمی در تضاد است. چرا دارید وانمود می‌کنید که اسلام مشکلی با این نظریه ندارد. ۳- دلایل اثبات خدا را فقط کسانی می‌فهمند که از قبل به وجود خدا باور دارند و هیچکدام از نظر منطقی درست نیستند و اثبات محسوب نمی‌شوند. ۴- دانشمندان بیخدا معتقد نیستند که جهان و موجودات زنده تصادفی به وجود آمده‌اند بلکه معتقدند جهان بر اساس قوانین طبیعی ایجاد شده و موجودات نیز بر اساس همین قوانین تکامل پیدا کرده‌اند. ۵- در آموزه‌های دینی داستان‌هایی وجود دارد که به غایت ساده لوحانه و کودکانه‌اند. خلقت آدم از گل، توفان نوح ، صحبت کردن سلیمان با مورچه‌ها و باد، ریزش ستارگان در روز قیامت بر زمین، خلقت جهان در ۶ روز، خلقت هفت آسمان برفراز زمین پس از خلقت زمین، نشستن خدا بر عرش و حمل عرش خدا توسط شش فرشته. غروب کردن خورشید در چشمه‌ای گل آلود و کلی خضعبلات دیگر که هیچ کدام منطقی نیستند و از نظر علمی کاملاً یاوه‌اند. این‌ها فقط تعدادی از مواردی بود که به یادم مانده بود و همگی در قرآن وجود دارند. خدایی که چنین تصوری از جهان دارد سوادش باید در حد یک عرب ۱۴۰۰ سال پیش باشد. ۶- خدای شما افسانه‌ای است که گذشتگان ساخته‌اند. انسان در گذشته‌های دور اسیر طبیعت بود. امراض و بلایای طبیعی از همه سو او را تهدید می‌كردند. نیروهایی در طبیعت وجود داشتند كه انسان در مقابل آنها احساس ضعف و ناتوانی می‌كرد. انسان اولیه این نیروهای طبیعی را جاندار و صاحب اراده تصور می‌كرد. هنگام زلزله یا شیوع بیماری تعدادی از انسان‌ها می‌مردند و بقیه سالم می‌ماندند. انسان فکر می‌کرد که کشتار این نیروهای نادیدنی به دلیل گرسنگی و یا خشم است. خشکسالی، توفان و سیل هم از خشم این نیروها ناشی می‌شد. پس برای فرو نشاندن خشم آن‌ها برایشان قربانی می‌كرد و در برابرشان به خاك می‌افتاد. کم کم انسان‌ها به فکر افتادند تا با پیشکش کردن هدایا و قربانی کردن بیش‌تر، از این نیروهای مقتدر بخواهند تا دشمنانشان را نابود کنند. گاهی در جنگ‌ها که پیروز می‌شدند اسرای جنگی را برای این خدایان و نیروهای نادیدنی قربانی می‌کردند. سپس معبدها شکل گرفتند و انسان‌ها هدایا و قربانی‌های خود را به این معابد می‌آوردند و شکرگزاری‌ها و عذرخواهی‌های خود را در این مکان‌ها انجام می‌دادند. هر قوم و قبیله‌ای خدایان مخصوص خود را داشتند كه در جنگ‌ها و غارت قبایل دیگر به آنها كمك می‌كردند. پادشاهان و فرمانروایان ایده‌ی وجود خدایان را گسترش دادند؛ چون با نسبت دادن خود به موجودی ماورایی، حکومت خود بر همنوعانشان را می‌توانستند توجیه کنند. بسیاری از فرمانروایان خود را فرزند و یا نواده‌ی خدایان می‌دانستند. در جنگ‌ها قبیله‌ای كه پیروز می‌شد، خدایش از خدای قبیله‌ی شكست خورده قوی‌تر بود و شایستگی بیشتری برای پرستش داشت. كم كم تفكر وجود خدایی كه از همه‌ی دیگر خدایان قدرتمندتر باشد، در ذهن بشر شكل گرفت. حال می‌شد به این خدای همه كاره و نامحدود اطمینان كامل داشت كه در هیچ نبردی از دیگر خدایان شكست نخواهد خورد. اینك زمینه برای افرادی سودجو و زرنگ فراهم شده بود تا به نمایندگی از این خدای یگانه افرادی را به دور خویش جمع كنند. همه‌ی خدایان در برابر این خدای قدرتمند به زیر کشیده شدند و از خدایی افتادند. ادیان بزرگ بر این اساس شكل گرفتند. ۷- من به خیلی چیزهای دیگر هم اعتقاد ندارم مثلاً به اسب‌های تک شاخ بالدار، به فرشته‌ی مهربان در داستان پینوکیو، به آدم کوچولوهای داستان گالیور، به اژدهای هفت سری که از یک گنج نگهبانی می‌کند، به دختر شاه پریان و خیلی‌چیزهای دیگر. خدایان روم و یونان باستان و خدای ادیان ابراهیمی هم چیزهای دیگری هستند که باوری به آن‌ها ندارم.
