عده‌ای از فلاسفه‌ی غرب عقیده دارند که بسیاری از مطالبی که بدیهی می‌پنداریم به خاطر ساختار مغز ما می‌باشد. به عنوان مثال وقتی می‌گوییم «جزء از کل کوچک‌تر است» به خاطر ساختار این شکلی مغز ماست و اگر ساختار مغز ما را عوض کنند و یا طور دیگری خلق شده بود، شاید ما نتیجه‌ای عکس این قضیه یا اصلا نتیجه‌ای دیگری می‌گرفتیم. آیا درست است؟

ارسال نظر

نظرات کاربران

این شبهه جدیدی نیست و در نیمه دوم قرن نوزدهم در اروپا در اثر غرور بیش از اندازه به پیشرفت علم تجربی و توانایی این علم برای توجیه همه چیز و گرفتن جای همه معارف دیگر و نیز توانایی تکنیک جدید برای تصرف در همه چیز و تحقق رویای خدا شدن انسان در این جهان مطرح گردید. این ایمان بی چون و چرا به علم تجربی در حال حاضر در بریتانیا و آمریکا که مبهوت تجربه و تکنیک شده بیش از همه جا مشهود است و معمولاً ادعاهای اینچنینی و روان شناسان یا فلاسفه اینچنینی از این دو جا ظهور می کنند. این حمله علم تجربی برای تصرف همه چیزها تا آنجا پیش رفته که عده ای می گویند اصول بدیهی منطق نیز قابل تحویل به روان شناسی است، مثلاً به زودی توانایی بشر در علم و تکنیک به جایی می رسد که می توانیم انسانی خلق کنیم با یک ساختار مغزی تازه که جزء را از کل بزرگتر می بیند، یا این مطلب که جزء از کل کوچکتر است فقط در موجودات انسانی با ساختار مغزی مانند ما صدق می کند و شاید موجودات دیگری با یک ساختار مغزی دیگر موجودند که بری آنها جزء از کل کوچکتر نیست. بهترین پاسخی که به این ادعاها می توان داد این است که اصول منطقی مستقل از جهان تجربی هستند و اگر جهان مادی فعلی نیز به کلی معدوم و نابود مطلق شود باز هم آن اصول منطقی برقرارند و حتی اگر این جهان تجربی فعلی خلق نشده بود باز هم آن اصول برقرار می ماندند و هرگز نمی توان جهانی خلق شده یافت که اصول منطقی آن با آنچه در جهان مادی فعلی می یابیم متفاوت باشد. در واقع با دقت در همین پاسخ کوتاه معلوم می شود که ادعای وابستگی منطق به روان شناسی از ناحیه کسی صادر می شود که جز به همین جهان مادی و تجربی فعلی و ظرفیتهایش به چیز دیگری امید و اعتقاد ندارد و به دنبال پیدا کردن ردپای هر چیز در این ماده محسوس و قابل تجربه است و وقتی با چشم مادی تجربی اش به عالم می نگرد موجودی برتر و بالاتر از انسان نمی یابد و از آن سو نیز وقتی پیشرفت بی انقطاع و تصاعدی تجربه و تکنیک در کنترل عالم ماده را می بیند هیچ دلیلی نمی یابد و در واقع لازم می داند که جامعه بشری بتواند به مرتبه خدایی رسیده و حتی اصول منطقی را نیز طبق آنچه نیازهایش اقتضا می کند و می طلبد به نفع خود تغییر دهد.

آخرین پست ها

سوالات و شبهات موضوعی و مناسبتی

img25

شبهات در خصوصامیرالمومنین

مشاهده بیشتر
امیرالمومنین

ولایت ، امامت، غدیر

آرشیو
img25

شبهات در خصوصامام حسین

مشاهده بیشتر
امام حسین

کربلا ، محرم ، عزاداری

آرشیو
img25

شبهات در خصوصامام مهدی

مشاهده بیشتر
امام مهدی

غیبت ، قیام ، انتظار

آرشیو