یک سنّی از من پرسید: چه دلیلی برای شیعه بودن داری که در قرآن آمده باشد؟ و چرا در قرآن آیه‌ای درباره امامت نیامده است؟ چرا نام علی (ع) نیامده است و ...؟ چه پاسخ قاطعی می‌توان داد؟

ارسال نظر

نظرات کاربران

من چند مورد به نظرم میرسه که باید عرض کنم : 1- اولاً فرمودید که نام ابوبکر در قرآن نیامده! إلا تنصروه فقد نصره الله إذ أخرجه الذین کفروا ثانی اثنین إذ هما فی الغار إذ یقول لصاحبه لاتحزن إنّ الله معنا فأنزل الله سکینته علیه و أیّده بجنودٍ لم‌تروها و جعل کلمةَ الذین کفروا السفلی و کلمة الله هی العلیا و الله عزیز حکیم(توبه:40) این آیه به صراحت به دو تن(ثانی اثنین-هما-معناو....) یعنی حضرت رسول صلی الله و نفردوم یعنی ابوبکر اشاره کامل دارد.این آیه مربوط به حجرت رسول الله به مدینه است و حضور او با ابوبکر در داخل غار را تبین می کند پس نام ابوبکر لااقل در قرآن هست آنهم به صورت کاملاً واضح نه با حدس و گمان و شبهه و .... . 2- فرمدین که جزییات فروع دین در قرآن نیست: خب بحث امامت به قول شیعیان که جزو اصول دین است نه فروع!پس با حج یا رکعات نماز یا موارد دیگر از لحاظ اهمیت قابل مقایسه نیست و اگر اینقدر قابل اعتناست لزوم وجود حداقل یک آیه محکم در باب آن ضروری به نظر میرسد در حالیکه اصلا چنین نیست. 3-سنت یعنی سنت پیامبر صلی الله و نه سنت شیخین هرچند که احترام به آن ها نیز لازم است 4-متاسفانه بسیاری از اعتقادات ما شیعیان معیار و صحت تاریخی ندارند به عنوان نمونه فرمودین خانه نشین شدن حضرت علی-این مورد کاملاً اشتباه است چرا که به اذعان همه این حضرت مشاور عالی عمر بوده است و در نتیجه ایشان حضور فعالی در حکومت عمر داشته اند همچنین به همین دلیل زوری بودن بیعت ایشان هم منتفی و دروغ است در مورد حضور حضرت حسین و حسن نیز در سپاه عمر نیز مطالب بسیاری وجود دارد و ازآن نمونه فتح ایران است پس ایشان نیز در حک.مت عمر حضور فعال دارند و ناراضی نیستند!- مضروب شدن دختر پیامبر- این مورد نیز صحت ندارد آن هم توسط عمر.جالب اینجاست که دختر حضرت علی و حضرت زهرا یعنی ام کلثوم همسر حضرت عمر است چطور ممکن است مادر کس توسط شخصی مضروب شود و دخترش به همسری آن شخص درآید!!!!آنهم دختر علی......! 5- اگر قرار بود خدوند برای پیامبر جانشینی مشخص کند مگر -پناه میبرم بر خدا-از دادن پسر به ایشان ناتوان بودند؟اصلا تاکنون اندیشسده اید که چرا پیامبر فرزند پسر ندارن؟دلیل همین است که دیگر نیازی به جانشین نبوده است - الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِينًا- دینی که تکمیل شد دیگر نیازی به جانشین ندارد!وگرنه خود خدا پیامبران دیگر را ارسال مینمود و نیازی به دلسوزی بندگان برای دین خدا نبود خود خدا دینش را محافظت میکرد. 6- در خصوص آیه يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَ أُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا- که بیان شد همانطور که کاملاً مشخص و بارز است هیچ اطیعویی در کنار اولی الامر نیست به فرض که این آیه در باب ولایتی باشد که شما میفرمایید این اطاعت به هیچ وجه در حد اطاعت در حد خدا و پیامبر نیست در حالیکه ماشیعیان مقامی فراتر از پیامبر برای امامانمان قایلیم و پیامبر در نزد ما تنها یک انسان وارسته است اما و امامان علی و حسن و حسین و.... دارای مقامات و قدرتهای بیکران علوم ناآموحته لدنی خبر از غیب در اختیار داشتن مال و جان همه انسانها و ... را قایلیم و این حتی با خود این آیه نیز در تضاد است. منظور ازاین آیه اصلا ولایت نیست و این تلاش برای چسباندن این مطلب به این آیه جفای به کلام الهی و درخور عذاب است امیدوارم دست از این آشفته کرئن اذهان انسانهای زودباور بردارید و به اصل دین بپردازید نه این تلاش بیهوده و به ثمر. 7- سخن از اختلاف به میان آوردید:احسنت با این مورد کاملاً موافقم اما ای کاش شیعه اولین فرقه ای نبود که ایجاد اختلاف کرد. ای کاش بیشترین عامل کشته شدن در بین مسلمین نبود. این شیعه حتی به امامان خود نیز رحم نکرد حضرت علی را ابن ملجمی به شهادت رساند که شیعه بود! حضرت حسین را شمری و دیگرانی به شهادت رساندند که از کوفه یعنی مرکز خلافت شیعه بودند.....
آقایی که نام خود را در ایمیل مسلمان گذاشتی - سلام لطفاً سؤال و پاسخ را یک بار دیگر بخوان. سؤال شده که چرا نام حضرت علی (ع) در قرآن نیامده و پاسخ داده شد. اما در آیه مذکور شما نیز هر چه نگاه کردیم، نام ابوبکر نبود. اگر شأن نزول، تفسیر، تأویل و ... را به خواهی حساب کنی که صدها آیه به اسناد اهل سنت راجع به حضرت علی است. در پاسخ دو نیز مطلب «اصول و فروع» را درست متوجه نشدی عزیزجان. بحث از اصول و فروع دین نیست، بحث از اصول و فروع به معنای عام است. ولایت و امامت اصل است، و مصداق آنها فرع بر آن اصل. چنان چه خود نماز که از فروع دین است، خودش به نسبت احکام آن مثل رکوع و سجود و اذکار اصل است. در پاسخ 3 گفتید که معنای سنّت، سنّت پیامبر است. راستش اولی ها گفتند سنّت شیخین و بر همین سنت از علی بیعت خواستند که نپذیرفت. اما شما می گویید سنّت پیامبر (ص). خوب الحمدلله. اما نویسنده پرسید که پس چرا به همان عمل نکردید؟ در پاسخ 4 – گفتید که اعتقادات شیعیان سند تاریخی ندارید. اسناد معتبر خودتان چطور؟ آنها هم اعتباری ندارند یا شما نخواندید؟ یا عمداً کتمان می کنید؟ و مضروب نمودن حضرت فاطمه (ع) را نیز می دانید که خیلی منکر است که انکار می کنید، اما باز توصیه می شود دست کم تاریخ خودتان را بخوانید. در پاسخ 5 گفته اید: مگر خدا نمی توانست به حضرت پسر دهد؟ شما هم که راجع به پسر و دختر مثل اعراب جاهلیت فکر می کنید. و اما این که می گویید ایشان نیاز جانشین ندارند، اصل نقطه انحراف است. البته که ایشان نیاز ندارند، اما مسلمین نیاز دارند که تکلیف شان معلوم باشد و سؤال شد که آیا پیامبر تکلیفی برای بعد از خود معلوم کرد، یا گفت نیازی نیست و همه را رها کرد؟! اسناد معتبر شما در مورد غدیر در این باره چه می گوید؟ خوب چرا عناد می کنید؟ اما در بند 6/ پس از تاریخ شناسی و اسلام شناسی، ادیب هم شده و فرمودید هیچ اطیعویی کنار اولی الامر نیامده است؟! مگر «واو» وصل را نخواندید، اگر ترجمه جدید شما صحیح باشد که این کلمه (اولی الامر) ول و رها و بی معنی است (الیعاذ بالله). و اما در خاتمه ابن ملجم و شمر و دیگران را شیعه شمردی؟ احسنت به این تاریخ شناسی! به فرض که نام شیعه را بر خود حمل کرده باشند، در هر حال اگر شیعه بودند که امام نمی کشتند. پس شیعه نبودند و بلکه اصلاً مسلمان نبودند. اما سؤال من این است که واقعاً با این باورهای موهوم و القائات ذهنی ضد شیعه شدید؟! آیا واقعاً این طور قرآن می خوانید؟ آیا رجوع شما به اسناد معتبر خودتان نیز اینگونه است؟ یک چیزهایی شنیده بودم، اما باور نمی کردم. بابا جان، شیعه پیرو و عاشق خلیفه چهارم خودتان است. احترامش را نگه دارید.
آیا مقام ابوبکر که همراه پیامبر به غار رفت(که آن هم پیامبر از روی ناچاری که ماجرای خود را دارد) بالاتر است یا اما علی(ع) که جای پیامبر خوابید. آیا اینکه علی(ع) در جنگ تبوک به دستور پیامبر به جنگ نرفت و برای خنثی کردن توطئه منافقین در مدینه ماند و پیامبر به او گفت تو برای من مثل هارون برای موسی هستی و آبا واقعه غدیر خود گویای این نیست که علی (ع) جانشین بلافصل نبی اکرم است. آیا در این 25 سال که به قول کاربر اهل سنت اما علی مشاور عالی عمر بوده اند طبق گفته حضرت خار در چشم و استخوان در گلو نبودند(و از روی مصلحت و جلوگیری از نابودی اسلام دست به فعالیت جدی و جهاد نزدند). در زمان حضرت موسی پس از رفتن حضرت موسی به میقات و تأخیر 10 روزه ایشان مردم از آیین موسی منحرف شدند(در عرض 40 روز) و به سامری پیوستند. پس از رحلت پیامبر نیز مردم در زمان کوتاهی آموزه های ایشان را فراموش کردند و سنت غلطی را پایه گذاری کردند که منشأ انحراف در تمام تاریخ شد. آن هنگام که علی مشغول غسل و کفن پیامبر بود عده ای بی حساب برای خود جلسه گذاشتند و خلیفه تعیین کردند. بدعت را کسی گذاشت که پس از خطابه پیامبر در غدیر با امام علی بیعت کرد و گفت بخ ٌ بخٌ یا علی!
اولا هیچ کدام ار صحابه پیامبر (ص) بغر از زید اسمشان در قرآن کریم نیامده. دوما اگر می آمد ( که آمده است) شما نمیفرمودید این به معنی بالا و بلند مرتبه است (همان گونه که ان کنتم مولا فهذا علیا مولا را فقط به دوست داشتن حضرت علی تفسیر کرده اید و آیه خدا را در قرآن بی ربط به این موضوع میدانید)پس پیغمبر اسلام در آخرین سفر حج و بزرگترین اجتماع مسلمانان این موضوع را درحالی مطرح میکند که کاروانها را از چهل فرسخ دور تر را برمیگردانند و بر زین شتر ها را میروند در آن اجتماع بزرگ و آن آیه تهدید آمیز از طرف خداوند ( که اگر این کار را انجام ندهی رسالتت را کامل نکرده ای سوره مبارکه مائده) فقط برای این است که حضرت بفرمایند :این علی دوست من است شما هم او را دوست داشته باشد!! دوست من اگر کسی نخواهد دیوار حاشا از همه دیوارها کوتاه تر است. در سوره شعرا آیه هشتاد و چهار حضرت ابراهیم (ع) از خداوند میخواهد به او از ذریه اش در آیندهگان لسان صدقی عطا فرماید ""وجعل لی لسان صدقا فی الاخرین"" و خداوند متعال جواب ایشان را در آیه پنجاه سوره مریم میدهند: "و وهبنا لهم من رحمتنا و جعلنا لهم لسان صدق علیا" (و از رحمتمان به آنها دادیم ، و قرار دادیم لسان صدق ،علی را) شما حق ترجمه اسم را هیچ کجای دنیا ندارید . حضرت امام صادق در تفسیر این آیه میفرمایند اشاره این آیه صریحا به حضرت علی است. خواستید نام حضرت علی را در قرآن ببینید ، درسته! این هم آیه همراه با نام و نشانش در قرآن مبین. میدانم برادر اهل تسنن، شما این "علی " را هم به بزرگ و بلند مرتبه تفسیر میکنید ولی اگر واقعا به دنبال حقیقت هستی .این آیه تکمیل کننده این حقیقت جویی است. در جایی دیگر خداوند میفر ماید: ولی شما الله است و رسول الله است و کسی که در رکوع زکات میدهد. الله که خدای متعال است رسول الله هم که پیامبر اسلام است. پس کسی که در رکوع زکات میدهد کیست؟ اگر اطلاعات مذهبی کمی هم داشته باشی نباید ندانسته باشی که این کیست. در کتب تند رو ترین وهابی ها هم این شخص حضرت علی (ع) است. پس سرپرست و ولی ما (مسلمین) اول خداوند است بعد رسول خدا سپس حضرت علی است. خداوند دیگر چگونه باید بگوید که شما منوجه شوید . البته مرا در قبر شما نمیگذارند ، شما را هم در قبر من نمیگذارند" هر کس مسول اعمال و کردار خودش است . موفق باشی "صدق الله العلی العظیم "
در ادامه جواب خوب کاربر باید بگم اینکه میگید حضرت علی دختر به فلانی داده باید بگم این هم از همون دروغ هاست . کلثوم خواهر محمد ابی بکر و دختر خلیفه اول بود. که بعه از مرگ خلیفه اولی همسر محترمش اسما بنت عمیس که از دوستداران حضرت فاطمه و خاندان علی علیه السلام بود به عقد حضرت علی در امد.همین هم بود که محمد ابن ابی بکر از شیعیان مخلص حضرت شد چون که مستقیما تحت تربیت حضرت علی علیه السلام قرار گرفت و حتی جنگ جمل از عایشه حمایت نکرد.نکته اضافی که به ذهنم رسید اونم مرگ مشکوک ابوبکر بوده که خیلی ها اعتقاد دارن نفرین عایشه به عمر بعد از نماز هاش بی ربط به این ماجرا نییست و عایشه عمر رو قاتل یا از قاتلین پدرش میدونسته.منکرین به اسناد خودشون مراجعه کنن و ببین که بین عمر و عایشه رابطه خوبی نبوده.اما اینکه گفتین قاتل امام حسین شیعه بود ه چون در حوالی کوفه که مرکز شیعیان هست زندگی میکرده اولا استدلال اون قدر خنده دار هست که لایق جواب نیست دوما عمربن سعد حکمرانی ری رو میخواست و قبلش هم ایران و قبلش هم ساکن مدینه و دیگر جاهای عربستان بوده . حتما فیروز ابو لولو که عمر رو کشت هم سنی بوده چون توی مدینه بوده.اما گفته بودن خدا پسر به حضرت نداد پس معلومهخدا برای حضرت جانشینی نمیخواسته قرار بده . مگه قاسم پسر حضرت نبود ابوالقاسم کنیه پیغمبر مگه نیست؟پس ابراهیم پسر ماریه پسر پیغمبر نیست؟ اصلا چرا به این ماجرا اینطور نگاه نمیکنید که خدا اگه ابراهیم رو در طفولیت از پیغمبر (ص) میگیره به خاطر این بوده که علی (ع) جانشین حضرت بشه بدون داشتن معارضی؟و امر جانشینی حضرت با مشکلی روبه رو نشه.اما در مورد مشاوره که به اون اسناد میکنن جوری حرف میزنن که حضرت علی(ع) کارمند بوده و از عمر حقوق میگرفته و مشاوره میداده . حضرت هر جا که صلاح اسلام بوده به خاطر حفظ دین به عمر مشاوره میداده نه عمر حتی از اون هم بدتر . چون معیار حضرت حفظ شریعت بوده . ضمنا عمر هم وقتی کار بهش تنگ میشد و یا در گل گیر میکرد مجبور میشد از حضرت کمک بخواد چه در زمینه های نظامی چه در زمینه های پاسخ های اعتقادی که یهودیها و مسیحیان از اون و ابوبکر میپرسیدن.در منابع خودتون هست که عمر بارها گفته لو لا علی (ع) لهلک عمر . اگر علی (ع) نبود عمر هلاک میشد.تو که میدونی از تو عالمتر و عاقلتر و شجاعتر و و... نسبت به خلافت وجود داره بزرگترین خیانت رو کردی اگه جایگاه اون رو غضب بکنی حتی اگه تمام مردم دنیا بهت رای بدن که نه تنها اینجور نیست بلکه کاملا دیکتاتور مابانه به وسیله خلیفه قبلی و به کمک خلیفه بعدی تو به خلافت رسیدی.در پاسخ عبدالله باید بگم بغیر شراب نوشی خلیفه دوم گناه دیگه ای هم میکرد که چون میترسم کامنتم گذاشته نشه نمیگم. فقط مدرکش رو میگم طبقات الکبری ج3ص289چاپ بیروت سال 1377ه ق 1957میلادی
خدارا سپاس که در میان جوانان عزیزمان کسانی هستند که جواب افرادی ولو بنام مسلمان را بدهند.سید الشهدا در کربلا فرمودند یا شیعه آل ابی سفیان ان لم یکن لکم دین و کنتم لا تخافون المعاد فکونوا احرارا فی دنیاکم بعد این آقا میگه شمر شیعه بود همان سخن حضرت امام حسین علیه السلام را به شما می گوئیم که اگر از قیامت نمی ترسید لااقل در دنیا آزاد مرد باشید.حدیث غدیر آن قدر مسلم است که اهل تسنن در سند آن نتوانسته اند خدشه کنند وفقط در دلالتش سخن می گویند و مولی را به معنای دوست ترجمه می کنند حال آن که پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله وسلم پس از خطبه دستور دادند مسلمانان بیایند و بیعت کنند معلوم است که محبت بیعت ندارد و سرپرستی و خلافت است که بیعت دارد و آن قدر قضیه بیعت مسلم و واضح بوده که حتی ابن منظور که از علمای اهل تسنن است درکتاب لغتش بنام لسان العرب در ذیل کلمه مولی بیعت عمر با حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام را اورده است جناب مسلمان به کتب خودتان مراجعه کن و بعد نظر بده و بیهوده ادعای شعه بودن منما