در بدن هر انسان 120 تریلیون سلول وجود دارد که در هسته هر سلول یک DNA با یک کروموزون وجود دارد که دانشمندان می گویند اگر بخواهیم اطلاعات DNA را بروی کاغذ پیاده بکنیم یک کتابخانه غولپیکر با 900 کتاب که هر کتاب 500 صفحه دارد می شود.[1][2][3] حال این موضوع را تصور کنید که اگر تمامی حروف فارسی یا انگلیسی را در طول 4.5 میلیارد سال کره زمین مخلوط کنیم حتی اگر در یکی از این دفعات این امکان وجود داشته باشد که یک کتاب مثلا دیوان حافظ با چندین هزار حرف و کلمه بطور تصادفی پدید بیایید امکان پذیرش اینکه یک DNA با اطلاعاتی معادل 900 کتاب 500 صفحه ای با توجه به عمر کره زمین دوباره دور از ذهن و غیر قابل پذیرش است. یا مثلا در یک مثال دیگر آیا در طول 4.5 میلیارد سال عمر کره زمین کتابخانه ای با 900 کتاب 500 صفحه ای بطور تصادف و بدون دخالت دست پدید آمده است که بتوان این موضوع را پذیرفت انسانی با 120 تریلیون سلول حاصل یک تصادف باشد یا در طول زمان پدید آمده باشد؟اگر استدلال تکاملگرایان اتئیست این است که زمان باعث به وجود آمدن این اطلاعات شده است چگونه در طول زمان یک کتابخانه با 900 کتاب 500 صفحه ای بطور تصادفی بروی زمین پدیدار نشده است؟ این موضوع در حالی است که در این کتابخانه بدن انسان(DNA)بر خلاف سایر کتابخانه ها اگر نظم هر نوکلئوتید(اجزا سازنده DNA)به هم بخورد باعث می شود که سلول از کار بیفتد ولی در حالی که اگر در کتابخانه های معمولی نظم کتابها را عوض بکنید هیچ اتفاق خاصی نمی افتد.یک پروتئین با 300 آمینو اسید عددی نزدیک به 1000 نوکلئوتید دارد و یک سری 4 نوکلئوتیدی A، T، G،C. چهار به 1000 نوع نوکلئوتید می تواند داشته باشد در حالی که زبان انگلیسی دارای 26 حرف است نه چهار حرف. یعنی چینش کتابها در کتابخانه باید با یک نظم خاصی باشد تا کل سیستم بتواند به کار خود ادامه بدهد. این موضوع تنها در یک نوع پروتئین صدق می کند بدن انسان دارای 100،000 نوع پروتئین مختلف با اطلاعات ژنتیک مختلف است در یک مقایسه دیگر گفته می شود اگر اطلاعات این کتابها را روی هم بچینیم 500 برابر بیشتر از فاصله زمین تا ماه می شود![4]حال سوالی که مطرح می شود این است که آیا پدید آمدن اطلاعاتی با این حجم می تواند تصادفی باشد؟ حال موضوع زمان را نیز به این فاکتور اضافه می کنیم برای نوشتن هر کتاب حدقلا یک سال زمان با استفاده از یک نویسنده مورد نیاز است آیا در طول 4.5 میلیارد سال عمر کره زمین ممکن است بدن انسان بودن یک نویسنده و خالق با 120 تریلیون سلول و صدها هزار نوع پروتئین و ماده ژنتیک مختلف که برای هر کدام 4 به توان 10 حالت وجود دارد بطور تصادفی پدید آمده باشد؟ موضوع پدیدار شدن تصادفی تنها یک ژن و بدن انسان به قدری دور از ذهن است که تصور کنیم از آغاز زمین تا کنون 120 تریلیون کتابخانه با 900 کتاب 500 صفحه ای بطور تصادفی و بدون نویسنده پدیدار شده باشند.اگر هر کتابی نویسنده ای دارد بی شک جهان هستی نیز دارای نویسنده ای است. دوستانی که فکر میکنن نظریه داروین وحی منزل است برای اطلاعات کامل تر حتما این کتابو مطالعه کنید
جناب آقای مهدی امینی! شاید اولین آثار حیات به صورت مولکول‌های همانند ساز تصادفی به وجود آمده‌اند که کاملا امکان پذیر است. اما برای تکامل حیات و ئیدایش موجودات پیچیده نمی‌توان فقط به تصادف اکتفا کرد. هیچ دانشمند آتئیستی نگفته که انسان تصادفاً از برخورد اتم‌ها ایجاد شده است. اگر شناخت کافی از ژنتیک و موتاسیون و نظریه‌ی انتخاب طبیعی می‌داشتی می‌توانستی درک کنی که قوانین طبیعی قادر هستند این پیچیدگی‌ها را ایجاد کنند. شما می‌توانی با مقداری آب و صابون یک حباب کروی و زیبا درست کنی که هیچ نیازمند فکر و اندیشه و حسابگری نیست. چقدر احتمال دارد که مولکول‌های آب و صابون بتوانند با این نظم و به طور تصادفی کنار هم قرار گیرند و این حباب کروی را ایجاد کنند. می‌بینید که تصادف به تنهایی کافی نیست و نیروهای خاصی که بین مولکول‌ها ایجاد می‌شوند و ساختار این مولکول‌ها چنین ساختارهای منظمی را ایجاد می‌کند. همچنین بلورهای زیبایی که در طبیعت ایجاد می‌شوند و شکل‌های هندسی منظمی دارند را چگونه با حساب احتمالات جور می‌کنید؟ سایت - به هیچ وجه و بر اساس هیچ منطق عقلی و دلیل علمی، به وجود آمدن تصادفی مولکول های اولیه حیات نیز ممکن نیست. اصلاً در جهان علم، چیزی به عنوان تصادفی وجود ندارد
تفکر و تعقل نوعی بررسی و تایید گفتارهاست ، مشاهداتی که نام گذاری شده اند ، توضیح داده اند و پس از ذخیره با یادآوری در اذهان یعنی پردازش دوباره ، کامل تر و روشن تر گشته اند . پس تعقل پرداختن به کلام ضمن دوباره دیدن است . خداوند یکتا خود را از همین روش به انسان نشان داده است . یعنی چون خداوند انسان را بهتر از هر کسی می شناسد بنابراین کلامی فرستاده که قدرت یادآوری و ذخیره سازی فراوان دارد . اما سوال کلیدی و گره گشا این است که مگر در تاریخ حیات انسان غیر از الله جل جلاله وجودی مدعی خلقت و پرورش انسان بوده است ؟! مگر آثار یا فرستنده ای از جانب دیگری وجود داشته یا دارد تا درخور اعتنای انسان گشته باشد و راهنمای وی باشد ؟! اینکه از دیگران توقع داشته باشید تا مسئله اصلی زندگی را به شما القاء کنند ، نا سپاسی بر وجود خویشتن است . کسی که این موضوع را مهم بداند باید از ذات باریتعالی کمک بجوید . البته در کلام و آیات و نشانه ها بیاندیشد .
