در حادثه لشکر کشی عمر خلیفه دوم، وقتی لشکر به گرگان رسید در این زمان بزرگان شهر و مردم با فرستادن پیکی به طرف لشکر اسلام از آنها امان خواستن و در قبال پول هم دادند ... – سؤال: آیا آقا امام حسن و حسین در چنین جایگاهی باشند و هیچ شکایت و مخالفتی و حتی در آینده نیز شکوه‌ای نکنند؟ اصلاً حضور امام یعنی تایید کار این قاتلان نیست؟

ارسال نظر

نظرات کاربران

در این ادعای حضور امام حسن و حسین تنها که شامل فتوح البلدان و تاریخ طبری است ... بنا براین صحت این روایات را بررسی میکنیم ، تا صحت ادعا روشن گردد : بن مایه اول : فتوح البلدان –بلاذری : فتوح البلدان - البلاذري - ج 2 - ص 411 جرجان وطبرستان ونواحيها 834 - قالوا : ولى عثمان بن عفان رحمه الله سعيد بن العاصي بن سعيد ابن العاصي بن أمية الكوفة في سنة تسع وعشرين . فكتب مرزبان طوس إليه وإلى عبد الله بن عامر بن كريز بن ربيعة بن حبيب بن عبد شمس ، وهو على البصرة ، يدعوهما إلى خراسان ، على أن يملكه عليها أيهما غلب وظفر . فخرج ابن عامر يريدها ، وخرج سعيد . فسبقه ابن عامر ، فغزا سعيد طبرستان ، ومعه في غزاته فيما يقال الحسن والحسين أبناء علي بن أبي طالب عليهم السلام . گرگان-جرجان- و طبرستان: گفته اند که عثمان بن عفان(خلیفه سوم) سعید بن العاصی بن امیه را در سال 29 (هجری) والی کوفه قرار داد. پس مرزبان توس بدو و عبد الله بن عامر بن كريز بن ربيعة بن حبيب بن عبد شمس ، والی بصره ، نامه ای نگاشت و آنان را بسوی خراسان دعوت نمود..... پس سعید و عامر هر دو اهنگ خراسان نمودند اما عامربرو پیشی گرفت پس سعید آهنگ طبرستان نمود در حالیکه گفته می شود حسن و حسین فرزندان علی بن ابیطالب در شمار همراهان وی بوده اند. ایرادهایی که بر این روایت وارد است : 1- در متن ترجمه شده پارسی اسلامستیزان عمدا یا سهوا واژه "گفته میشود" از قلم افتاده است... حال انکه در یک روایت تاریخی یا یک حدیث همین واژه بتنهایی برای رد چنین ادعایی کافی است. چون خبری از راوی نیست بلکه گویا نویسنده هم به اصل وجود مشکوک است !! در اینجا امانتداری مترجم سخت به چالش گرفته میشود. 2- در اینجا چنانکه گفتیم واژه "گفته میشود" بکار رفته که اصلا دلیل خوبی برای اثبات نیست و در بدوی ترین دادگاهها هم به آنچه گفته اند نمیتوان استناد کرد بویژه انکه شواهد و قرائنی برای تایید این مدعا آورده نشده!! 3- اما اگر مو شکافانه روایت را به نقد بکشید میبینید در ابتدای روایت نویسنده میگوید:"گفته اند" سپس آنگاه که به حضور حسنین در تبرستان رسیده زیرکانه و در یک چرخش مینویسد:"میگویند" به عبارتی ابتدا فعل قالو که فعلی "ماضی"-گذشته- است آورده میشود و سپس فعل مضارع – حال و آینده – آورده شده است به عبارتی کسانی که نویسنده اصل روایت را از آنها گرفته کسانی بوده اند که در گذشته میزیسته اند و این روایت بدانها منتقل شده اما درباره حضور حسنین بکار بردن فعل مضارع حاکی از آنستکه کسانی هم عصر نویسنده – بلاذری- که هم عصر عباسسیان است- بدو گفته اند که احتمالا حسنین حضور داشته اند آنچه بکلی و به یکباره روایت را از هستی ساقط