جناب مسلمان ! می خواهید در پاسخ به شما به حقایقی اشاره نمیم که عقل و هوش را از سر شما پرواز دهد؟ 1- در پاسخ به اینکه اسم امام علی ع در قرآن نیامده است یا به ایشان اشاره نشده است باید بگویم که اسم ابوبکر هم در قرآن نیامده است آن وقت شما لابد می گویید که خوب اما حداقل به ابوبکر در آیه ثانی اثنین اشاره شده است اما امام علی چه؟؟ من در اینجا می گویم آیا آیه مباهله را خوانده اید؟ که می فرماید : تعالوا ندع ابنائنا و ابنائکم و نسائنا و نسائکم و انفسنا و انفسکم ثم نبتهل (61 آل عمران) پیامبر اکرم به نقل از صحاح سته یعنی کتب معتبر اهل تسنن به همراه امام علی ع و حضرت زهرا س و حسنین ع راهی آن مباهله شدند پس منظور از ابنائنا حسنین ع و منظور از نسائنا (بانوان منتسب به ما) حضرت فاطمه زهرا و انفسنا(خود ما) امام علی ع بوده اند اگر ابوبکر ثانی اثنین بوده است یعنی دومی از آن دوتن ، قرآن کریم از امام علی ع به نفس و خود پیامبر تعبیر می فرماید که گویی یک روح در دو بدن می باشند پس هم به امام علی نیز اشاره شده است و هم در موقعیتی بسیار برتر از ابوبکر از ایشان یاد شده است البته در جاهای دیگر قرآن نیز به ایشان اشاره رفته است مانند : انما ولیکم الله و و رسوله و الذین امنوا الذین یقیمون الصلوه و بوتون الزکوه و هم راکعون:55مائده یعنی:همانا که ولی شما تنها خداوند است و پیامبر او و آنها که ایمان آوردند: همانها که نماز را بر پای میدارند و در حالی که در رکوع هستند زکاة می دهند باز هم در کتب صحاح سته اهل سنت و در همه تواریخ معتبر اولین فردی که در حال رکوع انگشتر خود را به سائل بخشید و در حق ایشان همین آیه نازل شد امام علی ع بوده اند هنوز هم آیه هست ولی فعلا همین دوتا برای پاسخ شما کفایت میکند 2- اگر شما شیعه بودی می دونستی که اصول دین در نزد ما شیعیان سه تاست توحید نبوت و معاد و دو اصل اساسی عدل و امامت که از اصول تشیع هسیتند جزء اصول دین نیستند چون امامت ادامه نبوته و عدل ادامه توحیده اما آنها را بدلیل رفعت مقام ما در جمع اصول دین می آوریم . بارها خداوند در باره انتخاب ولی و مبحث امامت در قرآن صحبت فرموده اما همین حالا هم شما نمی پذیرید و روی حرف خدا حرف می زنید و کلام خداوند رو به چیزای دیگه تعبیر می کنید مگر آیه انما ولیکم که در پاسخ شماره 1 آوردیم نیست؟ مگر آیه الیوم اکملت لکم نیست؟ مگر در کتب صحاح سته خود اهل سنت نیومده که خود ابوبکر و عمر اومدن و امام علی رو با لفظ امیرالمومنین خطاب کردند و به ایشون تبریک گفتن؟اما بعد همین لقب امیرالمومنین رو که خداوند برای امام علی انتخاب فرموده بود به خودشون دادن؟؟؟ مگر واقعه غدیر نیست؟ مگر ان هذا و صیی و خلیفتی نیست؟؟؟؟؟؟اگر تاریخ خونده بشه حقایق رو میشه. 3- مسلمه شما که همه وقایع تاریخی و مظلومیتهای امام علی و حضرت زهرا رو نفی میکنی شیعه نیستی ولی جواب این بخش رو هم میدم منظورمان از خانه نشینی امیر نشدن امام علی ع بر امت اسلامی است و محروم ماندن امت اسلامی از حاکمیت عدل ایشان است اما ایشان آنقدر بزرگوار بودند که برای مصالح امت مسلمان به ابوبکر و عمر مشورت بدهند و این نمی تواند در حد و اندازه حاکمیت ایشان بر امت اسلامی باشد و نمی تواند نشانه رضایت ایشان از وضع حاکم باشد چه بسا که کسی در حاکمیت هیچ مشارکتی نداشته باشد اما به دلیل دانایی و هوشمندی و علم و برتری اش در قضاوت مورد مشورت قرار گیرد .منظور ما از خانه نشینی ایشان همین است.و اگر شیعه بودید می دانستید.وای که ایشان پس از 1400 سال هنوز در اوج مظلومیت اند. ضمن اینکه اگر عمر و ابوبکر برتر و شایسته امارت بر مومنین بودند اینقدر نزد امام علی نمی آمدند و از ایشان پاسخ مشکلات خود را نمی گرفتند و عمر 80 بار در طول حکومتش نمی گفت که اگر امام علی نبود عمر هلاک میشد: لولا علی لهلک عمر. گفته ای که امامان حسنین در فتح ایران نقش داشته اند این را من نمی دانستم اگر درست و مطابق واقعیت تاریخی گفته باشی که بدلیل عدم مستند بودن بقیه صحبتهایت ؛ بعید است من خدا را سپاس می گویم. زیرا آنقدر میدانم که امام علی ع در مشورت دادنشان به عمر او را از رفتن به همراه لشکریان به ایران منع فرمود شاید اگر عمر به ایران آمده بود هم اکنون ایرانیان هم مانند اروپاییان از اسلام بیزار بودند و آن را دینی خشن می دانستند زیرا عمر فردی خشن بود که حتی از نگاه کردن به چهره اش انسان دلتنگ می شد. و این در تواریخ و هم در نهج البلاغه آمده است اما بزرگواران منتسب به امام علی حتما به ایران آمدند که ایرانیان آنها را شناختند و با آغوش باز پذیرفتند و آنها را سرور خویش نمودند. اینها برای حفظ اسلام بود نه برای موافقت با خلفای غاصب. ضمنا خود امام علی در نهج البلاغه می فرمایند: در 25 سال حاکمیت خلفا صبرکردم درحالی که در گلویم استخوان و در چشمم خار بود شما چطور از طرف ایشان میگویی که ایشان راضی بودند؟؟؟ در باره حضرت زهرا هیچ نمی گویم همینکه هم اکنون نیز مقبره ندارند و حتی محل دفنشان بنابه توصیه خود ایشان مخفی است بهترین گواه اوج نارضایتی و دردمندی و خائن دانستن حاکمان آن روز و حتی مظلومیت امام علی ع و مقهور بودن ایشان در زمان خلفا است لطفا تاریخ را خوب بخوانید و به دست یهود که از آستین ابوسفیان و ابوبکر و عمر بیرون آمد هم دقت کنید. این یک مبارزه تاریخی است. 4- به راستی چقدر شما همه چیز را ساده می بینید گفته اید: اگر خدا نیاز به جانشین برای پبامبر می دید به ایشان فرزندپسر میداد! ومن به شما می گویم که فرزند پیامبر پیامبری دیگر خواهد بود درحالی که پیامبر ما به فرموده قرآن خاتم پیامبران هستند و نیازی به پیامبر دیگر نبوده است اما همیشه به جانشین و حجت خداوند بر زمین نیاز هست در حالی که همه پیامبران اگر پیامبری در نسل مستقیمشان نبود برای خود وصی داشتند مانند هارون برای حضرت موسی ع و شمعون برای حضرت عیسی ع تا دست کم آیات الهی را تبیین نمایند بعد گفته ای دینی که تکمیل شد دیگر نیاز به جانشین ندارد! و آنوقت آیه الیوم اکملت لکم دینک را آورده ای و از آخر به اول رفته ای! پس حالا به یک سوال من جواب بده اگر تکمیل دین در همان چیزهایی است که تو اعتقاد داری مثل بیان احکام حلال و حرام خوردنی ها و... پس پیامبر از چه نگران بود که خداوند به ایشان فرمود:بلغ ما انزل الیک من ربک.....یعنی ابلاغ کن انچه از سوی خدا به تونازل شده است... والله یعصمک من الناس : خداوند تورا از شر مردم نگه میدارد؟؟؟؟؟ آیه 67 سوره مائده و ایشان آن را در حجه الوداع به مردم رساندند و آن موقع دین تکمیل شد. 5- شما با استناد به کدام مدارک و اسناد می گویید ما امامان را از پیامبر بالاتر می دانیم؟ اگر شیعه بودید می دانستید که از نظر ما پیامبر هم مقام رسالت و هم امامت را دارند و امامان صرفا مقام امامت در هر پایه ای که باشد. پس ما پیامبر را فوق و برتر از امامان می دانیم و البته همانطور که پیامبر معصوم و دارای علم لدنی و اختیار تصرف می باشند امامام ما معصوم و از علم لدنی و دارای اختیار تصرف می باشند. خوب است بالاخره یک جایی شما قدری دقت نمودید و گفتید که دو تا اطیعوا آمده نه سه تا ولی باید دقت کنید که اطیعوی اولی برای خداوند عز شآنه و مقامه است و دومی برای رسول و اولی الامر که عبد خدایند و قرار نیست در یک جمله برای رساندن یک منظور از صد فعل مشابه برای صد نفر به کرات و صدبار استفاده نمود در ضمن به گفته آقا یا خانم دانشجو اگر اولین اطیعوا برای خدا باشد دومی برای پیامبر پس برای اولی الامر هیچ فعلی نیامده که بی معنا میشود! 6-گفته ای این شیعیان بودند که به اختلاف و کشتار مسلمانان برای اولین بار دست زدند.اما نگفته ای که ریشه های آن اختلاف ها را چه کسانی بوجود آوردند؟ چه کسانی با دادن امتیاز های نابجا به اولین مسلمانان صدر اسلام از آنها بزرگ سرمایه داران مسلمان را ساختند که که به جای اسلام زد و بند و قدرت سیاسی و برتری مالی برایشان اولویت یافته بود؟و تحمل عدالت برایشان ناگوار گشته بود؟ ریشه ها را نگفتی و باز هم ندانسته و باز هم بدون ریشه یابی تقصیر را برگردن کسانی انداختی که از آن زد و بندها و مال و قدرت اندوزی ها دور بودند .و هدفشان عدالت بود . و باز هم نگفتی که شروع کننده آن دشمنی ها و آتش افروزی ها که بود؟لطفا تاریخ را بخوان و بعد اتهام بزن. گفته ای ابن ملجم شیعه بود چون از کوفه که امام علی در آن بود برخوست آیا من هم میتوانم بگویم شما شیعه ای چون در ایران شیعی به سر می بری؟یا چون رهبر انقلاب شیعه هستند شما هم شیعه هستی؟ یا اگر صهیونیست هایی در ایران به سر می برند که در آرزوی رسیدن به اسراییل می سوزند آنها هم بدلیل در ایران بودن شیعه اند؟ شما اهل سنت چون از تاریخ دور شده اید با حقایق وریز مسائل نا آشنا و بیگانه اید و همه چیز را ساده و راحت میگویید و ساده و راحت می پذیرید و ساده وراحت رای می دهید مگر خداوند در قرآن نفرموده است: و لا تقف ما لیس لک به علم ان السمع والبصر والفواد کل اولیک کان عنه مسئو.لا؟ یعنی : در بار ه آنچه به آن علم نداری اظهار نظر نکن که گوش و چشم و قلب (ذهن و مغز) همه در آن باره مسئولند؟ به راستی شما شیعه امام علی ع هستی؟ آیا این دروغ نیست؟آیا این گناه کبیره نیست؟ آیا ابن ملجم و شمر حین ارتکاب جرم شیعه و پیرو لمام علی بوده اند یا پیرو معاویه و یزید که به شما از ما نزدیک ترند؟؟؟ چگونه به راحتی در باره این همه موضوع اظهار نظر میکنید بی دلیلی مستند و تاریخی و چرا میخواهید دلهای مومنانی را که در صف یاران امام علی و در جبهه ای که هم اکنون در مقابل آمریکا و اسراییل ایستاده اند با سخنان بی اساس و پایه خود بلرزانید؟ قدری از خدای خود خجالت بکشید و حیا کنید و به جای آنکه اسلام حقیقی ذلت نا پذیر را زیر سوال ببرید با هم کیشان خود در عربستان و قطر و بحرین و... و... مباحثه و مجادله نمایید تا از توطئه هایی که آمریکا و اسرائیل و انگلیس این دشمنان درجه یک خدا و اسلام برای همه مردم خاورمیانه تدارک دیده اند آگاه شوند از خواب غفلت بیدار شوند از هم سویی با آنها بپرهیزند از تفرقه و برادر کشی اجتناب ورزند ....
بسمه تعالی سلام علیکم جناب آقای مسلمان در پاسخ به شبهه شما درتاریخ 3آبان 91در پایگاه پاسخ به شبهات عرض میکنم: اولا نمیدانم شما که بی شک سنی هستید خود را از شیعیان معرفی میکنید و سعی دارید این مطالب سراسر اشتباه را از بیان یک شیعه مطرح نمایید.حال آنکه حتی اگر فرد شیعه این مطالب شما را بیان کند ، مطمئنا یک شیعه نیست و فقط اسم شیعه را یدک میکشد!!! دوما در خصوص ایه 40از سوره توبه باید بگویم که :همه میدانیم و شخص همراه پیامبر در غار ،ابوبکر بوده اند.برادر عزیز بد نیست شمایی که به ظاهر ایه توجه میکنی به کمال به ظاهر ان بنگری و به ان قسمتی که می فرماید ابوبکر خیلی ترسیده بود و پیامبر او را ارام میکند و نشان از درجه پایین ایمان ابوبکر و عدم شجاعت وی میباشد و اتفاقا همین ایه اشاره دارد به صفت ترسو بودن برای این آقا و چطور همچین ادمی میتواند جانشین پیامبر باشد و دقت داشته باش که اسم ابوبکر در ایه برده نشده و اشاره به واقعه تاریخی دارد- مانند تبت یدا ابی لهب که مستقیما اسم ابولهب برده شده و لی گفته است بریده باد -و که در مورد حضرت علی (ع)- که سر و جان و پدر و مادرم به فدای ایشان- دهها دست شان نزول و ایه وجود دارد از جمله اشاره به نیکوکاران که حتی در حال رکوع انفاق میکنند که مربوط به ایمیرالمومنین علی (ع) است که در حال رکوع انگشتر خود را به مسکینی میدهدو همچنین ایه الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِينًا که بعد از واقعه غدیر بر پیامبر نازل شد که نیازی به توضیح ندارد-که البته شما نشان دادید که حتی واضحترین واضحات را به شما متذکر شد و گرنه به بیراه میروید- و همچنین ایه تطهیر (حدیث کسا) و دهها مورد دیگر که بد نسیست به انها توجه کنی و ضمنا اینکه چه خصوصیات خوب و بی بدیلی را از سرورم علی (ع) به نمایش گذاشته و نه مثل ابوبکر ترس و وحشتش را!!! و در ضمن شجاعنت مولایم علی (ع) بر احدی پوشیده نیست از جمله کشتن عمربن عبدود در جنگ خندق که معلوم نیست وقتی پیامبر سه بار برای رویارویی با عمربن عبدود داوطلب میطلبد ابوبکر و عمر و عثمتان در کدام سوراخ از ترس خزیده بودند و هر سه مرتبه مولایم علی امادگی خود را انهم در ان سن کم اعلام میدارد همانطور که در کودکی اولین مسلمان و اولین پذیرنده دعوت نبی مکرم اسلام (ص) هستند که سر و جان من فدای این دو بزرگوار و همچنین در جریان جنگ خیبر که هم اولی(ابوبکر) و هم دومی(عمر)نتوانستند قلعه خیبر را فتح کنند و این حیدر کرار بود که موفق به این فتح شدند و یکتنه قلعه خیبر را از جا کندند و این بار نیز به همچون شمایی نهیب میزنند که از چه کسی باید تبعیت کرد و نه ارز مشتی ترسو کخه شجاعت حتی از خصوصبیات مجتهدین و امامت جماعات ماست و چطور ممکن است که خلیفه از شجاعت بی بهره باشد!!! که در این قضایا که البته دهها دست دیگر نیز وجود دارد ، مشخص است که ترسو کیست. سوما که من اصلا این قضیه را قبول ندارم که اسم کسی در قران بیاید یا نه و این اصلا دلیل نمیشود و گرنه که همانطور که در بالا گفته شد اسم ابولهب به بدی برده شده و البته در مورد بعضی اصحاب پیامبر تزسو بودتن انها اشاره شده است!!و در ضمن میخواهم بدانم که تکلیف بصیرت یک مسلمان چه میشود و ایا خدا و پیامبر باید همه اسامی و کارها را بیان میکردنئد و ما دست به سینه بایستسیم و فقط تبعیت صرف کنیم !!! پس تکلیف اجتهاد و تحقیق و بررسی و تعقل انسان چه میشود که خود شما هم میدانی اسلام تمامش دعوت به تعقل و تفکر و مباحثه و گفتگوی صحیح است که پویایی اسلام را بعد از 1400سال بدنبال دارد. چهارم:در خصوص همکاری پیشوا و امام و مرادم علی (ع) در حکومت عمر و حتی ابوبکر و عثمان بود که درست است و من هم قبول دارم و حتی عمر که گفته بود اگر علی نبود بی شک عمر هلاک شده بود و این هم کاملا واضح است بو بخاطر این است که علی (ع) بخاطر وحدت مسلمین از خلافت صرفنظر کرده بود ولی از طرف پیامیر به امامت که منصوب شده بود و میبایست وظایف خود را در قبال مردم انجام میداد و در راه جلوگیری از انحطاط اسلام در زمان حکومت غاصبانه اولی و دومی و سومی این کار را میکرد و حتی حسنین علیها سلام که جانم به فدایشان در جنگهای مسلمانان علیه کفار شرکنت میکردند و البته که این موارد که شما گفتید باعث مشروعیت خلافت این سه تن نمیگردد بلکه حسن نیت علی(ع) و سلاله پاکش در خدمت به اسلام حتی در لباس یک فرد عادی و نه خلیفه مسلمین - که این وظایف خلفاست و از گردن دیگران ساقط-به این امر پرداخته اند و نشانه این است که به حق هستند و اگر میخاستند مثل غاصبان حکومت رفتار کنند مانند دنیای امروز نه تنهاهیچ کاری نمیکردند بلکه اشتباهات این خلفا را به عنوان نقطه ضغفی برای ضربه به انها استفاده کرده و مردم را علیه انها میشوراندند ولی شیرخدا علی (ع) میدانستند که در ان زمان ضربه به حکومت اسلامی ، ضربه به اسلام است و این بصرت والا درسی به یاد ماندنی برای مسلمانان از همان زمان تا به الان که مسلمانان در چنین وضعیتی و در تفرق به سر میبرندپس این جمله شما"زوری بودن بیعت ایشان هم منتفی و دروغ است" منتفی و دروغ است و شما بد متوجه شده اید و برای اسلام عزیز و ایجاد وحدت و از روی مصلحت بیعت را پذیرفته اند. پنجم: در خصوص آیه الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِينًا و تو ضیحات غلط شما ، پاسخ را در بند دوم به اختصار توضیح دادم اما باید مجددا تکررار کنم که بصیرت و تفکر صیح و استفاده از مشاوران دینی و مجتهدین برای همین وقتهاست که شما متاسفانه انرا قبول نداشته و به ظاهر قران میپردازید و متاسفانه نتیجه میگیرید:"دینی که تکمیل شد دیگر نیازی به جانشین ندارد!