با سلام خدمت دوستان:اثبات وجود خدا نیازمند ذهن روشنیه که باید قبلش اونو مفهوم اثباتو درک کرده باشه...1-جواب ندیدن خدا:اولا باید توجه داشت ندیدن چیزی دلیل بر نبود آن نیست مثال*در فیزیک قانونی هست که میگه برای اینکه جسمی دیده بشه باید از اون جسم به سمت چشم نور بتابه اونم نوری که قابل دیدن نیست مثال وقتی که جلوی آینه ایستادیم این نظریه کاملا اثبات شده*حالا باید به انسان های شکاک گفت طبق نظر شما هر چیزی که دیده نمیشه وجود نداره پس این قانون فیزیک درست نیست...ولی درپاسخ سوال اونها باید گفت هر چیزی که قابل دیدن نبود دلیل بر عدم وجودش نیست مثل نوری که گفته شد ما فقط باید دنبال نشانه ها باشیم....2-اثبات وجود خدا:طبق قانون علت و معلول هر معلولی علتی داره و در این جهان هیچ چیز از این قائده استثناء نیست...3-وجود علت خدا:دوستان ما درباره خدایی صحبت میکنیم که جهان و قانون های اونو به وجود آورده نه خدایی که درجهان هست یعنی خدا قانون های جهان رو به وجود آورده پس از اون ها جداست مثل زمان و مکان یا جاذبه.اون قبل از این قانون ها هم وجود داشته پس این قانون ها تاثیری در وجود خدا ندارند...
خدا رو توی هر علمی میشه اثبات کرد . من زیست شناس هستم . زیر میکروسکوپ یه دنیایی رو تجربه کردم با چنان نظمی و چنان عظمت و هوشی که نمیشه چیزی جز خدا رو خالق دونست ... سلول هوش داره ؟ چرا ؟ چون ژن داره .. DNA داره .. DNA رو چی ساخته ؟ قند و فسفات و باز ... اینارو چی ساخته ؟؟ ماده اولیه این هوش چیه ؟ نظم سیاره هارو کی تنظیم کرده ؟ کی سیاره هارو با این دقت میچرخونه ؟ کی الکترون رو با اون سرعت دور هسته میچرخونه ؟ دوستان حرف از تکامل زدن . دین واحد و نمونه ی تکامله . 5 تا پیامبر داشتیم برای 5 دوره ی مغز های متفاوت با درک متفارت . اگر موسی معجزه نمیکرد کسی باور نمیکرد چون تکامل مغز کامل نبود ولی الان مغز به درک بالاتری نسبت به اون زمان رسیده .. مثل اینه که یه گوشی APPLE رو بدی به پرد پرد بزرگت و توقع داشته باشی باهاش کار کنه راحت .. نه این تکامل میخواد . دوست عزیزی گفت دنیا عدالت نداره . دوست عزیز دنیا عدالت داره و چون هرکی حسی رو داره که حقشه پیچیده به نظر میاد . حس رو با مادیات برابر نکن . ساختن زندگی رو با تقدیر و انتظار واسه اینکه همه چی با نماز درست بشه یکی نکن . خدا تو زندگی هر کسی یه روزی یه زمانی خودش رو نشون میده و حضورش رو نشون میده . به سیاره ها نگان کن بیا رو سطح زمین و جمگا و کویر و چرخشش . بعد به زیر آب نگاه کن و به حیاتش . بعد به سلول و محتویاتش ... به نظمش . بعد زمین شناسی مظالعه کن . ما از میمونیم ؟؟؟ از کدوم گونه ؟ یه بنده خدایی گفت رزوس .. باشه .. فسیلش کو ؟ چرا نسلش هست هنوز ؟ حد وسط میمون و انسان کو ؟ قبل از حیات انسان فسیلش هست . بعدشم هست . پس اجداد میمون ما فسیل نداشتن ؟ اونم تو تکامل میمون به انسان که کم کم نیم میلیون سال طول میکشیده ؟؟؟ مومیایی فرعون . کشتی نوح . وقایع تاریخی طوفان نوح .و.. همه موجودن همه فسیل های زمین شناسی هستن جز نظریات پوچ که واسه خاص گرایی بعضی هاس
با سلام من مطمئنم خدا هست تو امریکا تحقیق کردن دیدن کسایی که خدا رو قبول دارن کمتر افسردگی میگیرن یا کسایی که اعقتقاد به دین و خدا داشتن حالا هر دینی اگه بیماری داشتن خوب شدنشون احتمالش بیشتره حالا بعضیا رو عدالت خدا شک کردن والا اگه هر کشورس بدبخت بخاطر مردمش مثلا ژاپن هیچ منابعی نداره ولی انقدر پیشرفتست و یه کشور کلی منابع داره مثل افریقا ولی بدبختن پس همچیز دست ماست همونطور که خدا گفت شما مخیر در کاراتون و اخرتتونین و میخوام بگم پروفسور سمیعی صبح بیدار میشه همش با دعا شروع میکنه بعد مردم ما دین گریزن و چون کشورمون حکومت دینی ان و قانوناش براساش دین و سخت هستش مردم دین گریز شدن چون همش زوری شده نماز و .... یا مثلا میخوای بری سرکار همش هسته گزینش میدونم همچیو با هم قاطی کرده ایران و بحث دیگه این یه عده تو نت یه شبهاتی رو میبینن و میان اینجا شبه میندازن و فقط سوالشون رو کپی پیست میکنن هیچکدوم از فکر خودشون اعتقادی ندارن و بعدش اینکه اگه خدا رو نمیبینید باور ندارید منم عقل شمارو نمیبینم پس باور نمیکنم و حالا اگه شما خوب باشید چی میشه اصلا ؟؟؟ اخرش مردید نام نیک ازتون میمونه من مطمينم خدا هست چون با قلبم حسش کردم اکثر کسایی که بی دین بودن همش یه جای زندگیشون میلنگید همش یه چیز خالی تو زندگی هست از امام صادق پرسیدن خدا رو چجوری حس کنیم ؟ فرمودند اگه تو کشتی باشید و کشتی در حال غرق شدن باشه شما کسیو ندارید جز یه حس به اسم الله من مطمئنم همتون موقع گرفتاری به یکی که غیر محدود باشه نیاز دارید و اون کسی نیست جز خدای مهربان عشقم
قطعا خدایی هست اگه ما از برخورد الکترون با الکترون بوجد امدیم و اون سیاره بزرگ منفجر شد و بعد خورشید درست شد سیارات و.....بعدشم میکریاوبعدم تکامل و...... خو علم ثابت کرده که هرگز الکترون به الکترون در اتم برخورد نمی کنه،!!پس یکی باید اینحاباشه که این دوتا رو بهم بزنه؟؟ خدتونوخدتونول میزنید خدا یه نیازه اگه خدا نداشته باشی اره بنظر خنده داره ولی هرکی تو دنیا یه نفرو به عنوان خدا نیاز داره انسان همیشه در همه جا نیاز به پرستش یک نفر داره اونیم که میماونیمگه من به خدا ایمان ندارم موقع تنهایی و ترس یه خدا برا خودش میسازه من خودم به نظریه دالتون اعتقاد دارم اما دالتون توی یکی از سخن هاش ازش سوال کردن شما به خدا اعتقاد دارید حوابرانیتون اینم بود اره اما من دینی رو قبول ندارم میدونید میدوجرا ما از خدا رونده میشم جون بهونها گیریم خو ببخشید می خوای ازاد باشی ازاد باشی که چی؟؟ازادی مثل جی بی حجابی یا ..... لخت بیای تو خیابون خو فرض کن ازاد بودی لخت رفتی تو خیابون بی حجاب شدی و......اخرش چی تو این دنیا هرکی کار خوب کنه ازش یاد میشه حالا گیرم خدایی نیست اما همون کار خوب باعث میشه اسمت سر زبونا یاشایذمیاد کنن بزبوناکننعبج ادمه بزرگواری بود خو یه سوال. خدا ازت چی خواسته؟؟؟ گفته کار خوب کن خو یه سوال؟ فرض کن الان لخت تو چه اتفاقی برات میوفته خیابونیمیوفتهن تو امریکا هم هستی اگه پلیس باشه دستگیر میشی اگه تو جمع باشی خو همه بهت نگاه میکنن و بهت میخندن ویا بد تر که فکر کنم فهمیدی بگذریم فرض کن زنی اکه هم هستی خوشا به جمالت بی حجاب میری تو خیابون فرض براینکه با مایو خو به نظرت مردای اطرافت چه احساسی بهت پیدا میکنن خو تو خوشت میاد بگذریم من از یه چی کشور بدم میاد اینم اینکه دینو هدف گرفتن و انگار خدایی وجود نداره اقا دین یه الگو برای رسیدن به خداس نه هدف برای همینه انقدر جوونا زده شدن شورشو در میارن میگن یه روز یه نفر میره پیش پیامبر بهش میگه پیامبر به خدا بگو برامون ارتش بیاره تا بریم با کافرا بجنگیم یا اصلا بهش بگو همشون به لا فاصله بمیرن یا یه کار سر امیز پیامبر گفت خو تو گفتی سرامیز درسته ولی کار خدا که سر امیز نیست یعنی خدا حادوگر وقتی تو که به خدا ایمان داری جادوگرش میکنی فرض کن خدا اگه ارتش به من بده چی میگن میگن محمد جادوگر محمد ......خو اگر ایمان بیارن به خدا نیست به من هست بسه گول نزنید برای ازادیو غلط بیجا کاری نکنید که یه عمر پشیمونی بخورما انسانا انقدر ازادیخدتونوازادیوپشیمونیانسانا چرا؟؟؟ ازادی بیش از حد بده اگه قرار باشه ازادی باشه فردا یکی.میاد خدایی نکرده به مادر یکی******* خو یا میره یکی رو میکشه این میشه ازادی تمام خو تو قطعا نه تنها کشتنش ارومت میکنه بلکه می خوای کل خانوادشو از بین ببری خواستین بدونید من 17 سالمه خانوادمم مذهبی نیستن و منم یه مدت کافر بودم تا اینکه خودش دلمو روشن کرد و به جهان وا کرچشممووا(منظور از جهان واقعیت هست)) اره خنده دارم منم بودم میخندیدم ولی حتما نباید معجزه بشه امیدوار روت تاثیر بزارهو به خخاطر چندتا غلط زیادی الکی کاری نکنی که دیگه راه برگشت نداشته باشه