میکند!! چنانکه دانشمندان علم رجال و درایه دقیقا چنین شیوه ای را در آنالیز نهایی صحت یک روایت بکار میبرند. اما بن مایه دوم : تاریخ طبری ... تاريخ الطبري - الطبري - ج 3 - ص 324 - 325 وحدثني عمر بن شبة قال حدثنا علي بن محمد قال أخبرني علي بن مجاهد عن حنش بن مالك التغلبي قال غزا سعيد سنة ثلاثين فأتى جرجان وطبرستان معه عبد الله بن العباس وعبد الله ابن عمر وابن الزبير وعبد الله بن عمرو بن العاص فحدثني علج كان يخدمهم قال كنت آتيهم بالسفرة فإذا أكلوا أمروني فنفضتها وعلقتها فإذا أمسوا أعطوني باقيه قال وهلك مع سعيد بن العاص محمد بن الحكم بن أبي عقيل الثقفي جد يوسف ابن عمر فقال يوسف لقحذم يا قحذم أتدري أين مات محمد بن الحكم قال نعم استشهد مع سعيد بن العاص بطبرستان قال لا مات بها وهو مع سعيد ثم قفل سعيد إلى الكوفة فمدحه كعب بن جعيل فقال فنعم الفتى إذ جال جيلان دونه * وإذ هبطوا من ( دستب ) ؟ ثم أبهرا ‹ صفحة 325 › تعلم سعيد الخير أن مطيتي * إذا هبطت أشفقت من أن تعقرا كأنك يوم الشعب ليث خفية * تحرد من ليث العرين وأصحرا تسوس الذي ما ساس قبلك واحد * ثمانين ألفا دارعين وحسرا حنش بن مالک تغلبی گويد : سعيد سال سیام آهنگ غزا کرد و سوی گرگان و طبرستان رفت . عبدالله بن عباس و عبدالله بن عمر وابن زبير و عبدالله بن عمرو بن عاص با وی بودند ... 4- اما تبری در اینجا باز جریان لشکر کشی سعید را به به گرگان و طبرستان مطرح میکند حال انکه اساسا نامی از امام حسن امام حسین و حضور آنها در این جنگ نمیبرد. و این در صورتیست که بدانیم تبری بر خلاف بلاذری سلسله سند روایت خویش را دقیقا بیان داشته است .و بهر روی نشانگر آنستکه راوی اولیه سخنی از حضور حسنین به میان نیاورده است!! تاريخ الطبري - الطبري - ج 3 - ص 323 – 325 ‹ صفحة 323 › حدثني عمر بن شبة قال حدثني علي بن محمد عن علي بن مجاهد عن حنش بن مالك قال غزا سعيد بن العاص من الكوفة سنة ثلاثين يريد خراسان ومعه حذيفة ابن اليمان وناس من أصحاب رسول الله صلى الله عليه وسلم ومعه الحسن والحسين وعبد الله بن عباس وعبد الله بن عمر وعبد الله بن عمرو بن العاص وعبد الله بن الزبير وخرج عبد الله بن عامر من البصرة يريد خراسان فسبق سعيدا ونزل .... حنش بن مالک گويد : سعيد بن عاص به سال سی ام از کوفه به منظور غزا آهنگ خراسان کرد . حذيفه بن يمان و کسانی از ياران پيمبر خدا ( ص ) باوی بودند ؛حسن و حسين و عبدالله بن عباس و عبدالله بن عمرو عمرو بن عاص و عبدالله بن زبير نيز با وی بودند ... ‹ صفحة 325 › وحدثني عمر بن شبة قال حدثنا علي بن محمد قال أخبرني علي بن مجاهد عن حنش بن مالك التغلبي قال غزا سعيد سنة ثلاثين فأتى جرجان وطبرستان معه عبد الله بن العباس وعبد الله ابن عمر وابن الزبير وعبد الله بن عمرو بن العاص فحدثني علج كان يخدمهم قال كنت آتيهم بالسفرة فإذا أكلوا أمروني فنفضتها وعلقتها فإذا أمسوا أعطوني باقيه قال وهلك مع سعيد بن العاص محمد بن الحكم بن أبي عقيل الثقفي جد يوسف ابن عمر فقال يوسف لقحذم يا قحذم أتدري أين مات محمد بن الحكم قال نعم استشهد مع سعيد بن العاص بطبرستان قال لا مات بها وهو مع سعيد ثم قفل سعيد إلى الكوفة .... 