وگرنه خود خدا پیامبران دیگر را ارسال مینمود" و امیدوارم دیگر این کفریات را حتی به ذهن خورد راه ندهید. ششم:در خصوص آیه يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَ أُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ ... باید عرض کنم که ادبیات و البته کمی معلومات دینی مشکل شما را حل میکند و ان این است که اطاعت از خدا در بالاترین سطح بیان شده و اطاعت خدا را با واو عطف به اطاعت پیامبر متصل دانسته و الیته کلمه اطیعوی دوم را نیز پس از پیامبر به اولی الامر نیز معطوف میکند و کاملا واضح است و همانطور که مبیدانید قران در فصاحت و بلاغت نظیر ندارد و خواهشا شما نعوذبالله برای خدا تکلیف مشخص نکنید که چرا برای اولی الامر اطیعو نیاورده است!!! و امثالهم و همچنین بدیهی است که مقام رسول اکرم(ص) از امامان معصوم بالاتر است و شکی هم در ان نیست پس شما همانطور که گفتم حتما و قطعا از برادران سنی هستید و شیعیان اصلا همچین نکته ای را نمیگویند و حتی بر غلط بودن این ادعا نیز پای میفشاریم ولی نکته ظریفی وجود دارد و ان مقایسه دو مقام نبوت و امامت است که مقام امامان معصوم از همه پیامبران به جز ختمی مرتبت (ص) بیشتر است .چون پیامبر بعد از رسیدن به مقام نبوت به مقام امامت رسیدند و این موضوع در ماجرای حضرت ابراهیم که پس از مقام نبوت به امامت رسیدند کاملا مشخص است و در قران نیز امده است پس به همین دلیل ما مقام امامان معصوم -12امام شیعیان - را از سایر انبیا الهی به جز پیامبر (ص) بیشتر میدانیم و علت هم همان مقام امامت پیامبر بعد از رسیدن به نبوت است و سخن شما "دارای مقامات و قدرتهای بیکران علوم ناآموحته لدنی خبر از غیب در اختیار داشتن مال و جان همه انسانها و ... را قایلیم" کاملا با این اسناد اشکار میشود و در داستانهای انبیا و توسل به امامان معصوم (ع) قبل از امدن انها نیز گواهی بر این مدعاست. هفتم: در خصوص صحبتهای پایانی که اشکارا اشتباه هست و به سواستفاده وهابیت از شما ساده دلان منجر میشود باید بگویم که اولا ابن ملجم لعنی شیعه نبود و خود حضرت علی(ع) انها را در خطبه شقشقیه معرفی نموده و انها را مارقین نامید اما شیعه از همان ولایت علی بن ابیطالب (ع) پرچمدار ان بوده و هست ولی البته در این میان نیز کسانی یافت میشود که اگاهانه یا غیر اگاهانه در تضعیف ان کوشیده اند . در اخر از شما برادر مسلمان و سنی خود میخاهم که به دور از لجاجت و حب و بغض بیجا به تحقیق صحیح بپردازی و مطمئن باش خداوند نیز به شما کمک خواهد کرد و من این بنده کمترین خدا به شما برادر جویای حق کمک خواهم نمود .امیدوارم در این راه سخت و البته شیرین موفق و موید باشید. برادر کوچک شما و طرفدار اتحاد یکپارچه جهان اسلام محمدحسین پارسا
بحث کامل: http://javdan.blogfa.com/
در پاسخ به صحبت آقا یا خانم قادری باید بگم که اون آیه درسته که در وصف مهاجرین و انصار گفته شده ولی دلیل بر رضایت دائمی خداوند از همه ی اون ها که نیست. مقصود از (السابقون) چيست وكيست؟در آیه 100توسوره توبه سبقت كه در اين آيه امتيازى بزرگ محسوب شده است؛ چه معنايى از آن اراده شده است؟ آيا صرفا اگر در مسلمان شدن فردى بر ديگرى تقدم داشته باشد، مصداق اين آيه خواهد بود؟ و يا افزون بر پذيرش اسلام امتيازاتى از قبيل پايبندى به دستورات خداوند و پيشتاز بودن در كارهاى خير و اطاعت و پيروى از رسول خدا صلى الله عليه وآله و در يك كلام در آزمون بزرگ مسلمانى پيروز شدن نيز لازم است؟. دانشمند بزرگ اسلامى مرحوم سيد مرتضى رحمة الله عليه در اين باره مى‌فرمايد: وأول ما نقوله: إن ظاهر هذه الآية لا تقتضي أن السبق المذكور فيها إنما هو السبق إلى اظهار الإيمان والاسلام واتباع النبي صلى الله عليه وآله، لأن لفظ ( السابقين ) مشتركة غير مختصة بالسبق إلى شئ بعينه. وقد يجوز أن يكون المراد بها السبق إلى الطاعات، فقد يقال لمن تقدم في الفضل والخير: سابق ومتقدم. قال الله تعالى: (وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ. أُوْلَئكَ الْمُقَرَّبُون‏ ) (الواقعة / 10 و 11 ) فإنما أراد المعنى الذي ذكرناه، وقال تعالى: (ثمُ‏َّ أَوْرَثْنَا الْكِتَابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنَا مِنْ عِبَادِنَا فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ وَ مِنهُْم مُّقْتَصِدٌ وَ مِنهُْمْ سَابِقُ بِالْخَيرَْاتِ ) (فاطر / 32 ) ويكون معنى قوله تعالى ( الأولون ) التأكيد للسبق والتقدم والتدبير فيه، كما يقال: سابق بالخيرات أول سابق. وإذا لم يكن هاهنا دلالة تدل على أن المراد بالسبق في الآية إلى الإسلام فقد بطل غرض المخالفين وإذا ادعوا فيمن يذهبون إلى فضله وتقدمه أنه داخل في هذه الآية إذا حملنا على السبق في الخير والدين احتاجوا إلى دليل غير ظاهر الآية، وأنى لهم بذلك. اقتضاى ظاهر آيه اين است كه مقصود، سبقت در اظهار ايمان و اسلام و پيروى از پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله نباشد؛ زيرا كلمه و لفظ (السابقون) معناى مشتركى دارد و به موضوع معينى اختصاص ندارد. و از طرفى مى‌شود گفت: مقصود، سبقت در اطاعت و پيروى است؛ زيرا گاهى به افرادى كه امتيازى در خوبي‌ها و اعمال خير دارند گفته مى‌شود او بر ديگران سبقت گرفته و مقدم است. خداوند مى‌فرمايد: سبقت گيرندگان مقدمند، آنان همان مقربانند. در اين آيه خداوند همان چيزى كه ما گفتيم اراده فرموده است. و در آيه ديگر مى‌فرمايد: سپس اين كتاب را به آن بندگان خود كه آنان را برگزيده بوديم به ميراث داديم؛ پس برخى از آنان بر خود ستمكارند و برخى از ايشان ميانه رو، و برخى از آنان در كارهاى نيك به فرمان خدا پيشگامند. و معناى اين فرمايش خداوند (الْأَوَّلُونَ) در آيه مورد بحث تاكيد بر پيشتاز بودن و انديشه در آن است؛ همانگونه كه گفته مى‌شود: پيشتاز در خوبي‌ها، نخستين فرد انجام دهنده آن است. بنابراين هنگامى كه در اين آيه دليلى نباشد که بتواند سبقت در اسلام آوردن را به عنوان امتياز معرفى كند، مقصود مخالفان باطل شده و هنگامى كه آيه را حمل بر سبقت در خيرات و دين كرديم، (و نه سبقت در اسلام آوردن) اگر بخواهند کسانى را که مدعى فضل و پيشگامى ايشان هستند (خلفا) را در اين آيه وارد کنند به ناچار نيازمند اين هستند كه دليلى غير از ظاهر آيه ارائه کنند؛ ولى چگونه مى‌توانند چنين دليلى بياورند؟!!!. و همچنین باید بگم که تمام این صحبت هایی که الان بین بپه ها رد و بدل میشه ناشی از همین اختلاف هست که مولا خلیفه ی اولهو در اصل امام اوله نه به قول اونا خلیفه چهارم.پس اینقدر ساده نباید از کنار این موضوع گذشت. یا علی.
مباهله در روایات و تفاسیر اهل سنت: علماى اهل سنت شأن نزول آیه مباهله رابه طریق مختلف در کتب روایى و تفسیرى خود نقل کرده اند که در اینجا به برخى از سندهاى صحیح آن اشاره مى کنیم: مسلم نقل کرده که معاویة بن ابى سفیان، سعد بن ابى وقاص را خواست و گفت: چه چیز تو را مانع شده که ابو تراب را سبّ نکنى؟ گفت: سه فضیلت را رسول خدا(صلى الله علیه وآله) درباره علىّ(علیه السلام) بیان داشته که با وجود آن ها هرگز على(علیه السلام) را سبّ نخواهم کرد، واگر یکى از آن ها براى من بود از شترهاى گران قیمت نزد من ارزشمندتر بود… یکى آنکه هنگامى این آیه نازل شد: ( فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَأَبْناءَکُمْ) رسول خدا(صلى الله علیه وآله) علىّ و فاطمه و حسن و حسین(علیهم السلام) را خواست و عرض کرد: «بار خدایا! اینان اهل من هستند» برخی از منابع شان نزول آیه مباهله در کتب اهل سنت: ولما نزلت هذه الآیة فقل تعالوا ندع أبناءنا وأبناءکم دعا رسول الله صلى الله علیه وسلم علیا وفاطمة وحسنا وحسینا فقال اللهم هؤلاء أهلی صحیح مسلم – مسلم النیسابوری – ج ۷ – ص ۱۲۰ – ۱۲۱- دار الفکر سنن الترمذی – الترمذی – ج ۴ – ص ۲۹۳ – ۲۹۴- دار الفکر نظم درر السمطین – الزرندی الحنفی – ص ۱۰۸ معرفة علوم الحدیث – الحاکم النیسابوری – ص ۵۰- منشورات دار الآفاق الحدیث عمدة القاری – العینی – ج ۱۸ – ص ۲۷- دار إحیاء التراث العربی فتح القدیر – الشوکانی – ج ۱ – ص ۳۴۸- عالم الکتب شواهد التنزیل – الحاکم الحسکانی – ج ۱ – ص ۱۶۰- مجمع إحیاء الثقافة الإسلامیة تفسیر ابن کثیر – ابن کثیر – ج ۱ – ص ۳۷۹- دار المعرفة الدر المنثور – جلال الدین السیوطی – ج ۲ – ص ۳۹- دار المعرفة إمتاع الأسماع – المقریزی – ج ۶ – پاورقى ص ۶- دار الکتب العلمیة الفصول المهمة فی معرفة الأئمة – ابن الصباغ – ج ۱ – پاورقى ص ۱۱۴- دار الحدیث تفسیر القرطبی – القرطبی – ج ۴ – ص ۱۰۴- مؤسسة التاریخ العربی تاریخ الإسلام – الذهبی – ج ۳ – ص ۶۲۷- دار الکتاب العربی مطالب السؤول فی مناقب آل الرسول (ع) – محمد بن طلحة الشافعی – ص ۳۸ مسند احمد – الإمام احمد بن حنبل – ج ۱ – ص ۱۸۵- دار صادر تاریخ مدینة دمشق – ابن عساکر – ج ۴۲ – ص ۱۶- دار الفکر المناقب – الموفق الخوارزمی – ص ۱۰۸- مؤسسة النشر الإسلامی ینابیع المودة لذوی القربى – القندوزی – ج ۱ – ص ۱۳۶- دار الأسوة المستدرک – الحاکم النیسابوری – ج ۳ – ص ۱۵۰ السنن الکبرى – البیهقی – ج ۷ – ص ۶۳- دار الفکر لمه «و انفسنا» در آيه مباهله دلالت دارد بر اينكه حضرت علي((عليه السلام)) از تمام پيامبران - بجز پيامبر خاتم((صلي الله عليه وآله)) - افضل و برتر است زيرا در اين كلمه حضرت امير((عليه السلام)) به منزله نفس پيامبر((صلي الله عليه وآله)) قرار داده شده است و معلوم است كه آن حضرت حقيقتاً خود پيامبر نيست بلكه به لحاظ اين كه آن حضرت در تمام ويژگيهاي و فضايل و كمالات جز مسئله نبوت مانند آن حضرت است از او و پيامبر تعبير به «انفسنا»(خودمان) شده است. يكي از ويژگيهاي پيامبر اين است كه آن جناب از تمام پيامبران افضل و برتر است از اين رو علي((عليه السلام)) هم از همه پيامبران - غير از رسول اكرم((صلي الله عليه وآله)) - افضل و برتر است.
سلام در کتب اهل سنت اومده که ابوبکر با پیامبر نبوده زودترش به مدینه حجرت کرده دوما من امام اولم زید هستش چون اسمشو قران دقیقا و مستقیم اشاره کرده:دی:) سوما چرا ب ا خلیفه دوم سقیفه ایجاد نشد و برا خلیفه چهارم هم همچنین و بعدش هم همیطور؟ برادران اهل سنت معتقدند که مشروعیت خلفای سه گانه بر اساس شورا و اجماع صحابه میباشد. بر این اساس خوب هست که این چند پرسش پاسخی درخور عنایت بفرمایند: بر فرض که اجماع شورا صحابه برای انتخاب خلیفه مشروعیت داشته باشد. 1-پیامبر بعنوان مبلغ احکام الهی کجا به این مطلب اشاره فرمودند؟لااقل به چند نص قابل قبول از ایشان دراین مورد اشاره فرمایید. 2- چرا اجماع جز در مورد خلیفه چهارم اتفاق نیافتاد؟اختلاف نظر در رابطه با سه خلیفه اول غیر قابل انکار است. 3- خلیفه دوم بر مبنای کدام شورا بر مسند خلافت نشست؟جز بر مبنای توصیه خلیفه اول در مرض موت بود؟ 4- شورائی که که خلیفه سوم را انتخاب کرد چرا فقط شش نفر عضو داشت؟مگر بقیه صحابه آدم نبودند؟ 5- بر چه مبنایی حق تعیین اعضای شورا در انحصار خلیفه دوم بود؟این عمل طبق سنت نبوی بود یا نه؟ تک تک این سوالات قابل بررسی نقادانه میباشد. چهارما:وقتی ابوبکر و عمر رفتن خواستگاری حضرت فاطمه پیامبر بهشون گفت فاطمه بچه هست اونوقت به ازدواج علی در آورد پس چطور مادرش برا عمر بچه بود ولی دخترش براش بچه نبود:) ابن حبان در صحيحش و نسائى در سننش مى‌نويسند: أخبرنا الْحُسَيْنُ بن حُرَيْثٍ قال حدثنا الْفَضْلُ بن مُوسَى عن الْحُسَيْنِ بن وَاقِدٍ عن عبد اللَّهِ بن بُرَيْدَةَ عن أبيه قال خَطَبَ أبو بَكْرٍ وَعُمَرُ رضي الله عنهما فَاطِمَةَ فقال رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم أنها صَغِيرَةٌ فَخَطَبَهَا عَلِيٌّ فَزَوَّجَهَا منه. عبد الله بن بريده از پدرش نقل مى‌كند كه ابوبكر و عمر از فاطمه خواستگارى كردند، پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله وسلم به آن‌ها فرمود: فاطمه خردسال است، سپس علي عليه السلام خواستگارى نمود، پيامبر او را به ازدواج علي عليه السلام درآورد. النسائي، أحمد بن شعيب أبو عبد الرحمن (متوفاي303 هـ)، خصائص أمير المؤمنين علي بن أبي طالب، ج 1، ص 136، تحقيق: أحمد ميرين البلوشي، ناشر: مكتبة المعلا - الكويت الطبعة: الأولى، 1406 هـ؛ النسائي، أحمد بن شعيب أبو عبد الرحمن، المجتبى من السنن، ج 6، ص 62، تحقيق: عبدالفتاح أبو غدة، ناشر: مكتب المطبوعات الإسلامية - حلب، الطبعة: الثانية، 1406 - 1986؛ التميمي البستي، محمد بن حبان بن أحمد أبو حاتم (متوفاي354 هـ)، صحيح ابن حبان بترتيب ابن بلبان، ج 15، ص 399، تحقيق: شعيب الأرنؤوط، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: الثانية، 1414هـ ـ 1993م؛ الهيثمي، أبو الحسن علي بن أبي بكر (متوفاي 807 هـ)، موارد الظمآن إلى زوائد ابن حبان، ج 1، ص 549، تحقيق: محمد عبد الرزاق حمزة، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت؛ العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل (متوفاي852هـ)، النكت الظراف على الأطراف (تحفة الأشراف)، ج 2، ص 83، تحقيق: عبد الصمد شرف الدين، زهير الشاويش، ناشر: المكتب الإسلامي - بيروت / لبنان، الطبعة: الثانية، 1403 هـ - 1983 م؛ ملا علي القاري، علي بن سلطان محمد، مرقاة المفاتيح شرح مشكاة المصابيح، ج 11، ص 259، تحقيق: جمال عيتاني، ناشر: دار الكتب العلمية - لبنان/ بيروت، الطبعة: الأولى، 1422هـ - 2001م . حاكم نيشابورى پس از نقل اين حديث مى‌گويد: هذا حديث صحيح على شرط الشيخين ولم يخرجاه. اين حديث، طبق شرائطى كه بخارى و مسلم در صحت روايت قائل بودند صحيح؛ اما آن‌ دو نقل نكرده‌اند. النيسابوري، محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم (متوفاي405 هـ)، المستدرك على الصحيحين، ج 2، ص 181، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، 1411هـ - 1990م پنجما:اگر اون دنیا ازتون سوال کردن چرا از سه خلیفه اول حمایت کردین چه جوابی میدین؟ ✅روزی عالمی سنی به علامه امینی که داشت از منبر به زیر می امد گفت شما شیعه ها به علی غلو میکنید و او را ید الله میگویید بلا فاصله علامه امینی گفت اگر عمر گفته باشد قبول میکنی او گفت سخن عمر برای ما حجت است علامه سریع یکی از کتب اهل سنت را خواست و صفحه ای را به او نشان داد که این حدیث در ان صفحه بود : روزی مردی به طواف کعبه اشتغال داشت در همان جا به زن نامحرمی نگاه نامشروعی کرد حضرت علی او را در این حال دید و با دست ضربه ای به او زد و او را مجازات کرد او هم به عنوان شکایت نزد عمر رفت و داستان را گفت ✅عمر گفت: قد رای عین الله و ضرب ید الله چشم خدا دید و دست خدا زد بدین صورت ان عالم سنی مبهوت شد... ✅النهایه ابن اثیر عبد الرزاق ج10ص410و کنز العمال ج5ص462وتاریخ مدینه دمشق ج17ص42 و جواهر المطالب ج1ص199و جامع الاحادیث ج26ص29و جامع معمر بن الراشد ج1ص144 لسان العرب ج13ص309 استدلال علامه امینی و سوالی که بی جواب ماند **************************************** زمانی علمای اهل تسنن مرحوم علامه امینی (صاحب کتاب الغدیر) را برای صرف شام دعوت می کنند. اما علامه امینی امتناع می ورزد و قبول نمی کند . آنها اصرار می کنند که علامه امینی را به مجلس خود ببرند. به علت اصرار زیاد علامه امینی دعوت را  می پذیرد و شرط می گذارد که فقط صرف شام باشد وهیچ گونه بحثی صورت نگیرد آنها نیز می پذیرند.  پس از صرف شام یکی از علمای اهل سنت که در آن جمع زیادی از علما نشسته بود (حدود 70 الی 80 نفر) می خواست بحث را شروع کند که علامه امینی گفت : قرار ما این بود که بحثی صورت نگیرد  اما باز آنها گفتند : پس برای متبرک شدن جلسه از همین جا هر نفر یک حدیث نقل کند تا مجلس نورانی گردد. ضمناً تمام حضار درجلسه حافظ حدیث بودند و حافظ حدیث به کسی گفته می شود که صد هزار حدیث حفظ باشد. آنان  شروع کردند یکی یکی حدیث نقل کردند تا اینکه نوبت به علامه امینی رسید . علامه به آنها گفت شرطم بر گفتن حدیث این است که  ابتدا همگی بر معتبر بودن یا نبودن سند حدیث اقرار کنید . همه قبول کردند . سپس علامه امینی فرمود : قال رسول الله (صلوات الله علیه ) : من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه : هر کس بمیرد و امام زمان خود را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است .سپس از تک تک حضار در جلسه در رابطه  با معتبر بودن حدیث اقرار گرفت و همه حدیث را تایید کردند .  سپس گفت حال که همه حدیث را تایید کردید یک سوال از شما دارم ، بعد از کل جمع پرسید :  آیا فاطمه الزهرا ( سلام الله علیها ) امام زمان خود را می شناخت یا نمی شناخت ... ؟  اگر می شناخت ، امام زمان فاطمه  ( سلام الله علیها ) چه کسی بود ؟  تمام حضار مجلس به مدت ربع ساعت ، بیست دقیقه ساکت شدند و سرشان را به زیر انداختند و چون جوابی برای گفتن نداشتند یکی  یکی جلسه  را ترک کردند و با خود می گفتند  اگر بگوییم  نمیشناخت ، پس باید بگوییم که فاطمه ( سلام الله علیها ) کافر از دنیا رفته است و حاشا که سیده نساء العالمین کافر از دنیا رفته باشد و اگر بگوییم می شناخت چگونه بگوییم امام زمانش ابوبکر بوده ؟  در حالی که بخاری ( از سرشناس ترین علمای اهل سنت ) گفته : ماتت و هی ساخته علیهما - فاطمه   ( سلام الله علیها ) در حالی از دنیا رفت که به سختی ار ابوبکر غضبناک بود "و چون مجبور می شدند بر حقانیت و امامت علی بن ابیطالب  (علیه السلام ) اقرار بورزند سکوت کرده و جلسه را با خجالت ترک کردند. لطفا بازنشر دهيد.
نمیدونم چرا به زور میخواین تعبیر صریح قران به برتری مریم بر تمام زنان رو انکار کنید.! توصیفات ارجمندی که از حضرت مریم در قران اومده در مورد هیچ زنی نیومده. تمام اهل تسنن هم به این موضوع معترفند. و حضرت فاطمه رو ازش بالاتر نمیدونند.شیعه تمام تلاشش اینه که بگه فقط امامای ما معصوم و بالاترند. این از اون بالاتره اون از این. با هزار و یک دلیل من در اوردی میخواین بگی این جای قران طبق استنباطات به این ربط داره اونجا به اون معصوم. استنباطهای کذایی خودتون را از لفظ صریح قران بالاتر میدونید. تازه معجزه فاطیما که از جانب حضرت مریم بوده رو هم به زور خواستند به حضرت فاطمه نسبت بدند. با این جور چیزا نمیتونید از عظمت اون بانوی مقدس و سرور زنان جهان کم کنید. شیعیان حسود. سایت: این برتری را شما داده اید، یا خدا داده است؟ اگر می گویید وحی است، وحی را چه کسی به شما ابلاغ کرده است؟ همان شخص خودش گفته است که فاطمه علیها السلام سیدة النساء می باشد
باید به عاشق الله گفت وقتی داری از ظالم هایی پیروی میکنی که بدعتشان باعث ریخته شدن خون اهل بیت پیامبر و بخصوص حسین ابن علی (ع) شده حال باز هم توسل کردن این چنین افرادی به خدا باعت رحمت و وارد شدن به بهشت میشه؟؟؟ فکرشو بکن شمر که مثلا مسلمان(سنی) بوده به خدا متوسل بشه و وارد بهشت بشه، بنظر شما این شدنی هست؟؟؟ قضاوت با شما من یه مطلبی از این کتابهای اهل سنت خوندم که نوشته بود پیامبر(ص) پشت سر خودرو هم میدید و که دال بر همون از غیب خبر داشتنه. باید گفت که هیچ یک از علمای تراز اول اینها حتی این خصوصیت کوچک پیامبر(ص) رو هم ندارن در حالی که این جوجه سید های شیعه و بیشتر عالم های شیعه از نهان و پنهان خبر دارن و سیر در اسمان و زمین دارن و این خصوصیت واسشون پیش پا افتادست وقتی ما امامی داریم که به اطرافیانش می فرمایید بخواهید از من قبل از اینکه از پیش شما برم و فرموندند اکر شما امت ظرفیتش رو داشتیتد من از این اب برای شما نور خارج می کردم، این کارهای امام علی (ع) از کجا سرچشمه میگیره و دلیل بر امامت نیست؟؟؟ رسول اکرم(ص):هر کس بمیرد و اما زمان خیش را نشناسد به مرگ جاهلییت مرده. با میفرمایند: بعد من امت من بع 72فرقه تقسیم می شوند که فقط یک فرقه ی ان وارد بهشت می شوند حال باید گفت امام خضرت فاطمه چه کسی بوده؟ ایا ایویکر امامش بودن یا ایشان به مرگ جاهلیت فوت کرده اند؟؟
سلام. کاش به جای عصبانی شدن واسه هم با فکر و منطق و آرامش بیشتری با هم بحث میکردید و به جای توهین به عقاید هم راهکار و راه حل می دادید واسه اینکه چیکار باید کرد تا مسلمان بدون در نظر گرفتن شیعه یا سنی بودن فقط مسلمان بود و کنار هم با صلح زندگی میکردن تا یه عده سوءاستفاده گر نیان به اسم شیعه و سنی سر هم نوع هامون رو ببرن !!! من اعتراف میکنم مسلمان نیستم . چون تو همین لحظه که اینجا نشستم و مطالب غیرمنطقی شما رو میخونم بچه های همسایه برا ناهار هیچ ندارن بخورن. آنجلینا جولی از ما مسلمان تره . چون داره چند تا یتیم رو بزرگ میکنه . حالا میفهمم اون زمان چطور بر سر موضوع کوچیکی با هم وارد میدان نبرد میشدن .اونا هم افکار و رفتار الان شمارو داشتن . پس یا فکرتون رو عوض کنید یا فکرتون رو واسه خودتون نگه دارید!!! باتشکر سایت - اگر باید همسایه را رعایت کرد و شما می توانید نهار خود را به ایشان بدهید، اما ملاک حق و باطل شکم نیست. در ضمن در بحث فوق هیچ توهینی نشده است، قرار نیست که تا چهارتا مطلب غیر موافق می شنویم، بگوییم آهان، توهین شد
ابوبكر در غار به شدت ترسيده بود و اطمينان از كمك الهى نداشت و خداوند فرمود به همراهت بگو نترسد اين يك فضيلت نيست براى ابوبكر كه اشاره به ايشان دارد در قران .قابل ذكر است در عالم برزخ استقلال از زمان و مكان وجود دارد و يك اهل برزخ محصور در زمان و مكان نيست يعنى از جاهاى مختلف أفراد مختلف در زمان هاى مختلف اگر صدايشان كنند ميشنوند مثل حضرت مسيح كه در اسمان است و بفرموده قران همه را ميبيند و ميشنود و نظاره ميكنند اين منافات با توحيد ندارد بلكه مقامى است كه خداوند داده اند پس وقتى أوليا و أنبياء را صدا مي زنيم انها ميشنوند همه را از همه جا در همه وقت چون مقام شان مثل إنسان هاى معمولى نيستند بلكه أوليا هستند از طرفى فلسفه خلقت انسان كه از روح خداوند در ان دميده شده و زندگى در جوار قرب ربوبى است و پس از اينهمه رسالت پيامبران براى هدايت و رسيدن بشر به اين مقام است كه انسان در جوار وكنار خداوند باشد .چه مقامى بالا تر از اهل بيت پيامبر كه خداوند شرط مسلمانى و مزد رسالت را محبت و احترام انان فرض فرموده اما ايراد گرفته ميشود شما فاطمه و على و حسن و حسين و...را صدا ميزنيد كه دعايتان كنند (شفاعت) و يا انان را مقرب ذات خداوند ميدانند ايرادى بيجاست .البته اگر به مشخصات عالم برزخ كه مستقل از زمان و مكان هست را قبول نداشته باشيم و مخالف نظر قران در مورد توانايى حضرت مسيح باشيم (كه مثال است مبنى بر توانايى ديدن همه و شنيدن همه ) و فلسفه خلقت را قبول نداشته باشيم كه قرب ربوبى است وحاصل كار همه پيامبران تربيت چنين إنسان هاى بزرگى نباشيم كه خداوند فرض محبت انها را فرموده .حال بهتر است پيرو ان بزرگان باشيم يا ديگران كه انقدر يكى شان مسلمانان را آذار ميداد و عصبى و بد اخلاق بود كه رسول خدا بعد از اسلام اوردنش خيلى خوشحال شد كه ديگر چنين مزاحمى نيست و چقدر رسالت خوب انجام شده كه اينگونه افراد هم مسلمان شوند .لطفا بدور از تعصب قضاوت كنيد كه خانواده اى شد بانى اسلام كه مادر قاتل حضرت حمزه سرور شهيدان بهشت و فرزند قاتل حضرت امام حسن سرور جوانان اهل بهشت و نوه آش قاتل امام حسين سرور ديگر جوانان اهل بهشت و گل هاى خوشبوى نبى اكرم .چرا يزيد خليفه شد چون معاويه تعين كرد چرا معاويه خليفه شد چون عثمان استاندار و قدرتمندش كرد چرا و چرا برى بالا اين است كه ما شيعه امام على عليه السلام هستيم و شهادت و زندانى كردن وتبعيد كردن اهل بيت يكى پس از ديگري موجب شد كه خداوند محروم كند ما را و غيبت پيش أمد وگر نه اين شهادت ها و زندانى ها وتبعيد ها آدامه مى يافت انشالله كه مقدمات ظهور فراهم شود و اسلام راستين بر جهان حكم فرما شود به اميد ان روز
هر كس به نوعي مسول اعمال خويش است واقعا تاز مان اومدن امام زمان ما گمراه هستيم چون به گفته علماي شيعه قران اصلي كه حضرت علي جمع اوري كردن به دست امامزمان است واقعا تكليف چيست؟ پس فرموده خداوند كه من از كتابم محافظت ميكنم چيست؟يعني بعد از رحلت بيامبرص همه ما گمراه هستيم پس فلسفه اومدن پيامبر چيست ؟چرا اخرين پيام اور از طرف الله سبحان شناخته شده؟اصلا چرا قراني كه به گفته علماي شيعه تحريف شده چرا خودشون به اون رجوع ميكنن؟ چرا همه قران شده اهل بيعت پيامبر مگر قران در زمان اهل بيعت پيامبر نازل شده؟اصلا چرا خداوند 124هزار پيامبر واسه هدايت بشر فرستاد كه بخاد به پيامبر ختم بشه بعد پيامبر همه بشريت گمراه از اين دنيا رفتن فلسفه چيست؟ سایت - همه گزاره‌هایتان غلط است. گمراه بودن تا به کمال نرسیدن متفاوت است. علما شیعه نیز اعتقادی به تحریف قرآن ندارند - بعد از پیامبر نیز همه بشریت گمراه نمی شوند. چون ولایت و امامت تا روز آخر هست - واقعاً چرا انسان باید زحمت بکشد و هر گمان غلطی را بخواند و باور کند و سپس روی آنها محکم بایستد و حق را زیر سؤال ببرد؟!
یاعلی مددی
آقا رامین اگر ملاک داشته باشی دچار ابهام نمی شی. سوال مبنایی اینجاست که اصلا امام برای چی خوبه؟ خیلی ها این سوال رو اینطوری جواب می دن که خوب یه نفر باشه که مملکت رو جمع و جور کنه و به امور رسیدگی کنه و ... یه کسی مثل شاه یا رئیس جمهور یا ... . اگر این طوری جوب بدیم، اصلا لازم نیست که امام از طرف خدا تایین بشه، مثل خیلی از کشورهایی که الان هستن و هیچ مشکلی ندارن و داره مملکتشون اداره می شه. اگر قصد ما از امامت و ولایت این باشه، اشکالی نداره ابوبکر و عمر رئیس شدن.......... ولی بحث اینجاست که ما امام رو می خوایم برای اینکه انسان رو به کمال برسونه نه اینکه یه چند سال بیاد حکومت کنه! کمال انسانی! وقتی بحث از کمال می شه تمام دانشمندان کم میارن جلوش. تمام دانشمندان درگیرند که کمال انسانی چی هستش و چطور بهش می شه دست پیدا کرد. یه نفر مثل ... پیدا می شه می گه کمال انسان در مسائل جنسی هستش و از این طریق به کمال می رسه. یکی دیگه یه چیز دیگه می گه و هر کسی یه چیزی از خودش در میاره. اگر بحث از کمال انسان باشه امثال فروید، سایبابا و ابوبکر و عمر و ... نمی تونن انسان رو به کمال برسونن. چون که یک طرف کمال خداست. وقتی انسان به خدا برسه به کمال رسیده. حالا شما بگو کی می تونه بیاد بگه که راه رسیدن به خدا چطوریه؟ کسی می تونه این حرف رو بزنه که راه رو مثل کف دستش بلد باشه، پستی و بلندی و چاله و چولۀ راه رو بدونه. از طرفی هم راه خیلی خطرناکه اگه اشتباه بری می افتی تو دام شیطان، نمی شه به هر کسی اعتماد کرد. پس تنها به کسی می شه اعتماد کرد که از طرف خدا انتخاب شده باشه. اینجاست که ما می گیم امام باید از طرف خدا مشخص بشه. رو هوا نمی شه یه نفر رو گذاشت رهبر، اونم رهبری که می خواد در این راه پرفراز ما رو جلو ببره. گله و شکایتمون هم از اینه که اگر اون کسی که خدا مشخص کرده بود، رهبر مملکت می شد، راه رو هموار می کرد برای به کمال رسیدن اکثر مردم جامعه ولی این زمینه از بین رفت و خیلی ها به کمال نرسیدند و نمی رسند تا زمانی که از دوباره امام بیاد. و امام زمان که تشریف میارن راه رو هموار می کنن برای به کمال رسیدن...........
اقا بهرام واقعا ازشما بعیده اما اینکه گفتید که وقتی این بحث هارو میشنوم دلگیر میشم چرا باید دلگیر بشین علت این چی هستش که شما دلگیر میشین ؟ به نظر من که شما باید تازه خوشحال هم باشید چون همین مسائل باعث میشه که جوونای ما رشد کنن و معلوماتشون نسبت به هرمسئله ایی بیشتر بشه وضمینه بیشتری رو برای حل مسائل مذهبی فراهم کنه البته اگه شما دقت کرده باشین این جا کسی به کسی دیگه توهین نکرده بلکه دقیقا حرف های با اساسی رو بیان کردندکه جایی برای شک وشبهه وجود نداشته باشه این درست هستش که یهودی ها دشمنان اشکار مسلمین هستند اما اونا ازینکه ما وشما درمورد دین ومذهب خودمون باهم بحث وگفتگو میکنیم ویا اندیشه وتامل خودمون رو بالا میبریم بیشتررنج میبرند تا خوشحالی ، چون اون ها نمیخواهند که ما به تفاهم برسیم ودرمورد کتابهای همدیگرمون کنجکاوی به خرج بدیم ویا راجع به مشکلاتمون ازین واون پرس وجو کنیم این رو هم میدونی که امامانمون همیشه درراجع به مسائل دینی شون حساس بودند ودر روایتی اومده که خود حضرت محمدص پیغمبر عالی قدرمون فرمودند که : درمجلسی که سخن ازقران وایات الهی وبحث وگفتگو درموردمسائل دینی گفته نشود ودرانجا لهو ولعب گفته شود شرکت نکنید که شخص ما بعدشما شیطان است " این خودش ارزش ومقام بحث و گفتگو رو بیان میکنه ودرروایتی دیگرگفته " ازما نیست کسانی که درمجلسی شرکت کنند ودرانجا حرفی ازایات الهی برده نشود "بازهم تاکید برهمین اصل هستش