به نظرم بهتره نه خدا رو انکار کنیم، نه اثبات! چیکار داریم اصلا.... هرکی هرطور دوس داره، خدا رو قبول کنه یا نکنه... وقتی ناراحت و ناکامیم، به خدا و وجودش و زمین و زمان گیر میدیم.... وقتی خوشحالیم اصلا یادمون نیست که خدایی هست یا نیست.... + اینهمه معجزه آورده شد، اینهمه پیامبر اومدن به ما ثابت کنن که خدا هست، ما هنوز تو وجودش شک داریم.... اصلا فکر کنیم وجود نداره... مگه چی خواسته ازمون که وجودش مایه دردسر شده واسمون؟! خدا میگه به کسی آزار نرسون... کاری نکن که به چه کنم چه کنم بیفتی... از تاریخ گفته از اشتباهات نسلهای قبل از ما گفته... که تکرار نکنیم اون تجربیات اشتباه رو... گفته آدم خوبی باش که همه کنار هم بتونیم با آرامش زندگی کنیم.... غیر از اینه؟! میگه به نامحرم نگاه نکن... که بعدش عاشق شی و زجر بکشی... میگه به موقع ازدواج کن، که برای خواسته هات مجبور نشی به کسی پناه ببری که باعث دل شکستنش بشی... میگه به مال مردم ضرر نزن، خودتو بذار جای اون طرف... چی میخواد ازمون؟ همش میگیم خدایا بهمون بده... این کارو کن واسم، این کارو نکن... غیر از اینه که گاهی وقتا خودمونم از خواسته هامون پشیمون میشیم؟! سعی کنیم به جای اثبات و انکار خدا... دنبال هدفمون باشیم... اینکه تو راه رسیدن به اهدافمون، حق کسی رو ضایع نکنیم، حق خودمونو به کسی ندیم... همین
1) برهان اِنّي: که در آن از معلول به علّت پي برده مي شود؛ مثلاً از وجود دود بر وجود آتش استدلال مي شود. اين برهان از نظر منطقي پايين ترين حدّ يقين آوري را داراست. لذا فلاسفه اسلامي،که در پي يقين صد در صدي هستند، در اثبات وجود خدا از آن استفاده نمي کنند؛ ولي متکلمين اسلامي که در صددند متناسب با فهم تمام اقشار بشري، برهان اقامه کنند، از اين قسم برهان نيز استفاده مي کنند. 2) برهان لِمّي: که در آن از وجود علّت بر وجود معلول استدلال مي شود. اين قسم برهان مفيد يقين صد در صدي بوده، خدشه ناپذير است؛ لکن از آنجا که مراد از خدا، واجب الوجود(وجود صرف و بدون علّت) است، اين برهان براي اثبات وجود خدا کاربرد ندارد. 3) برهان از راه ملازمات عامّه: در اين قسم برهان، نه از علّت به معلول پي برده مي شود نه بالعکس؛ بلکه از وجود يکي از دو امر که ملازم يکديگرند بر وجود امر ديگر استدلال مي شود. براي مثال گفته مي شود: اينجا طبقه بالاي ساختمان است؛ طبقه بالا وقتي معني دارد که طبقه پاييني باشد. پس زير اين طبقه، طبقه ي پاييني نيز هست. در اين استدلال ساده، بالا نه علّت پايين است نه معلول آن. بلکه بالا و پايين، همواره باهم بوده، ملازم همند. همه ي براهيني که فلاسفه اسلامي در فلسفه به کار مي برند از اين سنخ اند؛ که يقين آوري آن حتّي از برهان لمّي هم بالاتر است. براهين سطوح بالاي اثبات وجود خدا نيز از اين قسم هستند. اقسام خداجويان طالبان اثبات وجود خدا از نظر سطح ادراک پنج گروهند: 1) عوام مقلّد: که فاقد قوّه استدلال بوده، وجود خدا را به تقليد از ديگران مي پذيرند. 2) عوام محقّق: که وجود خدا را با براهيني سطح پايين چون برهان نظم، برهان حدوث و برهان حرکت پذيرفته اند. 3) خواصّ: که وجود خدا را با براهيني يقيني ولي به نوعي با توجّه به خلق او اثبات مي کنند. خود اين گروه نيز درجاتي دارند. 