5- باز در اینجا میبینیم که تبری در صفحه 323 کتاب خود (متن عربی) اشاره به همراهان سعید در جنگ تبرستان دارد اما در روایتی دیگر و اتفاقا با همان سلسله سندو راویان تبری و در روایتی دیگر درباره همراهان سعید نامی از حسنین در حضور در تبرستان نمیبرد! آنچه فرضیه اضافه شدن نام امام حسن و امام حسین در شمار همراهان را بعدها و در زمانی معاصر خود نویسندگان-بلاذری و تبری-را بیش از پیش تقویت میکند!! 6- اما جای این پرسش باقی است که شبه افکنان هیچگاه نمیپرسند که در زمان خلافت عثمان اصولا پایتخت حکومت اسلامی همواره در مدینه بوده است و علی علیه السلام نیز در آنجا مسکن گزیده بودند و بالطبع فرزندان ایشان نیز همراه ایشان بوده اند (نگهبانی از منزل خلیفه سوم در برابر ناراضیان(و آنچنانکه پیداست این فتواحات نیز به دستور دولت مرکزی نبوده و با دعوتی از سوی حاکمان ان شهرها صورت گرفته پس فرضیه آماده سازی لشکر نیز نمیتواند در میان باشد. 7- حال باید پرسید که اصولا در آن زمان که سعید والی کوفه و عامر والی بصره اهنگ خراسان کرده اند اصولا حسنین در کوفه یا بصره حضور نداشته اند و در منابع تاریخی میز مثالی بر این مدعا یافت نمیشود حال چگونه آنها میتوانسته اند در شمار همراهان سعید و عامر قرار گیرند خود جای پرسش فراوان دارد!! 8- و اینکه، اصولا امام علی که حتی در زمان خودش اجازه شرکت در جنگ را برای امام حسن و امام حسین صادر نمیکرد چگونه راضی به فرستادن فرزندان خود به آن منطقه شده بود ! 9- پس از بررسی این دو سند اصلی این ادعا می رسیم به کتابی که برخی اسلامستیزان برای رسیدن به هدف خود از آن بهره بردند و آن کتابی نیست جز زندگانی امام حسین نوشته زین العابدین رهنما... بله ! این افراد از کتابی که تاریخنویسی اش نه علمی بل که داستانی است ، برای رسیدن به این هدف سود برده اند در حالی که همه تاریخ پژوهان آگاهند که این کتب هیچگاه برای تحقیق در زمینه تاریخ استفاده نمیشوند و فاقد اعتبار علمی هستند و در آن خیالپردازی نویسنده نقش اصلی را دارد...اما جالب اینجاست که مدعی ِ اسلامستیز همین نوشته داستانی را هم با حذف و سانسور آورده تا جریان را وارونه جلوه دهد ... این نوشته را هم مرور میکنیم ، تا به امانتداری مدعی آگاه شویم ... زندگانی امام حسين - زين العابدين رهنما - جلد دوم - فصل سوم - صفحه ۲۰ «در سال سی ام هجری يعنی هفت سال پس از خلافتش [ منظور عثمان است] سعيدالعاص آن فرمانده ماجراجوی عرب را با نيروی تازه نفس از کوفه بسوی طبرستانفرستاد [استناد به متن بالا ( زير نويس ) کرده است ] دو فرزند علی ( ع ) امام حسن وامام حسين هم بسمت مجاهدان اسلامی که اين جهاد برای هر خاندان مسلمان وظيفه و شعاریبشمار می آمد زير دست اين فرمانده اموی حرکت کردند. ... اين نيروی تازه نفسبحدود طبرستان رسيد و به نخستين دژ مستحکم و قلعه نا گشودنی ان برخورد کرد . سعيدالعاص دانست که تصرف اين دژ نا ممکن است . بدون اينکه بهمراهان ديگر از مجاهداناسلامی در باره نقشه خود چيزی بگويد هيئتی را به قلعه