نقض هر گونه شفاعت در قرآن شیعه معتقد است که در دنیا و جهان آخرت امامان از آنها شفاعت خواهند کرد ولی سنی معتقد است تنها باید از خدا شفاعت و یاری طلبید به همین دلیل شیعه را مشرک و نجس می دانند ولی حق با کدام است آیا در آن دنیا و این دنیا از غیر خدا یعنی امامان شفاعتی به انسان ها میرسد ؟ نقض هرگونه شفاعت در قرآن: واز روزی بترسید که شفاعتی از کسی قبول نشود در آن روز شماهیچ یاوری نخواهید داشت (۱۲۳و۲۵۴بقره-۱۰۹نسا-۱۹و۴۳و۵۰الزمر-۱۰۹طه-۱۴السجده-۲۳صبا) قرآن تنهاخدا را یاری دهنده میداند ومیگوید تنها از خدا یاری بخواهید: به خدا توکل کنید که او شما را کفایت کند(۶۱،۶۲،۴۹الانفال-۸۴یونس) خدا شما راکفایت کند (۴۵نسا-۱۲۹التوبه) تنها از خدا روزی بخواهید (۳۲نسا-۱۷عنکبوت-۴۶روم) میگویند یکی از نشانه های مشرک این است که از غیر خدا یاری می طلبد شاید علت اینکه سنی ،شیعه را مشرک و نجس میداند همین است مشرکان نجس هستند(۲۸التوبه) مشرکان مردمانی نادان هستند (۱۶التوبه) سایت - گویا اصلاً مطلب را نخوانده اید و آیات کریمه را نیز درست نخوانده اید -عبادت خدا جز با اطاعت او میسر نمی شود، پس اگر فرمود شفیعی نیست، الا باذن الله، یعنی شفیع هست، اما آن که خودش می گوید. پس نماز هم نخوانید، چون نماز هم شفیع است. معنای خواندن غیر خدا این است که از دایره اطاعت او خارج شوید و حتی به خدا نیز درس توحید و نجس پاکی بدهید
از شمامسلمانها( شیعه و سنی ) خواهش می کنم به این اختلافها دامن نزنید . بابا دشمن هم الان از ما همین را می خواهد . اینکه الان بگوییم حق با مولا علی بود و یا جناب عمر یا ابوبکر خلافت را از صاحبش گرفتن چه دردی از دردهای اسلام و مسلمین حل می شه ؟ کدام مشکل مسلمین در جهان درست می شه ؟ چرا به اختلافات دامن می زنید ؟ چرا به نقاط مشترک اشاره نمی کنید تنها چیزی که الان اسلام و دین به ان احتیاج مبرم و حیاتی داره دست کشیدن از اختلافهای بچه گانه است که گاهی دشمن به ان دامن می زند و ما را تحریک می کند و به خود امدن است که ما الان در کجای دنیا هستیم و چه کار داریم می کنیم و چقدر به فکر داشته های مشترکمان هستیم . خواهشا به همدیگر توهین نکنید ما همه مسلمانیم این حرفها فقط کینه را زیاد می کند و بس یه نگاه به کشورهای نزدیک تان کنید ببینید دشمن چه کار داره می کنه . به امید ظهور دولت یار . سایت - حرف شما کاملاً متین، اما دقت داشته باشید که بحث و بررسی عالمانه، اصلاً اختلاف نیست. اگر حق و باطل را نشناسیم که خب دوست و دشمن را نیز نمی شناسیم. ولی نباید اختلاف کرد. یعنی نباید مقابل یک دیگر صف کشی کنیم، نه این که بگویند: اصلاً کلاً فکر کردن، تحقیق کردن، بحث کردن و ... ممنوع، این که با عقل و علم و اسلام منافات دارد
متاسفانه اصل «و اعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا» را رها کردین و فرع را بر نص صریح و امر و نهی خداوند در این آیه ترجیح داده اید. اثبات بزرگواری علی و ابوبکر و ... در مقابل به جا نیاوردن امر الهی بسی عبث است. ایشان بزرگوارانی بوده اند که در آخرت همه چیز در موردشان روشنتر از خورشید خواهد بود. فرمان خدا را دریابید و از منهیاتش دوری کنید که اصل همان است. اتحاد و دوستی بهتر است یا اختلاف و کینه؟ نه با این مقاله و نه با هزاران دیگر مسئله ای حل نخواهد شد. متحد باشیم بهتر است از اینکه دشمنان همین اختلاف را حربه کنند و پتکی بر سرمان شود. مغزها و اندیشه ها را بگذاریم برای نیل به پیشرفتهای علمی تا چنین نوشته ها و مقالاتی.ما امت واحده ایم همدل و همکیش و هموطن سایت - بسیار متشکریم، اما امام را برای دنیا گذاشته اند که پیروی کنیم، اگر نشناسیم و حواله به تعیین و تکلیف در آخرت بدهیم، پس امام ما کیست؟ من مات و لم یعرف امام زمانه، مات میتتة الجاهلیه
بسم الله الرحمن الرحیم سلام. در ولایت حضرت امیر المومنین علی علیه السلام امروزه اگره دقت کنیم در بیشتر شبکه های ماهواره ای و اینترنتی از منابع اهل سنت استفاده می شود. در خیلی از موارد اهل سنت در دفاع از امیر مؤمنان حضرت علی علیه السلام بیشتر و مفصل تر از شیعه سخن گفتند. من خودم و همه عزیزان را به تقوای الهی دعوت می کنم. در هیچ آیه از قرآن و هیچ قسمت از سنت نبی مکرم السلام حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم جوازی برای قتل هیچ انسان بی گناهی داده نشده بلکه گناهی برابر با قتل تمام انسان ها دانسته شده به آیات زیر توجه فرماید: (در صورتی که در مذهب های سنی مثل وهابی و سلفی برای نمونه قتل نه تنها انسان بلکه مسلمان واجب و سبب تضمین رفتن به بهشت است!!! الله اکبر و للله الحمد) « مِنْ أَجْلِ ذلِكَ كَتَبْنا عَلى بَنى إِسْرائيلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِى الْأَرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَميعاً وَ مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَميعاً وَ لَقَدْ جاءَتْهُمْ رُسُلُنا بِالْبَيِّناتِ ثُمَّ إِنَّ كَثيراً مِنْهُمْ بَعْدَ ذلِكَ فِى الْأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ » 1 « به همين جهت ، بر بنى اسرائيل مقرّر داشتيم كه هر كس ، انسانى را بدون ارتكاب قتل يا فساد در روى زمين بكشد ، چنان است كه گويى همه انسان ها را كشته و هر كس ، انسانى را از مرگ رهايى بخشد ، چنان است كه گويى همه مردم را زنده كرده است . و رسولان ما ، دلايل روشن براى بنى اسرائيل آوردند ، اما بسيارى از آنها ، پس از آن در روى زمين ، تعدّى و اسراف كردند » . مقدمه هر كس جرأت كند خطاى كوچكى را انجام دهد ( و بر آن اصرار ورزد ) جسارت ارتكاب جرم هاى بزرگ در او ريشه مى دواند و هركس به خود جرأت بدهد حق يك نفر را ضايع كند ، در واقع زمينه جسارت و تجاوز به حقوق همگان را در خود ايجاد كرده است . اين اصل از ظاهر آيات ، روايات و تحقيقات روان شناسى اثبات شده است . و در ادبيات مثل مشهور شده كه « تخم مرغ دزد شتر دزد مى شود ! » علاوه بر اين كه گاهى يك خطا و جنايت تاريخى پايه گذارى خطاها و جنايات طول تاريخ مى شود . چنان كه قساوت قابيل و كشته شدن مظلومانه هابيل در طول تاريخ تأثيرى منفى بر جاى گذاشت در اين ميان اگر آزار و قتل نسبت به ولى خدا و يا پيامبر خدا انجام گيرد نشانه قساوت بيشتر است ، و اگر نسبت به طفل به ويژه طفل شيرخوار انجام گيرد نشانه شدت قساوت است . جهت توضيح بيشتر پيرامون آيه ابتدا به بحث درباره قتل نفس از نگاه قرآن مى پردازيم : قتل در لغت راغب مى گويد 2 : قتل به معناى خارج كردن روح از بدن است . آن گاه كه شخصى ديگر مقصر و متولى كشتن باشد اما خارج شدن روح به طور طبيعى را موت گويند . چنان كه در قرآن مجيد مى خوانيم : « أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ » 3 . كاربرد واژه « قتل » در قرآن « وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فى سَبيلِ اللَّهِ أَمْواتٌ بَلْ أَحْياءٌ وَ لكِنْ لا تَشْعُرُونَ » 4 . « يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصاصُ فِى الْقَتْلى » 5 . « وَ اقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَ أَخْرِجُوهُمْ مِنْ حَيْثُ أَخْرَجُوكُمْ وَ الْفِتْنَهُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ وَ لا تُقاتِلُوهُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ حَتَّى يُقاتِلُوكُمْ فيهِ فَإِنْ قاتَلُوكُمْ فَاقْتُلُوهُمْ كَذلِكَ جَزاءُ الْكافِرينَ » 6 . « فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ »
میشه تا قیامت باوهمین روش به این بحث پرداخت و قاتع نشد و قانع نکرد... میشه به جای این روش اول زمینه تبدیل شدن انصاف و عقلانیت و برادری را به ارزشهای اصلی در جامعه اسلامی فراهم کرد و بعد از تحقق منطق گرایی و تعصب زدایی بر سر این مسائل بحث کرد. خداوند مسلمانی را در تسلیم بودن در برابر امر خود معنا کرده، و از اوامر الهی بخشش خوش خلقی، دوری از تفرقه ،اتحاد و خوشرویی است حتی زمانی که "خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما".... افرادی که سعی دارند قبل از حاکمیت انصاف و عقلانیت و برادری در فضایی خصومت آمیز برای هم استدلال و وعظ کنند کمی درنگ کنند که آیا با رعایت نکردن اوامر الهی مسلمانی آنها زیر سوال نیست؟ کسی که مسلمانیش اشکال دارد چگونه می تواند نماینده خوبی برای تثبیت اصول تکمیل کننده دین باشد؟ پیش از تلاش برای اثبات حقانیت خود به هم دیگر،برادریمان را به هم ثابت کنیم که خدا و رسول و کتابمان یکی است و این مهم محقق نخواهد شد جز با گذشت و صبر و تبسم. آن عزیزی که نمی تواند حب و بغض و تعصب و احساساتش را در این راه کنترل کتد و این احساسات در کلام و قلمش موج می زند،بر او واجب نیست به این فضا وارد شود. همچنین برخی برادران و خواهران بر مظلومیت حضرت علی علیه اسلام ، حضرت فاطمه سلام الله علیها و فرزندان آنها اصرار دارند نسبت دادن صفت مظلوم به ظلم ستیزان تاریخ بزرگترین جرم و ظلم است. حداقل اگر منظورمان ظلم تاریخ است به ایشان ،همواره یادآور بشویم ایشان در زمان خود تلاش کردند تا مظلوم نباشند.مظلوم آنکسی است که در برابر ظلم سکوت کند و ظلم را بپذیرد که طبق آموخته های دین ما او نیز مانند ظالم باید پاسخگوی عمل خود باشد. آنکه با مال و جان و خانواده و آبروی خویش برابر ظلم ایستاد، برای این بود که خواست مظلوم نباشدو درس آزادی و ظلم ستیزی به تاریخ بدهد . از زمانی که قدری بر چرایی رفتارم فکر کرده ام شخصا نتوانستم بر مظلومیت ائمه گریه کنم، گریه کرده ام و می کنم اما از روی غبطه و حسرت برای اینکه آنها چگونه بوده اند و من و امثال من چگونه ایم. انشالله خداوند سعه صدر به همه مان بدهد تا بدور از تعصب بر عملکرد و نتیجه اعمالمان تامل کنیم سایت - متشکریم، ولی تعریف شما از مظلوم غلط است. معنی مظلوم تو سری خور نیست، بلکه هر کسی است که به او ظلمی روا شده باشد، لذا در احادیث و روایات نیز اهل عصمت مظلوم خوانده شده اند
از این بابت که صدقه بر سادات حرام است ، نفس محمد و فرزندانش نیازی به دلسوزی دیگران ندارد ، بله که اگر دلی از تاب ایشان بسوزد شفا یافته است ، فخر عالمند ، مردمان از قبل آنها روزی می خورند ، نه ظالمند نه مظلوم ، نه مستکبرند و نه مستضعف . از دست مردمی بر نیاید که انتقام ایشان را بگیرند برای همین گفته اند ثار الله ، انتظار دست مردم را می کشند که یاریگر مردم باشند نه اینکه نیازی به مردم داشته باشند که خود در رکوع صدقه دهنده و در روزه زکات دهنده اند .اگر دوستی می کنید مرام دوستی داشته باشید که دوستی شما نجات دهنده خود شماست ، پس مراقب باشید دوستی شما برای وقت نیاز نباشد که دوست از حال دوست باخبر است و دوستی با ایشان قرض الحسنه به خداوند است ، سود آن پاداشی است که خداوند وعده داد. آنان پاک هستند از پلیدی و ظلمت،چنانچه خدا خواسته و اراده خدا به یقین مصداق ((کن فیکون)) می باشد .به هیچ انسانی چنین عزتی نداده اند مگر اهل بیت و دوستدارانش ، آنکس که نزد خدا این چنین عزیز است به عزت متولد می شود ، به عزت زندگی می کند و به عزت شهید می شود. سلام خدا بر حسین در روز ولادت و شهادت و روزی که برانگیخته می شود .
در پاسخ به آقای 29 در ابتدا گفتید شیعیان مرده پرستند به چه دلیل؟به این دلیل که به زیارت قبور میروند اگر دلیلتان این باشد باید بگویم قبل از شیعه این ایراد متوجه شخص پیامبر (ص) میشود چون پیامبر به زیارت قبور بقیع میرفت و برای آنها فاتحه ودعا میخواند بنابراین آیا پیامبر خدا العیاذبالله مرده پرست بودند اگراین مطلب را نمیدانستید بهتر بود به منابع روایی خودتان رجوع میکردید واما در مورد صدا زدن پیامبر و ائمه به هنگام نیاز باید بگویم همین الله (جل) که شما فرمودید خود میفرماید یا ایها الذین امنو اتقوالله وابتغوا الیه الوسیله ای کسانی که ایمان آوردید برای تقرب به خدا دنبال وسیله باشید واما درمورد وسیله مفسرانی شیعه وسنی گفته اند که وسیله هم میتواند ایمان خالص و هم میتواند عمل صالح و انبیا واولیا و شهدا وصالحین از امت باشند حال اگر کسی ایمان و عمل صالح نداشته باشد و نزد خداوند خجل و شرمسار باشد نمیتواند بر اساس آیه شریفه و تفسیر مفسران بزرگ دست به دامن اولیاءالله شود واز آنها مدد بجوید آیا طبق قرآن اولین خجالت زدگانی که دست به دامن پیامبر خدا شدند فرزندان خطاکار یعقوب نبودند که اینچنین ایراد کردند یا ابانا اسغفر لنا ای پدر برا ما آمرزش بخواه و همچنین لطف کنید با حرف ندای (یا) خوب دقت کنید و بیند که تنها شیعیان نیستند که (یا) میگویند
آقای/خانم aa گفته است شیعه مرده پرستی است و اموات و شهیدان را می پرستند !! خداوند یگانه جل جلاله راه رستگاری را ایمان به یگانگی خدا و ایمان به عالم آخرت معرفی نموده است . برادران اهل تسنن ، شیعیان را به شرک متهم می سازند در حالی که خود غافل از جهان آخرت هستند . اینکه می گویند مردانی 1400 سال پیش مرده و شهید شده اند یعنی چه ؟! یعنی انسان با مرگ پایان می یابد؟! آیا مرگ انسان به این معناست که دستش از دنیا و عالم کوتاه می گردد ؟! (آیاتی که از عدم دسترسی اموات به دنیاست مربوط به وقوع قیامت بوده و ربطی به مرگ ندارد) اهل تسنن که می دانند و اعتراف می کنند در اجرای آیات شریفه ، حب اهل بیت رسول در دلشان هست ، چطور این مسئله را با خود حل کرده تا دوستدار مردمانی باشند که 1400 سال پیش مرده و خاک شده اند ؟! خداوند به روشنی در آیه 31 سوره رعد فرمود، بواسطه این کتاب با مردگان گفتگو می شود ، پس ارتباط با آن عالم قطع نیست . از طرفی آیاتی برای تذکر به مومنین آمده مبنی بر اینکه پیامبر بشری مثل شماست ، این آیات قطعا" برای گوشزد به آنانی است که اولیاء خدا را تا حد خدایی بالا برده اند (معاذالله) اما هرگز نمی توان به استناد آن ، منکر مقام والای پیامبر و اولیاءالله شد . مگر همه انسانها پیامبرند؟! مگر همه انسانها یا مسلمانان بشیر و نذیر هستند؟! در این موارد تا احدیت خداوند را ندانید و حب اهل بیت (ع) در سینه نداشته باشید متوجه حقایق نخواهید شد بلکه عدم توجه کافی به این دو مسئله موجب گمراهی است. در پایان به امید رابطه بیشتر مسلمانان با قرآن ، اشاره ای به (( گرفتن تمام اخبار از خبیر)) نموده تا راهنمای عزیزان در این مسئله باشد انشاء الله . دعای خیر برای اینجانب و مسئولین سایت مزید امتنان است .
سلام بنده به عنوان یک شیعه گاهی اینجا می ایم و برخی از مسائل اشتراکی بین عزیزان شیعه و عزیزان اهل سنت را بیان میکنم .امروز میخواهم درمورد یکی دیگر از مسائل اشتراکی بین علمای شیعه و علمای اهل سنت صحبت کنم و ان اعتقاد مشترک به مصداق این ایه از قران است که خدا می فرماید خداوند میخواهد از شما اهل بیت هر گونه پلیدی را دور گرداند و شما را پاک کند . هم علمای شیعه هم علمای اهل سنت اعتقاد دارند مصداق این ایه تنها پنج نفر هستند نه اشخاصی دیگر حضرت علی فاطمه زهرا حسین ابن علی و حسین ابن علی و خود پیامبر . دقت کنید فقط این پنج نفر نه همسران پیامبر که این مسئله به حدیث کسا مشهور هست . دقت کنید حدیث کسا . حال ادرس دقیق از کتب علمای مشهور اهل سنت که مانند شیعه چنین عقیده ای دارند . صحیح مسلم ج 4 ح 22424 و ج 9 ص 143 صحیح ترمذی احقاق الحق ج 2 ص 503 المستدرک نیشابوری ج 2 ص 416 کتاب درالمنثور ج 5 ص 198 السنن کبری ج 2 ص 149 شواهد التنزیل ج 2 ص 10 تا 92 مسند احمد حنبل ص 330 ج 4 ص 107 و ج 6 ص 292 ذهبی در التخلیص ج 2 ص 150 طبرانی در معجم ج 3 ص 48 ج 12 ص 98 حاکم حسکانی در شواهد التنزیل ج 2 ص 11 ابن حجر عسقلانی در اصابه ج 2 ص 509 تفسیر فخر رازی ج 2 ص 700 . به نظرم کافی باشد دقت کنید این اشخاص مصداق این ایه را فقط پنج نفر میداند که مشهور است به حدیث کسا همین