4) خاصّ الخواصّ: که در اثبات وجود خدا، هيچ نظري به مخلوق نداشته از متن وجود، بر وجود خدا استدلال مي کنند. 5) اخصّ الخواصّ: که وجود خدا برايشان بديهي بوده، بي نياز از اقامه برهانند؛ و اگر برهاني مي آورند براي ديگران است. بر اين اساس، براهيني که در اين مقاله، به اجمال ذکر مي شوند، متناسب با سطوح خداجويان، در چهار سطح خواهند بود. برهان نظم 1. جهان داراي نظم است. 2. هر نظمي ناظمي دارد. 3. پس اين جهان ناظمي دارد. مقدّمه اوّل اين برهان، قضيه اي حسّي تجربي است که با پيشرفت علوم، يقيني بودن آن نيز روز به روز افزايش مي يابد. مقدّمه ي دوم نيز براي اکثر مردم روشن است. برهان حدوث 1. جهان حادث(نوپديد) است؛ چرا که جهان، مرکّب از موجوداتي است که همگي سابقه عدم دارند. بنا بر اين، کلّ جهان نيز سابقه عدم داشته حادث است. 2. هر حادثي (پديده اي) محتاج محدثي(پديد آورنده اي) است. 3. پس اين جهان محدث و پديد آورنده اي دارد. برهان حرکت 1. جهان طبيعت سراسر حرکت است و سکون، امري نسبي است. اين قضيه هم در فلسفه ثابت شده هم در علم فيزيک نوين. 2. هر حرکتي، محتاج محرّک(حرکت دهنده) است. 3. خود آن محرّک نيز يا داراي حرکت است يا داراي حرکت نيست. 4. اگر داراي حرکت نيست مطلوب ما ثابت است؛ امّا اگر حرکت دارد باز خود، محتاج محرّک است. 5. باز محرّک او يا فاقد حرکت است يا واجد حرکت. اگر فاقد حرکت است مطلوب ثابت است و الّا باز روند قبلي تکرار مي شود. 6. و چون تسلسل محال است لذا سلسله محرّکها بايد منتهي به محرّکي بدون حرکت شود. 7. پس محرّک بدون حرکت يقيناً وجود دارد که همان خداست. برهان عشق 1. انسان با علم حضوري و وجداني مي يابد که در ذات خود، عاشق کمال محض، بقاء ابدي، قدرت مطلق، آگاهي نامتناهي و رهايي از تمام قيدها و محدوديتها است. 2. عاشق و معشوق، مثل بالا و پايين، علم وجهل و امثال اينها لازم يکديگرند؛ که يکي بدون ديگري معني ندارد. لذا اگر کسي گفت: من عاشقم. از او پرسيده مي شود: عاشق چي هستي؟ چون عاشق وقتي عاشق است که معشوقي باشد. 3. پس در دار هستي، کمال محض، بقاء ابدي، قدرت مطلق، آگاهي نامتناهي و وجود رها از تمام قيدها و محدوديتها موجود است؛ و الّا عشق بالفعل انسان به اين امور،معنايي نداشت. و چنين موجودي همان واجب الوجود است. درک اين برهان براي برخي افراد آسان نيست؛ لذا ممکن است براي برخي شبهاتي درباره اين برهان پديد آيد؛ که اگر به مقدّمه ي دوم و مثالهاي ضمن آن توجّه کافي داشته باشند، اين اشکالات رفع خواهد شد. برهان وجوب و امکان مقدّمات اين برهان در عين اين که بديهي اند ولي تصوّر موضوع و محمول آنها ممکن است براي برخي افراد دشوار باشد. لذا بهتر است همراه مطالعه اين مقاله، مقاله« خدا کيست؟» نيز مطالعه شود. - براي اين منظور روي اسم نويسنده مقاله کليک بفرماييد- تقرير برهان وجوب و امکان چنين است. تقرير برهان، مبتني بر استحاله تسلسل 1. شکّي نيست که خارج از وجود ما موجودي هست. چون انکار اين امر منجر به سفسطه مي شود. 2. اين موجود، بنا به فرض عقلي از دو حال خارج نيست. يا واجب الوجود (عين وجود) است يا عين وجود نبوده، ممکن الوجود است که نسبتش به وجود و عدم يکسان است. 3. اگر اين موجود عين وجود بوده، واجب الوجود است، مطلوب ثابت است؛ امّا اگر ممکن الوجود بوده نسبتش به وجود و عدم يکسان است؛ براي موجود شدن محتاج علّت(وجود دهنده) است. 4. حال علّت آن نيز يا واجب الوجود است يا ممکن الوجود. اگر واجب الوجود باشد، مطلوب ثابت است؛ امّا اگر ممکن الوجود باشد، خود آن علّت نيز محتاج علّت ديگري است. به اين ترتيب بحث منتقل مي شود به آن علّت سوم و فرضهاي قبلي در مورد آن نيز جاري مي شود. همينطور بحث منتقل مي شود به علّت چهارم و پنجم و ... . 