فرستاد و تقاضای صلح و تأديهجزيه کرد. پس از گفتگوی بسيار اسپهبد قلعه برای جلو گيری از خونريزی پيشنهاد صلحاو را پذيرفت بشرظ اينکه نيروی تازيان بمردم قلعه و دفاع کنندگان اين دژ آسيبینرسانند . اين شرط پذيرفته شد و اسپهبد نامبرده دستور گشودن دروازه های کوه پيکرقلعه را داد . سعيد العاص فرمانده عرب با تمام نيروی خود بدرون قلعه آمد و مطابقنقشه ای که قبلا طرح ريزی کرده بود دستور داد بی درنگ نقاط بلند و سخت قلعه رااشغال کنند و نيروی ايران را خلع سلاح نمايند . فردای انروز يکايک مدافعان قلعه راگرفت بعضی را در زنجير نگاه داشت و بيشتر انها را کشت . کشتاری بيرحمانه در قلعهانجام شد . (اسلامستیزان تا اینجای مطلب را آوردند و از آوردن نوشته های زیر پرهیز کردند( حسين از اين پيش آمد ناهنجار چنان بر آشفت کهبا سعيد العاص پرخاش سخت نمودو گفت: - تو از اينتاريخ ديگر شايستگی فرماندهی مسلمانان را نداری . با آن قول و قرار و عهد وپيمان با ايرانيان ، عهد و پيمانی که هميشه نزد رسول خدا محترم شمرده می شدچگونه بخود اجازه دادی اين عمل ننگين را مرتکب شوی و بجان و مال مردم بیپناه دست درازی کنی و همه را از دم تيغ بگذرانی و مال آنان را بغارت ببری؟ من که يک مجاهد اسلامی هستم اين ننگ و نفرت را روبروی همه مسلمانان ومجاهدان اسلامی نقش صورت کريه خودت می سازم ، تا همه بدانند که اين رفتار نا شايستهتو زيبنده اخلاق زشت و طينت ناپاک خودت بوده و بهيچوجه ارتباطی با مسلمانان و اخلاقکريم آنها ندارد .زيرا تو مانند ديگر افراد خاندان بنی اميه هيچگاه به پيامبر اسلامو مبادی يلند و پاک آم ايمان نياوردی و همان راه گمراهان قبيله خود در پيش داری . من اکنون از همينجا به مدينه باز می گردم و خليفه را از شوء رفتار تو آگاه می کنم . همان روز حسين با برادر بزرگتر خود و چند تن از مسلمانان ديگر از قلعه بيرونامده و راه مدينه را در پيش گرفت و اين نخستين اختلاف حسين ( ع ) با خاندان بنیاميه بود . روزی که اين کاروان کوچک وارد مدينه شد و شرح واقعه را حسين ابتدابه پدرش علی ( ع ) و سپس به همه مسلمانان گفت . امير مومنين علی ( ع ) هماندم بمسجدشتافت و به عثمان که خلافت را با تحمل اين ننگها بعهده گرفته بود چنين گفت : دستاين افراد ناپاک و آزمند را از رياست و فرماندهی مسلمانان کوتاه کن ، به اين ننگ ورسوائی خاتمه ده . راضی مشو که اعتماد و اطمينانی که رسول خدا در دلها بوجود آوردهاز ميان برود . انوقت است که همه چيز درهم شکسته می شود و همه سازمانهای عقيدتیمردم فرو می ريزد. 10- جالب اینجاست که زین العابدین رهنما بن مایه اش همین روایت های طبری و فتوح است که در ابتدا اشاره کردیم نه چیز دیگر ...و مشخص نیست غیر از آنچه ما روایت کردیم باقی را از کجا آورده است ...

سوالات و شبهات موضوعی و مناسبتی

img25

شبهات در خصوصامیرالمومنین

مشاهده بیشتر
امیرالمومنین

ولایت ، امامت، غدیر

آرشیو
img25

شبهات در خصوصامام حسین

مشاهده بیشتر
امام حسین

کربلا ، محرم ، عزاداری

آرشیو
img25

شبهات در خصوصامام مهدی

مشاهده بیشتر
امام مهدی

غیبت ، قیام ، انتظار

آرشیو