واقعا ناراحت میشوم که میبینم گاهی برخی افراد چه در بین عزیزان اهل سنت چه در میان شیعیان فقط فقط به اختلافات تمرکز دارند انگار که هیچ اشتراکی وجود ندارد . امروز درمورد یکی دیگر از مسائل اشتراکی بین شیعیان و اهل سنت حرف میزنم . قطعا ایه 55 سوره مائده به گوش شما رسیده است که شیعیان لقب ایه ولایت بر این ایه گذاشته اند . هم علمای مشهور شیعه هم علمای مشهور اهل سنت گفته اند مصداق قسمت سوم این ایه کسانی که ایمان اورده اند و در حال رکوع نماز زکات می پردازند کسی نیست جز حضرت علی . بنده درمورد معنای کلمه ولی در ابتدای این ایه حرف نمیزنم که اختلاف نظر درمورد ان هست بلکه درمورد قسمت سوم این ایه حرف میزنم که هم علمای سنت و هم علمای شیعه گفته اند مصداق این ایه حضرت علی است . حال برخی میگویند معنای ولی سرپرست است برخی میگویند دوست با این کاری ندارم بلکه نقطه اشتراک را بیان کردم . هر دو طرف قبول دارند که مصداق این ایه یک شخص خاص است . حال ادرس دقیق از علمای مشهور اهل سنت که ماند شیعه چنین نظری را داده اند بیان میکنم . تفسیر درالمنثور از سیوطی ج 2 ص 519 چاپ بیروت . کتاب المعجم الکبیر طبرانی ج 7 ص 130 کتاب لباب النقول سیطوی ص 213 کتاب ذخائر العقبی از طبری شافعی ص 88 و 102 چاپ مصر کتاب تاریخ مدینه دمشق از عساکر مشهور ج 2 ص 357 چاپ دارالفکر بیروت همچنین کتاب فتح القدیر شوکانی ج 2 ص 53
بنده به عنوان یک شیعه گاهی اینجا می ایم و برخی از مسائل اشتراکی بین علمای شیعه و علمای اهل سنت را با ذکر سند و کتاب بیان میکنم . اگر به پیام های قبلی بنده مراجعه بفرماید درمورد برخی از مسائل اشتراکی صحبت کرده ام . در جواب یکی از براران عزیز اهل سنت که گفتند اهل سنت ازدواج موقت را قبول ندارد . بنده اصلا قصد توهین و بی ادبی ندارم . بنده از این جهت عرض کردم که علمایا هل سنت ازدواج موقت را قبول دارند از این جهت گفتم که بله علمی شیعه و اهل سنت هر دو با هم قبول دارند ازدواج موقت در دوران پیامبر اسلام و به دستور شخص پیامبر اسلام انجام می گرفته است و در دوران خلافت خلیفه اول نیز بوده اما جناب خلیفه دوم ان را ممنونن اعلام کردند . حال برای اثبات ادعای خودم ادرس چندین کتاب از علمای مشهور عزیزان اهل سنت را ارائ میدهم . کتاب مسند احمد ج 1 ص 385 کتاب صحیح بخاری ج 6 ص 119 کتاب صحیح مسلم ج 4 ص 130 کتاب سنن کبری ج 7 ص 79 کتاب المصنف ابن شیبه ج 3 ص 391 سنن کبری نسائی ج 6 ص 337 تفسیر قرطبی ج 5 ص 130 .
با عرض سلام قبل از هرچیز بنده به عنوان یک شیعه به حکم اکثر مراجع تقلید و سیره اهل بیت توهین ولعن اشکار به اعتقادات عزیزان اهل سنت را به هیچ عنوان قبول ندارم . در جواب یکی از خواهران گرامی بنده که درمورد مصداق ایه ولایت نظری دادند . برادران و خواهران عزیز اهل سنت شاید برخی از صحبت های بنده را قبول نداشته باشند اشکالی ندارد مورد خطاب بنده ان خواهر شیعه هست که ان نظر را داد . خواهر گرامی اولا شیعه برای حقانیت جانشینی بلافصل حضرت علی بعد از پیامبر اسلام فقط به ایه 55 سوره مائده تکیه ندارد . اگر بخواهیم ایاتی از قران کریم که در مورد مسئله جانشینی حضرت علی است چند مورد اشاره کنیم غیر از ایه 55 سوره مائده میتوان به این ایات نیز اشاره کرد ایه 67 سوره مائده که بر اساس نظر مشترک علمای شیعه و اهل سنت برای حادثه غدیر خم و نسبت به سخن پیامبر در ربابطه با حضرت علی نازل شده است . اکنون به برخی از علمای مشهور اهل سنت که این نظر مشترک را داده اند اشاره میکنم . کتاب درالمنثور ج 2 ص 298 کتاب شواهدالتنزیل حاکم حسکانی ج 1 ص 249 تاریخ دمشق ابن عساکر ج 2 ص 85 کتاب الکشف البیان ج 4 ص 92 تفسیر فخر رازی ج 3 ص 636 کتاب فتح الغدیر شوکانی ج 3 ص 57 . شیعه درمورد حقانیت جانشین حضرت علی به این ایه نیز اشاره میکند و میگوید ان مسئله ی که اگر پیامبر اسللام در غدیر خم بیان نمی کرد رسالت خود را تمام نکرده بود یعنی 23 سال رسالت خود را تمام نمی کرد مسئله جانشینی است . خواهران و برادران عزیز اهل سنت شاید این نظر برخلاف نظر شما باشد اشکالی ندارد نظر شما محترم بنده میخواهم درمورد صحبتی که یکی از خوهران شیعه کرد نظرم را بیان کنم . خواهر گرامی من درمورد ان ایه ولایت که گفتید شاید شخص دیگری هم در نماز زکات داده باشد اولا در روایت های که از طریق علمای شیعه و علمای اهل سنت به دست ما رسیده مصداق این ایه فقط حضرت علی است نه مثلا عمار یاسر یا بلال حبشی یا مثلا سلمان فارسی خیر فقط حضرت علی و خداوند در این ایه مسئله معمولی را بیان نمیکند که افراد معمولی هم مصادیق ان باشند خداوند می فرماید ولی امر شما تنها خدا و رسول او و کسانی که در رکوع نماز زکات میدهند هستند . علمای اهل سنت مانند شیعه گفته اند مصداق این ایه فقط حضرت علی است . حال برای اثبات این مسئله به برخی از کتاب های مشهور علمای سنت اشاره میکنم. کتاب ذخائرالعقبی طبری ص 88 فتح الغدیر شوکانی ج 2 ص 50 جامع الاصول ج 9 ص 478 کتاب اسباب النزول واحدی ص 148 کتاب لباب النقول سیوطی ص 90در کتاب تذکره ابن جوزی ص 18 در تفسیر طبری ص 165 کتاب الکافی ابن حجر ص 56 . به نظرم کافی باشد . همچنین خواهر گرامی شیعه برای اثبات حقانیت جانشینی حضرت علی فقط به ایات قران اکتفا نمی کند به احادیث صحیح نیز اشاره دارد .
با عرض سلام . به عنوان یک شیعه اولا به حکم اکثر مراجع تقلید شیعه و سیره اهل بیت هیچگونه توهین و لعن اشکار به اعتقادات عزیزان اهل سنت را جایز نمیدانم. در جواب یکی از برادران . بله حضرت علی همان شخصی است که تیر را از پای او دراوردند و ایشان متوجه نشد و ایشان همان شخصی هستند که وقتی فقیری وارد مسجد شد و کمک خواست و کسی به او کمکی نکرد به کنار دست حضرت علی رسید و حضرت علی در همان حال که مشغول رکوع نماز و ستایش خدا بود با تکان دادن انگشتان به ان فقیر فهماندند که انگشتر را از دست ایشان دراورد . کس اگر بگوید یعنی حضرت علی مراقب بود ببیند چه کسی داخل مسجد میشود چه کسی خیر هرگز این سخن مسخره است . نباید چیزی به حقیقت اضافه کرد . حقیقت همان بود که فقیری داخل مسجد شد کمک خواست کسی به او کمکی نکرد به کنار دست حضرت علی رسید و ایشان بدون انکه حرکتی کنند که نماز ایشان باطل شود به اشاره غیر مستقیم به ان فقیر فهماندند که انگشتر ایشان را دراورد. در ضمن اشخاصی معمولی و ساده نگفته اند مصداق ایه 55 سوره مائده حضرت علی است اشخاص معمولی چنین حکمی نداده اند بلکه علمای مشهور شیعه و اهل سنت چنین عقیده مشترکی دارند . یکی از برادران عزیز لطف کرد و ادرس کتاب های مشهور اهل سنت که علمای مشهور انان مانند شیعه عقیده دارند که مصداق ایه 55 سوره مائده حضرت علی است را ارائه کرد که بنده دوباره تکرار میکنم ان ادرس کتاب ها را . کتاب ذخائرالعقبی طبری ص 88 فتح الغدیر شوکانی ج 2 ص 50 جامع الاصول ج 9 ص 478 کتاب اسباب النزول واحدی ص 148 کتاب لباب النقول سیوطی ص 90در کتاب تذکره ابن جوزی ص 18 در تفسیر طبری ص 165 کتاب الکافی ابن حجر ص 56 . کلام اخر اگر شیعه شیعه یا اهل سنت باشد حکم علمای انان مشترک است در این مسئله مگرانکه بخواهد خودسری کند و لجبازی کند در این صورت هزار کتاب و سند هم برای او اورده شود قطعا قبول نخواهد کرد اما یک شیعه و اهل سنت که حکم علمای مشهور و متخصص انان در علم دین برای او حجت باشد تسلیم است .
خداییش هر روز داستانی میسازید و برنامه ای پیاده میکنید . حالا فقیره به مسجد آمد و کمک خواست و کسی به او کمک نکرد . فقیره هم نمیدونست که جماعت دارن نماز میخونن و نخواست منتظر شه که نماز این جماعت تموم بشه . بعد علی که پیش نماز بود ، انگشترش آنقدر می ارزید که به گدا داد تا مشکلش را حل کند . همان علی که تمام دار و ندار خود را وقف اسلام کرده بود و خود و حضرت فاطمه حتی به نان شب هم محتاج بودند !!! ضمناً آقای اشکان من اهل سنتم و مراجعی نداریم تا نظر بدهند میزان ما قرآن است و در قرآن هیچ نامی از علی برده نشده ، چرا سعی نمیکنید واقعیت را دریابید ؟!! بحث کردن با شما مثل گرفتن یک ماهی لیز است ، همیشه با آوردن دلایلی غیرمنطقی و ساختن داستانهایی جدید سعی میکنید از اصل ماجرا فرار کنید . واقعاً متأسفم . مرا دیگر با شما کاری نیست ، آنچه لازم بود برای هدایت شما گفتیم . حال خود میدانید و خدای خودتان . سپاس از مدیریت محترم سایت . سایت - دادن انگشتر که آیه قرآن و است و ارزش اخلاص عمل آن قدر بالا بود که به عنوان نشانه ولایت ذکر شد، نه ارزش انگشتر
سلام از مدیران و برادران سایت درخواست میکنم پیام بنده را بگذارند . در جواب ان برادر عزیز اهل سنت که گفتند من اهل سنت هستم و مراجعی ندارم . با عرض ادب و احترام باید عرض کنم به گمان بنده شما اهل سنت نیستید . اگر هم باشد یا علمای بزرگ اهل سنت یکه ستون های مذهب اهل سنت هستند را نمی شناسید یا فقط اسم انان را می دانید . اگر تکیه شما فقط به قران است و نه کتاب علما خب در قران اصل نماز امده اما اینکه نماز صبح چند رکعت است در روایاتی که در کتاب های علما است امده یا مثلا در قران عصل مسئله غسل امده اما انواع ان و مراحل و ترتیبات ان در روایاتی که در کتب علما امده . یا شما پیرو علما وستون های مذهب اهل سنت هستید یا نیستید اگر هستید نباید خودسری کنید و به دلخواه بگیو در مسئله ای هستم در مسئله ای نیستم و دیدگاه علمای اهل سنت برای من ارزشی ندارد اما اگر واقعا پیرو علمای اهل سنت که قطعا تخصص انها در روایات بیشتر از شما است نیستید دیگر این به شما ارتباط دارد نه به دیگاه علمای بزرگ اهل سنت
ببخشید این کلمه انگشتر رو تو قرآن به ما نشون بدید ما هم هدایت شیم ، ما هم شیعه شیم . خدا چرا ترسید و نام علی رو تو قرآن نیاورد ؟ چرا اسمی از انگشتر تو قرآن نیست ؟ آیا یک انسان عاقل چیزی را که وجود نداشته باشد قبول میکند ؟ شما آیه ای صریح از قرآن در مورد امامت علی بیاورید تا ما هم پیرو شما بشویم . یعنی یک میلیارد و نیم مسلمان سنی به این آیه پی نبرده اند و فقط یک عده بسیار اندک که همش حدیث از ائمه میگویند به این مهم رسیده اند . واقعاً جای بسی تعجب است . دلیل آن فقط و فقط دور شدن شما از قرآن است . اگر به جای این همه حدیث جعلی و ساختگی اندکی به قرآن باز میگشتید و با قرآن آشتی میکردید شاید دیگر از دلایل واهی خبری نبود و واقعیت را درک کرده و بحث امامت را از اصول دین خط می زدید . البته امیدوارم این صحبت های من به کسی برنخورد . من فقط واقعیاتی را که وجود دارد و میشود به آن استناد کرد را بیان میکنم . هیچ انسان دانایی بدون دیدن چیزی آن را تأیید نمی کند . سایت - برای خداوند آن فعل زکات مهم بود نه انگشتر یا هر چیز دیگری، اما شیعه و سنی نوشته اند که مقصود آیه ایشان می باشند و همه از رسول خدا حدیث موثق نقل کرده اند. حالا آدم عاقل وقتی اتفاق نظر و قول مستند است، چه می کند؟
سلام در جواب ان برادر اهل سنت که حکم علمای بزرگ اهل سنت را در قبال مصداق ایه 55 مائده قبول ندارند و گفتند من مرجعی ندارم و یزان ما قران است . اولا صححی که میزان قران است اما برادر به تنهای قران کافی نیست به طور مثال در قران در یک ایه هم نیامده که نماز صبح مثلا چند رکعت است یا مراحل غسل چگونه است . دوما برادر به گمان بنده شما علمای بزرگ خود را نمی شناسید یا فقط در حد اسم انان را می شناسید . دیدگاه هر مذهبی را چه شیعه چه سنی چه اسماعیلیه دیدگاه هر مذهبی را علمای ان مذهب مشخص می کنند نه ادمی عادی علما برای همین به شما توصیح میکنم به ادرس های که برادر عزیزم دادند راجعه کنید و حکم علمای بزرگ اهل سنت را در باب مصداق ایه 55 بیبنید یعنی شما گمان میکنید علمای بزرگ اهل سنت خدایناکرده قران نخوانده اند یا به اندازه شما اگاه به قران نیستند اگر اینگونه فکر میکنید ان کتب را نخوانید اما اگر حکم علما برای شما مهم است حجت است بروید دیدگاه علمای اهل سنت را درمورد مصداق ایه 55 مائده یعنی حضرت علی ببینید . برادر عزیز شما بالا بری پایین بیایی چپ بری راست بری در حقیقت مسئله چیزی کم نمیشود که علمای اهل سنت نیز مانند شیعه گفته اند مصداق ایه 55 مائده حضرت علی است حال شما قبول کنی یا نکنی به اختیار خودت است به خودتان ارتباط ندارد نه به حکم علمای اهل سنت . با تشکر از برادران و مدیران سایت از زحمات شما تشکر میکنم .
با عرض سلام و خسته نباشید امروز میخواهم یکی دیگر از اعتقادات مشترک علمای شیعه و اهل سنت را مطرح کنم و ان حدیث مشهور کساء است . نمیدانم برادران و خواهران این حدیث را نشیده یا خوانده اند یا خیر اما خلاصه ان را مطرح میکنم . پیامبر اسلام حضرت زهرا و حضرت علی و حسن و حسین را زیر عبای خود بردند و گفتند اینان اهل بیت من هستن د که خدا هرگونه ناپاکی را از انان دور کرده است . علمای شیعه و علمای اهل سنت هر دو این حدیث را قبول دارن و در ان هیچ تردیدی نیست . ادرس از کتب علمای اهل سنت صحیح مسلم : 4 / 1883 حدیث : 2424.احمد بن حنبل : المسند : 6 / 292ا..ابن حجر : الإصابة : 4 / 568 . ابن حجر : الصواعق المحرقة : 143 .ابن عساكر : التاریخ: 1 / 274 .ابن كثیر : تفسیر القرآن العظیم : 3 / 49 . لبلاذری : أنساب الأشراف : 2 / 104 ، .البیهقی : الاعتقاد على مذهب السلف : 186 . الحاكم الحسكانی : شواهد التنزیل : 2 / 13 . الحاكم النیسابوری : المستدرك : 3 / 146 . الخطیب البغدادی : تاریخ بغداد : 10 / 278 . الخوارزمی : المناقب : 60 .الخوارزمی : مقتل الحسین : 1 / 75
سلام در جواب آسیه و وحدت مسلمین : ما اهل سنت هیچ وقت انکار نکرده ایم که علی از اهل بیت نیست یا معاذالله علی فلان و بهمان . دوست عزیز در یک جریانی که فقط علی و حسین و حسن و زهرا همراه پیامبر بودند پیامبر آنها را زیر عبای خود قرار داد و فرمود که اینها از اهل بیت هستند . در خانواده های شیعه همسران و سایر فرزندان جزو خانواده نیستند ؟ عجب آدمهایی هستید ، قصد دارید حتی در خانواده پیامبر هم اختلاف بیندازید !! واعجبا . وقتی حرف از خانواده و اهل بیت است شامل تمامی همسران و فرزندان نیز میشود . ولی متأسفانه شما به عایشه و حفصه توهین میکنید و در کمال تعجب هیچ وقت حرفی از دو دختر دیگر پیامبر که همسران حضرت عثمان بوده اند نمی آورید !!!! من یک تشکر به (وحدت مسلمین) عزیز بدهکارم چون ایشان تلاش میکنند مشترکات شیعه و سنی را اعلام کنند . سایت - از شما متشکریم و البته دقت نمایید که یک موقع بحث از این است که چه کسانی قوم و خویش و اهل بیت هستند، خب همه همسران و اولاد و سلاله هستند، یک موقع در موقفی خاص سؤال می شود که در اینجا منظور از اهل بیت کیانند؟ پاسخ همان است که در منابع شیعه و سنی آمده است و هیچ دلیلی برای اختلاف وجود ندارد