5. و چون تسلسل علل عقلاً محال است بنا بر اين، اين سلسله علل نمي تواند بي نهايت باشد؛ بلکه بايد در جايي به علّتي برسيم که فوق آن علّتي نباشد. که آن همان واجب الوجود است. تقرير برهان بدون ابتناء به استحاله تسلسل 1. شکّي نيست که ممکن الوجودهايي هستند. 2. اگر مجموعه ي همه ممکن الوجودها را يکجا فرض کنيم به نحوي که هيچ ممکن الوجودي خارج از اين مجموعه باقي نماند، باز عقل حکم به ممکن الوجود بودن کلّ اين مجموعه خواهد نمود. چون از اجتماع تعداد زيادي ممکن الوجود که همگي محتاج به علّت هستند، واجب الوجود، درست نمي شود. حتّي اگر تعداد اعضاي اين مجموعه بي نهايت باشند باز کلّ مجموعه، ممکن الوجود خواهد بود. 3. پس کلّ مجموعه ي ممکن الوجودها، محتاج علّت است. 4. حال، علّت اين مجموعه يا واجب الوجود است يا ممکن الوجود است. 5. امّا ممکن الوجود نمي تواند علّت اين مجموعه باشد؛ چون طبق فرض ما، همه ممکن الوجودها داخل اين مجموعه هستند و خارج از اين مجموعه، ممکن الوجودي نيست که علّت اين مجموعه باشد؛ پس لاجرم، علّت اين مجموعه واجب الوجود است. برهان صدّقين برهان صدّقين که خالص ترين براهين است تقريرات فراواني دارد که به برخي از آنها به اجمال و بدون توضيح اصطلاحات اشاره مي شود تا طالبان خاصّ اين برهان نيز از آن بي نصيب نمانند. تقرير اوّل 1. انکار واقع مساوي با سفسطه است؛ لذا شکّي نيست که واقعيتي هست. 2. واقع نقيض عدم است. 3. بنا بر اين، اصل واقعيت عدم بردار نيست. 4. چيزي که عدم بردار نيست واجب الوجود است. 5. پس واجب الوجود موجود است. تقرير دوم 1. وجود، حقيقت واحد اصيل است. 2. حقيقت وجود، نقيض عدم است؛ لذا عدم بردار نيست. 3. پس حقيقت واحد وجود، واجب الوجود است. تقرير سوم 1. وجود يا مستقلّ است يا رابط. 2. به علم حضوري شکّي نيست که وجود خود من، وجود رابط است نه مستقلّ. 3. وجود رابط، بدون وجود مستقل معني ندارد. 4. پس وجود مستقلّ موجود است.1. وجود، حقيقت واحد اصيل است. 2. حقيقت وجود، نقيض عدم است؛ لذا عدم بردار نيست. 3. پس حقيقت واحد وجود، واجب الوجود است
سلام,من این اخرا به سمت عرفانیت و خداشناسی رفتم.یجوری میشه گفت طوریکه حتی مادیات رو به کل کنار گذاشتم و فقط تو خونه مینشستم و معنی قران,نهیج البلاغه و کتب خداشناسی میخوندم.خلاصه ایمانم خیلی قوی شده بود به حدی که واسه خودم یه پا استاد شده بود و ایمان و اعتقادات خیلیارو با نظریه های خودم تقویت کرده بودم و کارم تو خونه جز عبادت و مطالعه در این زمینه چیزه دیگه ای نبود.اما متاسفانه این کم کم به سمت نفی خدا کشیده شدم,نه اینکه کسی متقاعدم کنه,بلکه خودم از طریق این عبادات جستجوی خدا به نتیجه نفی خدا رسیدم.دوبار اول که به این نتیجه رسیدم خودمو به زور قانع کردم و دوباره به ایمان برگشتم ولی سومین بار که الانه دیگه هیچجوره نمیتونم خودمو دوباره مثل قبل متقاعد کنم.الآن نظریه من اینه که چرا باید خدایی که نمیبینیم رو باور داشته باشیم و بپرستیمش.عاجزانه از سایت و دوستانی که نظر من رو خوندن خواهش میکنم که من رو متقاعد کنن.چون میخوام دوباره برگردم به ایمانم ول با هیچ دلیل و برهانی قانع نمیشم و برای هر دلیلی جوابی هم دارم که اون دلیل رو رد کنه ولی من از این وضعیت خوشم نمیاد.خواهشا کمکم کنید. سایت - خب از همان اتبدا راه را اشتباه رفتید. چه کسی گفته بود که خداشناسی و عرفان، یعنی گوشه عزلت برگزیدن، از دنیا بریدن، گوشه خانه نشستن و نماز خواندن و ...؟ آیا این را در قرآن به ما گفته اند، یا در حدیث یا در سیره معصومین علیهم السلام. پس راه را دوباره با بسم الله شروع کنید، منتهی درست بپیمایید. انشاء الله. بگویید خدایا، خطا شد، پس به حول و قوه خودت، از اول می آیم.