سلام . یکی از برادران عزیز اهل سنت گفتند من قبول ندارم که مصداق ایه 55 مائده حضرت علی باشد . البته برخی از برادران و خواهران شیعه جواب ایشان را بر اساس کتاب های خود علمای اهل سنت دادند اما خب ایشان قبول ندارند . برادر عزیز شما قبول نکنی یا نکنی حکم علمای بزرگ اهل سنت مشخص است . شما بالا بری پایین بیایی چپ بری راست بیایی حکم علمای بزرگ اهل سنت مشخص است که قبول دارند مصداق ایه 55 مائده حضرت علی است . یک مسلمان اگر در دو مذهب شیع و اهل سنت است و اگر حکم اکثر علمای متخصص مذهب برای او حجت باشد مهم باشد تسلیم است اما اگر پیرو علما نباشد پیرو خود باشد ان مسئله ی دیگری است . یکی از برادران غزیز شیعه با ذکر ادرس کتب از علمای اهل سنت نشان داد که علمای شیعه و اهل سنت درمورد مصداق ایه 55 مائده هم عقیده و مشترک است و به نظرم به این دلیل ادرس کتب ها را ارائه کردند بر این فرض که عزیزان اهل سنت که اینجا وارد می شوند حداقل پیرو علما هستند و حکم اکثر علمای اهل سنت برای عزیزان اهل سنت که اینجا حظور پیدا میکنند حجت است حال برای شما دیدگاه و حکم علمای اهل سنت مهم نیست خب نباشد قبول نداری مصداق ایه 55 مائده حضرت علی است قبول نداشته باش همین که به قول یکی از خواهران علمای اهل سنت قبول دارن برای شیعه کافی است شما قبول کنی یا نکنی حکم علمای سنت و شیعه مشخص و واضح و روشن است . با تشکر از برادران و مدیران سایت و با ارزوی موفقیت هر چه بیشتر در ترویج فرهنگ اهل بیت
سلام یکی دیگر از مسائل اشتراکی بین علمای شیعه و علمای اهل سنت مصداق ایه مباهله است که تنها حضرت زهرا حضرت علی و حسن و حسین هستند و در این میان حضرت علی در ان قسمت انفسهم مانند نفس و جان پیامبر تعریف شده است . حال ادرس کتب از علمای اهل سنت که عقیده دارند مصادیق ایه مباهله تنها این اشخاص هستند را بیان میکنم . صحیح مسلم – مسلم النیسابوری – ج ۷ – ص ۱۲۰ – ۱۲۱- دار الفکر سنن الترمذی – الترمذی – ج ۴ – ص ۲۹۳ – ۲۹۴- دار الفکر نظم درر السمطین – الزرندی الحنفی – ص ۱۰۸ معرفة علوم الحدیث – الحاکم النیسابوری – ص ۵۰- منشورات دار الآفاق الحدیث عمدة القاری – العینی – ج ۱۸ – ص ۲۷- دار إحیاء التراث العربی فتح القدیر – الشوکانی – ج ۱ – ص ۳۴۸- عالم الکتب شواهد التنزیل – الحاکم الحسکانی – ج ۱ – ص ۱۶۰- مجمع إحیاء الثقافة الإسلامیة تفسیر ابن کثیر – ابن کثیر – ج ۱ – ص ۳۷۹- دار المعرفة الدر المنثور – جلال الدین السیوطی – ج ۲ – ص ۳۹- دار المعرفة إمتاع الأسماع – المقریزی – ج ۶ – پاورقى ص ۶- دار الکتب العلمیة الفصول المهمة فی معرفة الأئمة – ابن الصباغ – ج ۱ – پاورقى ص ۱۱۴- دار الحدیث تفسیر القرطبی – القرطبی – ج ۴ – ص ۱۰۴- مؤسسة التاریخ العربی تاریخ الإسلام – الذهبی – ج ۳ – ص ۶۲۷- دار الکتاب العربی مطالب السؤول فی مناقب آل الرسول (ع) – محمد بن طلحة الشافعی – ص ۳۸ مسند احمد – الإمام احمد بن حنبل – ج ۱ – ص ۱۸۵- دار صادر تاریخ مدینة دمشق – ابن عساکر – ج ۴۲ – ص ۱۶- دار الفکر المناقب – الموفق الخوارزمی – ص ۱۰۸- مؤسسة النشر الإسلامی ینابیع المودة لذوی القربى – القندوزی – ج ۱ – ص ۱۳۶- دار الأسوة المستدرک – الحاکم النیسابوری – ج ۳ – ص ۱۵۰ السنن الکبرى – البیهقی – ج ۷ – ص ۶۳ . با توجه به کلمه انفسهم که مصداق ان حضرت علی است نه به این معنا که حضرت علی خود پیامبر است بلکه به این معنا که ایشان دارای همان ویژگی های پیامبر غیر از مسئله نوبت هستند مانند نفس و جان پیامبر هستند .
سلام با عرض تسلیت شهادت امام جواد به همه شیعیان . به عقیده بنده بیان مسائل علمی بدون هیچ توهینی لازمه صحبت درمورد هر مسئله اختلافی است . بنده در این قسمت یکی دیگر از مسائل اشتراکی بین علمای شیعه و علمای اهل سنت را بیان میکنم فقط برای کسانی که شیعه یا اهل سنت هستند و حکم علمای انان برای انان حجت است . کسانی که علمای خود را نمی شناسند یا فقط در حد اسم نام انان را شنیده اند اما نسبت به جایگاه انان در مذهب خود شناختی نداند برای انان عرض نمی کنم فقط برای ان دسته از عزیزان شیعه واهل سنت که علمای خود را می شناسند و حکم انان برای این افراد حجت است بیان میکنم . یکی دیگر از مسائل اشتراکی بیت علمای اهل سنت و شیعه این است که باغ فدک ملک شخصی پیامبر بود که به دخترش بخشید بخشید و از ان پس باغ فدک مالک شخصی صدیقه طاهره گردید . حال ادرس دقیق از کتب علمای مشهور اهل سنت . مسند أبو يعلي- ج۲- ص ۵۳۴- تحقيق حسين سليم أسد نشر دارالمأمون دمشق سال طبع ۱۴۰۴ هجري . شواهد التنزيل لقواعد التفضيل - الحاكم الحسكاني - ج 1 ص 439 متشابه القرآن ومختلفه - إبن شهر آشوب - ج 2 ص 60 . الدر المنثور- ج ۵- ص ۲۷۳- نشر دار الفکر بيروت فتح القدير- ج ۳ - ص 224 . در اول سند بنابر آنچه که إبن کثير و سيوطي و أبويعلي و إبن مردويه نقل کرده معمولا سند به اين شکل است که اولين راوي سند عباد بن يعقوب است که ايشان از روات بخاري است . خوب شما مي گوييد تمام راويان بخاري همه ثقه اند آقاي ألباني شما در جاي جاي کتابهايش هيچ توثيقي براي راويانش نمي آورد و مي گويد اين راوي : ثقة لانه من رجال البخاري يا من رجال البخاري يا مسلم أبوحاتم هم مي گويد : شيخ ثقة هم استاد است و هم ثقه است تهذيب الکمال- ج ۱۴- ص ۱۷۷ راوي بعد أبو يحيي تيمي است ، آقاي عجلي مي گويد : زکريا ثقة و همچنين عبدالرحمن إبن خراش هم مي گويد : ثقة جليل الورع آقايان مراجعه کنند تذکره الحفاظ -ج ۱- ص ۳۹۶ فضيل بن مرزوق هم هست که از راويان صحيح مسلم است که آقاي عجلي در معرفة الثقات ج ۲ ص ۲۰۸ مي گويد : ثقة أبو سعيد خدري هم هست که از صحابه است و فوق وثاقت است و تنها مسأله اي بعضي آقايان به دست گرفتند بحث عطية عوفي است که در رابطه با او حرف زياد است .ولاً بر اينکه ما عطية عوفي ۲ تا نداريم و اگر هست اعلام کنيد . عطية بن سعد عوفي است که يک نفر هم بيشتر نيست در اسانيد روايات قرار گرفته ، از أبوسعيد خدري روايت دارد ، از عبدالله عمر روايت دارد و از بسياري از صحابه ديگر روايت دارد. حال به طور خلاصه نظر برخی از علمای اهل سنت درمورد این شخص را بیان میکنم . مجمع الزوائد - ج ۳- ص ۱۲۰ حرف درباره عطية عوفي است ولي به تحقيق توثيق شده و همچنين مي گويد : رواه أحمد وفيه عطية بن سعد وفيه كلام كثير وقد وثق مجمع الزوائد- ج ۳- ص ۱۸۰ حرف خيلي زياد است ولي توثيق شده است . حاديثي دارد که داراي صلاحيت است کتاب تهذيب التهذيب- ج ۷- ص ۲۰۷ طبقات إبن سعد- ج ۶- ص ۳۰۴ نقل مي کند . آقاي إبن عدي هم مي گويد : روي عنه جماعة من الثقات جماعتي از موثقين اون را نقل کردند . حال به برخی دیگر از دیدگاه های علمای بزرگ اهل سنت اشاره میکنم که مانند شیعه عقیده دارند پیامبر باغ فدک را به دخترش بخشید و از ان پس فدک ملک شخصی حضرت زهرا شد . وقتي زهراي مرضيه از خليفه اول فدك را خواست گفت : جعل لي فدك فأعطني إيّاه فدك را ملك من قرار داده او را به من برگردان و شهد لها علي بن أبيطالب اميرالمؤمنين گواهي داد كه پيامبر صلي الله عليه و آله فدك را به زهراي مرضيه بخشيده ابن ماجرا در کتب كتاب فتوح البلدان- ج 1- ص 44 قدامة بن جعفر در كتاب الخراج- ج 1- ص 259 . روزي كه پيامبر صلي الله عليه و آله از دنيا رفت با أبوبكر بيعت كردند فلما كان من الغد فرداي آنكه بيعت كردند جاءت فاطمة إلي أبي بكر معها علي زهراي مرضيه آمد پيش أبوبكر در معيت او هم علي بن أبي طالب بود فقالت ميراثي من رسول الله أبي ارث من از رسول الله أبي نه هر پيامبر صلي الله عليه و آله ، پيامبري كه پدرم هست اين ارث پدرم را مي خواهم از فدك و خيبر و صدقات و غيره ارثها وارث پيامبر منم كما يرثك بناتك اذا متّ آقاي أبوبكر همان طوري كه اگر تو بميري دختران تو از تو ارث مي برند پدر من هم از دنيا رفته است و وارثش من هستم الطبقات الكبري - ج 2 - ص 315 مرتبه چهارم : در روايت ديگري كه در ذيل همين روايت قبل است آقاي إبن سعد كه متوفي 230 است مي گويد : يك مرتبه شخصي را فرستاد ، يك دفعه با عباس آمد ، مرتبه ديگر با علي آمد و مرتبه چهارم عباس ، علي و زهرا سلام الله عليها هر سه آمدند : جاءت فاطمة إلي أبي بكر تطلب ميراثها وجاء العباس بن عبد المطلب يطلب ميراثه وجاء معهما علي علي هم همراه آنها بود يعني 3 نفري آمدند ، واسطه فرستاد ، تنهايي رفت ، با عباس رفت و با اميرالمؤمنين عليه السلام هم رفت ، پنجمين بار و اين در كتب خود برادران اهل سنّت است و جاء معهما علي پنجمين بار هم اميرالمؤمنين عليه السلام با عباس و حضرت زهرا سلام الله عليها مي آيند براي مطالبه ارث و فدك طبقات إبن سعد - ج 2 - ص 315
سلام میخواهم درمورد یکی دیگر از عقاید مشترک بین علمای شیعه و اهل سنت صحبت کنم البته بر خلاف پیام های قبلی خودم که هر بار درمورد یک مسئله و عقیده خاص میخواستم صحبت کنم امروز میخواهم چند مسئله اشتراکی را بیان کنم . اول عقیده مشترک علمای شیعه و اهل سنت به این حدیث مشهور از پیامبر که جانشینان من دوازده نفر هستند و همه ار قریش هستند . علمای اهل سنت و شیعه این حدیث را قبول دارند البته علمای اهل سنت گفته اند که معنای این حدیث را به طور کامل متوجه نشده اند و نمتوانسته اند مصادیق این دوازده تن را بشناسند از جمله در کتب مشهور اهل سنت یعنی فتح الباری ج 13 ص 181 نویسنده صریح اعلام میکند که معنای این حدیث را بعد از تحقیق و پرس و جوی فراوان هنوز نتوانسته درک کند در حالی که شیعیان این حدیث را منطبق قرار میدهد بر دوازده امام خود . در اعتقاد شیعه این است که این دوازده تند از حضرت علی شروع میشود تا حضرت مهدی که همه امامان و جانشینان حقیقی پیامبر هستند چه حکومت ظاهری داشته باشند و مردم انان را به عنوان حاکم خود انتخاب کنند چه حکومت و خلافت ظاهری نداشته باشند در اصل مسئله که انان امامان و جانشینان حقیقی پیامبر هستند تاثیری ندارد . حال یکی دیگر از عقاید مشترک بین علمای شیعه و اهل سنت اعتقاد به این است که سه ایه قران یعنی 55 سوره مائده که به ایه ولایت مشهور است و ایه ابلاغ و ایه اکمان دین هر سه در شان حضرت علی است . علمای مشهور اهل سنت که گفته اند مصداق ایه ولایت حضرت علی است را قبلا با ادرس دقیق از کتاب های انان نوشته ام که اگر به قسمت های بالا مراجعه کنید می توانید ببینید فقط برای نمونه تعدادی از انان را دوباره تکرار میکند . کتاب ذخائرالعقبی طبری ص 88 فتح الغدیر شوکانی ج 2 ص 50 جامع الاصول ج 9 ص 478 کتاب اسباب النزول واحدی ص 148 کتاب لباب النقول سیوطی ص 90 . حال علمای مشهور اهل سنت که گفته اند سوره مائده ایه 67 در شان حضرت علی نازل شده برای نمونه اشاره می کنم روح المعانی ج 6 ص 193 . الدرالمنثور سیوطی ج 2 ص 298 . همچنین کتاب فتح الغدیر ج 2 ص 60 . حال علمای مشهور اهل سنت که گفته اند ایه اکمال دین در شان حضرت علی در غدیر خم نازل شده است برای نمونه اشاره میکنم . تاریخ بغداد ج 8 ص 284 کتاب البدایه ابن کثیر ج 7 ص 350 . یعنی پذیرش جمله مشهور پیامبر من کنت مولا فهذا علی مولا پذیرش این مسئله موجب کامل شدن دین برای شخص میشود .
سلام یکی دیگر از مسائل اشتراکی بین علمای شیعه و اهل سنت عقیده مشترک درمورد این است که حضرت علی در درون کعبه مقدس به دنیا امدند . حال ادرس دقیق از کتب علمای اهل سنت با ذکر عبارت عربی نویسنده . فقد تواترت الأخبار أن فاطمة بنت أسد ولدت أمير المؤمنين علي بن أبي طالب كرم الله وجهه في جوف الكعبة . روايات متواترى وارد شده كه فاطمه بنت اسد ، اميرمؤمنان على بن ابى طالب - كرم الله وجهه - را در داخل كعبه به دنيا آورده است . النيسابوري ، محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم (متوفاي405 هـ) ، المستدرك على الصحيحين ، ج 3 ، ص 550 ، تحقيق : مصطفى عبد القادر عطا ، ناشر : دار الكتب العلمية - بيروت ، الطبعة : الأولى ، 1411هـ - 1990 . همچنین از دیگر کتب مشهور اهل سنت که در ان صریح اعلام شده حضرت علی در درون کعبه مقدس به دنیا امدند . وروي أن فاطمة بنت أسد كانت تطوف بالبيت وهي حامل بعلي (ع) فضربها الطلق ففتح لها باب الكعبة فدخلت فوضتعه فيها . روايت شده است كه فاطمه بنت أسد ، در حالي كه باردار بود ، خانه خدا را طواف مي‌كرد ، درد زايمان او را فراگرفت ، در خانه كعبه به روي او باز شد ، پس داخل خانه كعبه شد و فرزندش را به دنيا آ‌ورد . سبط بن الجوزي الحنفي ، شمس الدين أبوالمظفر يوسف بن فرغلي بن عبد الله البغدادي ، تذكرة الخواص ، ص 20 ، ناشر : مؤسسة أهل البيت ـ بيروت ، 1401هـ ـ 1981م . . حال برای نمونه به یکی دیگر از کتب مشهور اهل سنت اشاره میکنم . ولد أمير المؤمنين علي بن أبي طالب بمكة في بيت الله الحرام ليلة الجمعة لثلاث عشرة ليلة خلت من رجب سنة ثلاثين من عام الفيل ولم يولد قبله ولا بعده مولود في بيت الله الحرام سواه إكراما له بذلك ، وإجلالا لمحله في التعظيم . امير مؤمنان عليه السلام شب جمعه سيزده رجب ، سال سيم بعد از واقعه عام الفيل در داخل خانه خدا به دنيا آمد . كسي پيش از آن حضرت و بعد از آن در داخل خانه كعبه به دنيا نيامده است و اين از فضائل اختصاصي آن حضرت است كه خداوند به جهت بزرگداشت مقام او عطا كرده است . الگنجي الشافعي ، أبي عبد الله محمد بن يوسف بن محمد القرشي ، كفاية‌ الطالب في مناقب علي بن أبي طالب ، ص407 ، الباب السابع في مولده عليه السلام ، ناشر : دار أحياء تراث اهل البيت (ع) ، طهران ، الطبعة‌ الثالثة ، 1404هـ ، 1362 . برای اخرین نمونه به یکی دیگر از کتاب های علمای مشهور اهل سنت اشاره میکنم و به نظرک دیگر کافی باشد . ولد علي ( عليه السلام ) بمكة المشرفة بداخل البيت الحرام في يوم الجمعة الثالث عشر من شهر الله الأصم رجب الفرد سنة ثلاثين من عام الفيل قبل الهجرة بثلاث وعشرين سنة ، وقيل بخمس وعشرين ، وقبل المبعث باثني عشرة سنة ، وقيل بعشر سنين . ولم يولد في البيت الحرام قبله أحد سواه ، وهي فضيلة خصه الله تعالى بها إجلالا له وإعلاء لمرتبته وإظهارا لتكرمته . على عليه السلام در مكه مشرفه در داخل بيت الحرام ( كعبه ) در روز جمعه سيزدهم ماه خدا يعنى ماه رجب سال سى ام عام الفيل و بيست و سه سال پيش از هجرت به دنيا آمد ... پيش از او هيچ كس در كعبه متولد نشد ، و اين فضيلتى است كه خداوند به جهت بزرگداشت و بالا بردن مقام و اظهار كرامت او مخصوص حضرتش گردانيده است . ابن الصباغ ، علي بن محمد بن أحمد المالكي المكي (متوفاي855 هـ) الفصول المهمة في معرفة الأئمة ، ج 1 ، ص 171 ، تحقيق : سامي الغريري ، ناشر : دار الحديث للطباعة والنشر ـ قم ، الطبعة : الأولى ، 1422