سلام دوستان همه نظر هارو دیدم اما یک لحظه به این فک کنیید برای ساخت یک رباط ساخت دست بشر سال ها باید تلاش کرد که هرچقدم علم پیشرفت کنه اون رباط محدوده در حالی که سازندگان ان برترین دانشمندان باید سالها تلاش کنند حالا وقتی به میلیاد ها میلیارد موجود زنده فک کنیم با پیچیدگی که حتی انسان قادر به ساخت کوچکترین انها نیست چطور میتونیم ذات خداوندو درک کنیم اون رباطی که ساخته میشه ایا میتونه ذات سازندگان خودشو درک کنه دوستان منظور من اینه انسان موجود قدرت بارگیری این همه اعطلاعاتو نداره مثله همون مثال که یه لیوان کوچیکرو جلویه یه ابشار خروشان نمیشه پر کرد این حقیقت داره ذهن و تفکر ما نمیتونه به ذات خداوند برسه مثلا شما نمیتونی به یه باکتری بفهمونی که خارج از کره زمین خلا اونجا نری خفه میشی.خداوند با چشم سر دیدنی نیس چون ما قدرت درک اونو نداریم از روی پیچیدگی خودمون باید به یه خالق بسیار بزرگ برسیم از رو مثالی که بالا عرض کردم درکش برای ما قابل فهم نیست به زبان ساده بگم بارگیری نمیشه تو مغزمون مثه اینکه یهdvdبزاری. تو دستگاه vcdمیگه دیسکی وجود نداره دیسک یا اطلاعات وجود داره اما باررگیری نمیشه.اگه روزی به این حرف رسیدی که خدا وجود نداره سریع خودتو بکش چون هیچ لذتی تو زندگی نیست برات
روی صحبتم با کسانیه که میگن خدایی وجود نداره. من الان به شما میگم اون گوشی یا کامپیوتری که شما داری باهاش این سایتو بررسی میکنی خود به خود به وجود اومده.شما باور میکنی؟!! مسلما نه.پس چجوری میشه که این نظام هستی که اینقدر دقیقه بدون خالق و خود به خود به وجود اومده باشه؟؟؟!! اگر هم میخواید بگید نظریه هایی مثل بیگ بنگ و تکامل و این چیزا باید بگم این نظریه ها هر کدوم از یه چیز اولیه شروع میشه که جهان از اون بوجود اومده و همون ذره ی اولیه ای که باعث بوجود آمدن جهان شده یه خالق داشته.پس اگه بخوایم منطقی بحث کنیم نمیشه بدون خالق باشه. شما اگه تو گوگل سرچ کنید"معجزات قرآن در قرن ۲۱"و یه کم در مورد چیزایی که قرآن گفته و در زمان جاهلیت برای مردم عادی گنگ بوده و الان علم داره کم کم همرو ثابت میکنه تحقیق کنید میبینید که قرآن نمیتونه توسط یه انسان نوشته شده باشه.چون زمان جاهلیت علمی (برای مردم عادی)وجود نداشته و الان میبینیم همون دانشمندای غیر مسلمون که معجزات قرآن رو توسط "علم"ثابت کردن مسلمون شدن. پس واقعا غیر منطقیه که بخوایم بگیم این چیزا ساخته ی ذهن انسانه و این فقط طبیعت هستیه و خالقی وجود نداره. (مگه این که بخوایم خودمونو به زور متقاعد کنیم و توی جهل فرو بریم که این چیزا همش الکیه"
مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت در بین کار گفت و گوی جالبی بین آنها درگرفت. آنها در مورد مطالب مختلفی صحبت کردندوقتی به موضوع خدا رسید آرایشگرگفت:من باور نمی کنم که خدا وجود دارد. مشتری پرسید: چرا باور نمی کنی؟ آرایشگر جواب داد: کافیست به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود ندارد؟ شما به من بگو اگر خدا وجود داشت این همه مریض می شدند؟ بچه های بی سرپرست پیدا میشد؟ اگر خدا وجود داشت درد و رنجی وجود داشت؟ نمی توانم خدای مهربانی را تصور کنم که اجازه دهد این همه درد و رنج و جود داشته باشد. مشتری لحظه ای فکر کرد اما جوابی نداد چون نمی خواست جر و بحث کند. آرایشگر کارش را تمام کرد و مشتری از مغازه بیرون رفت. به محض اینکه از مغازه بیرون آمد مردی را دید با موهای بلند و کثیف و به هم تابیده و ریش اصلاح نکرده ظاهرش کثیف و به هم ریخته بود. مشتری برگشت و دوباره وارد آرایشگاه شد و به آرایشگر گفت:میدونی چیه! به نظر من آرایشگرها هم وجود ندارند. آرایشگر گفت: چرا چنین حرفی میزنی؟ من اینجا هستم. من آرایشگرم. همین الان موهای تو را کوتاه کردم. مشتری با اعتراض گفت: نه آرایشگرها وجود ندارند چون اگر وجود داشتند هیچکس مثل مردی که بیرون است با موهای بلند و کثیف و ریش اصلاح نکرده پیدا نمی شد. آرایشگر گفت: نه بابا! آرایشگرها وجود دارند موضوع این است که مردم به ما مراجعه نمیکنند. مشتری تاکید کرد: دقیقا نکته همین است. خدا وجود دارد. فقط مردم به او مراجعه نمیکنند و دنبالش نمی گردند. برای همین است که این همه درد و رنج در دنیا وجود دارد . . .

سوالات و شبهات موضوعی و مناسبتی

img25

شبهات در خصوصامیرالمومنین

مشاهده بیشتر
امیرالمومنین

ولایت ، امامت، غدیر

آرشیو
img25

شبهات در خصوصامام حسین

مشاهده بیشتر
امام حسین

کربلا ، محرم ، عزاداری

آرشیو
img25

شبهات در خصوصامام مهدی

مشاهده بیشتر
امام مهدی

غیبت ، قیام ، انتظار

آرشیو