با عرض تبریک عد قربان به تمامی مسلمانان و عید غدیر به خصوص به شیعیان سراسر جهان . یکی دیگر از اعتقادات مشترک بین علمای شیعه و اهل سنت این است که قسمت اخر ایه تطهیر فقط خاص پنج تن است . یعنی پیامبر اسلام و حضرت زهرا و حضرت علی و حضرت حسن و حضرت حسین خاص این پنج تن . حال ادرس دقیق از کتب علمای مشهور اهل سنت که مانند شیعه چنین عقیده ای دارند . مسلم، در صحيحش، ج 4، ح 22424 . صحيح ترمذي (ر.ك: احقاق الحق، ج 2، ص 503) 3- المستدرك علي الصحيحين، ج 2، ص 416 (به نقل از احقاق الحق، ج 2، ص 504) . الدر المنثور، ج 5، ص 198 5- السنن الكبري، ج 2، ص 149 6- شواهد التنزيل، ج 2، ص 10-92 7- مسند احمد حنبل، ص 330، ج 4، ص 107، ج 6، ص 292 . همچنین علمای مشهور اهل سنت به حدیث مشهور کساء اشاره کرده اند که مشخص میکند مصادیق قسمت اخر ایه تطهیر شامل چه کسانی میشود حال ادرس دقیق کتب علمای مشهور اهل سنت که به حدیث کساء اشاره کرده اند . مسلم در صحيحش باب فضائل اهل بيت النبي، ج 5، ص 37، ح 2424 2- ترمذي در صحيحش، ج 5، ص 663 باب مناقب اهل البيت، ح 3787 (بيروت، داراحياء التراث) 3- امام احمد بن حنبل در مسند، ج 1، ص 230 4- حاكم در مستدرك، ج 3، ص 133، 147 و ج 2، ص 416 5- امام نسائي در خصائص، ج 149 6-ذهبي در تلخيص، ج 2، ص 150 7- طبراني در معجم، ج 3، ص 48، ج 12، ص 98 8- حاكم حسكاني در شواهد التنزيل، ج 2، ص 11 9- نجاري در تاريخ الكبير، ج 7، ص 187 10- ابن حجر عسقلاني، در اصابه، ج 2، ص 509 11- فخر رازي در تفسيرش، ج 2، ص 700 12- قندوزي حنفي، در ينابيع الموده، ص 107 13- خوارزمي در مناقب، ص 23 14- طبري در تفسيرش، ج 22، ص 6 15- سيوطي در الدر المنثور، ج 5، ص 198 16- ابن الجوزي در تذكره الخواص، ص 233 17- زمخشري در تفسير كشاف، ج 3، ص 538 18- قرطبي در تفسيرش، ج 14، ص 182 19- ابن كثير در تفسيرش، ج 3، ص 492 20- ابن اثير در اسد الغابه، ج 2، ص 12 21- ابن عساكر در تاريخش، ج 1، ص 185 22- ابن حجر در صواعق المعرقه، ص 143
سلام از برادران عزیز سایت کمال تشکر را دارم که بنده را تحمل کردند . این اخرین پیام بنده است فقط دو تا سوال داشتم . اول ایا امکانی است که بشود وقتی وارد ایت سایت شدم متوجه بشوم درمورد کدام مسائل و شبهاتی که مطرح شده نظرات بیشتری نیز خواننندگان بیان کرده اند . نمیدانم منظورم را روشن رساندم یا خیر . به زبانی ساده تر ایا می توانم به طریقی متوجه بشوم درمورد یکی از مسائل گفت و گو میان کاربران زیاد است تا من هم وارد انجا بشوم . دومین سوال بنده این است شما گفتید مطالب بنده در حد یک کتاب شده است ایا امکانی است در همین سایت به عنوان یک مقاله وارد کنم . اگر امکانش هست ایا خود شما مطالب قبلی بنده را از نظر علمی تایید میکنید یا خیر . سایت - سلام ؛ امکان این که شما وارد سیستم مدیریت شوید و بتوانید در جداول بررسی کنید که کدام مطلب کامنت یا نظر بیشتری داشته وجود ندارد. اما ما جهت اطلاع عرض می کنیم که مطلب مربوط به استمناء و همین مطلب دلیل شیعه شد، از کامنت بالایی برخوردار بود، تا حدی که موضوع اول را عرض کردیم که دیگر کامنتی درج نمی کنیم. اما تأیید علمی مطالب ارسالی جنابعالی، مستلزم بررسی تک تک منابع ایفادی است، اما کلیات و یا برخی از منابع یا احادیثی که می شناختیم، درست بود و از شما متشکریم.
توی قران اومده ک الله گفته من از شاه رگ بهت نزدیکترم پس لازم نیست از حتی پیامبر (ص)نزدیکرم پس چرا یکسره مستقیم از خدا نمیخواهید چرا از علی حسین حسن مهدی ک اصلان در کار نیست میخواهید واقعان مردم یکم فکر کنید مخصوصن شیعه ها به از احساس دوری کنید بکم فکر لازم هست که بفهمی قران سنی ها رو فقط در راهش میبیند ن کسی و این کار پبغمبر شد ک به ما برسه پس ما سنی ها همین کارو داریم میکنیم میخواهیم شماهارو عزیزان من از اتش جهنم . راهی ک اشتباه انتخاب کردید پس الله محافظتون من نمیخوام بهتون بگم سنی ها خوبن شیعه ها بد هزارتا دیگه هستن از راه کج و راه راست ما سنی ها راه دو انتخاب کردیدم و شیعه ها کج رو شیعه هاالان کار من و تو هست ک ن به بزور با فکر خودتون بفهمید کدوم راه درست است الله هدایتون بدهد الله حافظ سایت - آن که فرمود از من از رگ گردن به شما نزدیکترم، خودش فرمود که برای تقرب به من وسیله بجویید. مگر خدای نزدیک به ما، خودش رازق نیست؟ پس چرا کار و تلاش می کنید؟
برادران. مسلمان بايد. از قران و حديث پيامبر پيروي كند. نه پيروي. پيرو محمد.ص اسلام دين تكميل شده هست و هيچ يكي از امام ها. و غيره كمي و زيادي به وجود أورده ميتواند. چون دين تكميل شده در حجت الوداع. خطبه تاريخي. اسلام. فرموده. كه هيچي مسلماني. بر مسلماني. و هيچ سيا پوستي بر سفيد پوست برتريً ندارد. معياري برتريً در دين اسلام تقوا است دين اسلام در اغاز نه شيعه بود و نه سني نبايد. با تقسيم فرقه ها و اختلافات بي مورد واستفاده جوي منافقين دين را پارچه پارچه كنيد. مذهب بايد اسلام باشد. نه. اختلافي چون تمام ما يك مسلمان هستيم. از يك پدر و مادر به وجود امديم. نسبت احتراميكه به خليفه هاي اسلام دارم. تمام شان به دين خدمت نموده اند . پس به نظر مه مسلمان به سرچشمه اسلاميت رجوع كند نه شعيه و نه سني. فقد مسلمان. سایت - انشای سنگینی بود، البته دقت کنید که مسلمانی لفظ نیست، بلکه یعنی تسلیم امر خدا شدن و تسلیم او شدن نیز تعریف شده است که چگونه باید باشد
بسم الله من یک مسلمان پیرو قرآن و سنت هستم و برای حضرت علی و حسن و حسین به اندازه حضرت ابوبکر و عمر و عثمان احترام قائلم و همینطور برای اصحاب و ائمه و اهل بیت پیامبر. میخواهم بگویم در اسلام اصلا از شیعه یا سنی بحث نشده و هر کس که از خدا و رسولش اطاعت کند مسلمان است و مهمترین اصل دین توحید است یعنی فقط خدا را خواندن و از او کمک خواستن و خداوند میفرماید هرگز اهل قبور را صدا نزنید که نمی شنوند و به فرض اگر هم بشنوند هرگز نمیتوانند جواب دهند. و میفرماید گروه گروه نشوید و تفرقه ایجاد نکنید در حالی که شکل گیری شیعه و بعد از آن تبدیل اسلام به شیعه و سنی خود تفرقه و مخالفت با قرآن بود پس این جدا شدن از ریشه باطل است.خلفای راشدین و پیامبر تا آخر عمرشان با هم و یار هم بودند و هیچگاه از برادر کمتر به هم نگفته اند ، دخترانشان را به عقد هم در آوردند و فرزندانشان را به اسم هم نام نهادند. در روز 17 بار میگوییم خدایا فقط تورا می پرستیم و فقط از تو یاری می جوییم پس یاری خواستن از غیر خدا شرک است چه آن شخص پیامبر ص باشد چه امام رضا و چه شیخ. حال آنکه مرده اند و صدای ما را هرگز نمی شنوند و تنها ذات حی و همیشگی فقط خداست و این یعنی توحید. هر کس چنین کرد مسلمان است و هرگونه غلو و اغراق در مقام پیامبر و ائمه و مخلوقات خدا، انسان را به سمت شخص پرستی به جای خداپرستی می برد و این کاریست که بسیاری از اهل تشیع میکنند که از ائمه درخواست کمک دارند و "یا علی و.. "میگویند و "یا محمد" هم بگویند که قطعا مقامشان از حضرت علی بالاتر است (البته گروهی از تشیع مقام حضرت علی را بالاتر از پیامبر میدانند وتا حد خدا او را بالا می برند. گفتم گروهی نه همه) شرک است و همچنین هستند تعدادی از اهل تسنن که از پیامبر و اشخاص کمک می طلبند و انها را صدا میزنند و هر کار هر دو باطل و شرک است. پس هر کس فقط خدا را خواند و از قران و سنت پیامبر پیروی کرد مسلمان است. حال خدا را می خوانی اما اموات را هم صدا میزنی. خدا را میخوانی اما زن پیامبر را که از آن به عنوان ام المومنین در قرآن یاد شده بد میخوانی و تهمت میزنی. خدا را میخوانی اما ائمه و شیخ ها را هم حی و زنده می پنداری چه شیعه ای که ائمه را بخواند و چه سنی که شیخ ها را صدا بزند هر دو باطل و شریک قرار دادن برای خداست. انسان هایی هستند که فکر میکنند اگر در خانه شان خدا را صدا بزنند به مقصود نمی رسند اما اگر به سر قبر فلان امام بروند یا او را بخوانند حاجتشان روا میشود و یا اگر نزد فلان شیخ بروند او شفایش میدهد به الله سوگند هر دو باطل است اما این به معنی بی احترامی به اصحاب و ائمه نیست بلکه آنان نور چشم ما هستند و احترام آنان در اطاعت آنان است و به خدا سوگند آنان هرگز غیر خدا را نخواندند و در مقام هیچ انسانی اغراق نکردند. و قابل توجه شیعه هایی که به خلفا توهین میکنند، این اشخاص تا آخرین لحظه یار و یاور پیامبر بودندو قطعا خدا و رسولش بهتر از شما خیر و شر و اسباب حفظ دین را می دانند. و سنی هایی هم که از روی عصبانیت و مقابله ائمه را ناسزا میگویند، کارشان فرقی با شیعه هایی که به خلفا توهین میکنند ندارد و هر دو از گمراهانند. کمی بیشتر و عاقلانه بیندیشیم باشد که اسلام قوی و پیروز گردد. فقط الله فقط الله فقط الله الله همه مان را به راه راست هدایت کند. سایت - به صرف این که اول متن بنویسید احترام قائلم، هیچ بحثی اثبات یا القا نمی شود. بله اگر کسی غیر خدا را به عنوان خدا بخواند، باطل است، اما خودش فرمود: به آن چه گفته ام وصل شوید، وصل شوید و فرمود منافق جماعت، از آن چه خدا دستور وصل داده است، قطع می کنند. سعی کنید نگاه وهابیتی به دین را کنار بگذارید که نه با تشیع سازگاری دارد و نه با تسنن و نه با اسلام و حتی نه با عقل و منطق
سلام دوستان ، من یه سنّی مذهب هستم و در استان گلستان -گنبدکاوس ساکن هستم اینجا بیشتر اقوام سنی و ترکمن هستند من هم همچنین ترکمن هستم،ما هیچگونه مشکلی و بحثی با دوستان و برادران شیعه نداریم و هیچ وقت پیش نخواهد آمد مگر اینکه طرف جاهل و بی دین و تفرقه افکن باشد ، خلاصه با اینکه در شهر ما سنی ها بسیار بیشتر از شیعه ها هستند ولی ما هیچگونه ادعای بزرگی و شرافت دینمون رو میان نمیاریم و من همیشه دوست داشتم اتحاد این دو گروه مسلمان رو ببینم و با دیدن کامنت های دوستان در این سایت و چند سایت دیگه دیدم که متاسفانه اختلافاتی که اصلا بیجا ترین بحث میتونه باشه خیلی رایجه و واقعا تاسف واره و من با دیدن این همه حرف های بدی که به مذهب ما زده شده واقعا نمیدونم چی بگم این همه کشتار و ناپدید کردن کسانی که شجاعانه از دین ما دفاع کردند ، مبارزه با واقعیت های که داره تو تلویزیون غیر ایران پخش میشه و... البته من با این گونه شبکه ها موافق نیستم ولی در برابر این همه تفرقه شاید بتونه به افراد این اجازه رو بده که فکر کنن و خودشون راهشونو انتخاب کنن به امید روزی که هیچوقت پیش نخواهد آمد ، زندگی بدون تفرقه ... سایت - خدا اجرتان دهد، به امید روز اتحاد و وحدت
با سلام و خسته نباشید همان گونه که بسیاری از بزرگان گفته و می گویند سنی و شیعه با هم برادرند و هر دو مسلمان. به نظر من در دوره پیامبر سنی و شیعه نبوده و همه فقط مسلمان بودند.و در مطلبی از سایت شما خواندم که چرا سنی ها اگر پیرو سنت پیامبر هستند بعد از غدیر خم به آن عمل نکردند...خوب سوال من این است که چرا شیعیان هیچ اعتراضی نکردند و مولایم علی (ع) خودشان چرا چیزی نگفتند و مسئله اصلی جانشینی پیامبر به این مهمی در قرآن نیامده؟با وجود این که خداوند از همه چیز آگاه است چرا این اختلاف را میان مسلمانان حل نکرد؟ با تشکر .فقط لطفا جواب سوال آخر را دقیق و با عدله محکم بیاورید چون خودم هم در این قضیه سردرگم هستم. تا به حال جواب قانع کننده ای نگرفتم. ممنون سایت - همان طور که خودتان اشاره نمودید، در آن موقع شیعه و سنی به عنوان مذاهب امروزی نبوده، بلکه همان اختلاف احزاب و خطوط بوده، مثل امروز. طرفداران شیخین و سنت شیخین را سنی می گفتند و چون پیامبر اکرم (ص) واژه علی و شیعیان علی را بیان نمودند، طرفداران علی (ع) را نیز شیعه علی می گفتند. اما معلوم است که خیلی کم بودند که اعتراض شان نقشی در تصمیمات سیاسی نداشت. اگر اکثریت قابل توجهی داشتند که در همان پیمان غدیر باقی می ماندند.
به يگانگي خداوند رحمن كه بزرگترين ظلم را كساني به دين خدا كردند كه كور كورانه و متعصبانه ،خواسته يا ناخواسته كمر به شقه شقه كردن دين خدا به انشعابات ساخت دست استكبار بسته اند ، بخدا كه نه علي (ع) ذره اي بسمت منفك كردن عده اي از مسلمين حركت كرده بود و نه ابوبكر ، عمر .... شما شيعه علي بوديد كه تعصب به يك گرايش خاص و منشعب از اسلام نداشتيد و اهل سنت اگر پيرو سنت پيامبر اكرم بودند كه بجاي نفاق به سنت وحدت مسلمين ميپرداختند . به چه جراتي دين خدا را منشعب و منفك ميكنيد ؟ علي(ع) و ابوبكر صديق و عمر (ر.ع) را مقابل هم ميدانيد و شده ايد وارث و طرفدار هر يك از آنان و كاسه داغتر از آش ؟ ما مسلمين به گنداب استكبار فرو رفته ايم ، استكبار اسلام را شقه شقه كرده است و آنرا بورطه زوال برده است فقط و فقط با از بين بردن اتحاد مسلمانان از طريق منشعب كردن آن به سني و شيعه ،بخدا نه علي (ع)و نه ديگر بزرگان دين ، آنقدر خود را محق نميدانند كه اتحاد مسلمين را خدشه دار كند . همان بلايي كه استكبار بر سر مسيحيت آورد و با تفكيك و منفك كردن ، حال در كمين اسلام است سایت - شما که خودت با لفظه «شما که شیعه علی بودید» ایجاد انفکاک کردی، آن هم با این غیض! اگر انفکاک نبود که نه حضرت علی (ع) به دست خوارج ترور می‌شد، نه معاویه به نام حاکم اسلام بر سر کار می آمد و امام حسن (ع) را ترور می کرد و نه سپاهیان یزید، عبیدالله و عمر سعد و ... به نام اسلام، سر امام حسین (ع) را می بریدند!
سلام در پاسخ به شما شیعیان باید گفت که متاسفانه شما مضمون ایات و ایات قبل و بعد رو در نظر نمی گیرید برای مثال ایه ای که اسمس رو ولایت نام گذاری کردین ربطی به ولایت حضرت علی ندارد از اونجایی که ایات قبل در مورد منافقانی که با کفار دوستی می کنند به مسلمانان می گوید " تنها خدا و و پیامبر و مومنان دوست و یاور شما می باشند که خاشعانه نماز می خوانند و زکات مال بدر می کنند " در ضمن و در اینجا حالیه نیست که معنی در حالیکه بدهد و اما در مورد بقیه ایات هم همینگونه است مثل ایه تطهیر و ایه که مربوط به غدیر می دونید و اما در مورد روایات باید بگم که تا وقتی که با قران در تضاد باشند نمیشه حکم صحیح رو بر اونها روا دونست در اخر باید بگویم که اگر شما شیعیان بر حق هستید چرا حداقل سایتهایی که علیه اعتقادات شما مطلب نوشته اند رو فیلتر می کنید سوای اینکه بارها در تریبون های مختلف به عقاید اهل سنت توهین می کنید در مورد غصب خلافت هم حضرت عمر کسانی مثل سلمان و عمار رو که تنها اونارو مسلمان بعد از پیغمبر می دونید باید بگم که چرا در زمان حضرت علی در تیسفون و کوفه در حکومت گماشته شدند و حضرت علی هم در زمان فتح فلسطین به امارت منصوب شد و به جای اینکه این بیست و پنج سال زندانی و حصر خانگی بشه با عمر مشورت می کرد سایت - همین مقدار از آیه را نیز قبول داشته باشید، خوب است و باید به دعوت ایشان در غدیر لبیک بگویید.

سوالات و شبهات موضوعی و مناسبتی

img25

شبهات در خصوصامیرالمومنین

مشاهده بیشتر
امیرالمومنین

ولایت ، امامت، غدیر

آرشیو
img25

شبهات در خصوصامام حسین

مشاهده بیشتر
امام حسین

کربلا ، محرم ، عزاداری

آرشیو
img25

شبهات در خصوصامام مهدی

مشاهده بیشتر
امام مهدی

غیبت ، قیام ، انتظار

آرشیو